تبليغاتX
sian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"> حریم عشق را درگه بسی بالا تر از عقل است شهدا نظر می کنند به وجه الله ، خدایا توفیق شفاعت شهدا را نصیب ما گردان
درگه عشق
Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic
در محضر شهدای مسجد جعفری کوی نصر ( گیشا ) ؛


 روز قدس از زبان امام امت


http://basna.ir/basna/wp-content/uploads/emam.jpg


روز قدس یک روز جهانی است ، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله ی مستضعفین و مستکبرین است . روز مقابله ی ملتهایی که زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند در مقابل ابر قدرتهاست. روزی که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند...

امام خمینی 25/5/58

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 تصاویری از حضور بدون معنی و بدون جنبش سبز در روز قدس و سر دادن شعارهای صهیونیستی

اینم یه سری تصاویر از روز قدس امسال که با همه سالها فرق داشت و البته من از دیدن یه سری صحنه ها و دادن یه سری از شعارها که امسال دوستای سال اولی راهپیمایی 30 ساله روز قدس فریاد می زدن خیلی ناراحت و متاسف شدم .

 ای کاش این دوستان عزیز یه روز دیگرو واسه این حرکت سبزشون انتخاب می کردن .

اونا به سردادن این شعارها فلسفه روز قدس که زایده تفکر امام امت ، خمینی کبیر (ره) بود رو زیر سوال بردن .

 حرکت سبزی که سردمدارای اون خودشون رو از نزدیکان به خط امام می دونستن .

 ای کاش این حرکت سبز این شعار های زاییده تفکر شوم صهیونیسم رو سر نمی داد .

 این شعارها بون شک ، شعار استعمار و استکبار بود ؛

مثلا : نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ....

این شعارها با خیلی  از اصول اسلام و انقلاب ناسازگار بود و هست .

 بی تفاوتی در برابر  اوضاع و احوال سایر مسلمین بر خلاف نص صریح قرآن و روایات هست .

رمز پیروزی مسلمین فقط وحدت و توکل به خدای بزرگ در سایه این اصل مبارک هستش .

و ای کاش این دوستان شیرینی و حلاوت ، روز وحدت امت اسلام رو و تلخی اون رو در دهان دشمنان اسلام و ایران کما کان به قوت خودش باقی می زاشتن .


و اینم یه سرس تصاویر با ذکر منبع :








|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سيدابراهيم رئيسي، معاون اول قوه قضاييه و عضو مجلس خبرگان رهبري


اشاره:

نام سيد ابراهيم رئيسي نامي آشناست. او در حال حاضر معاونت اول قوه قضاييه را بر عهده دارد و همچنين عضو مجلس خبرگان رهبري است. حجت‌الاسلام رئيسي پيش از اين 10 سال مسئول سازمان بازرسي كل كشور بوده است. در گفت‌وگويي كه با وي انجام داده‌ايم نظرش را در مورد مسائل تبليغي و ارشادي جامعه جويا شده‌ايم. اين گفت‌وگو در حوزه علميه الزهرا كه به‌نوعي دفتر كار فرهنگي و علمي حجت‌الاسلام رئيسي است انجام گرفته است.

 

با توجه به مسئوليت‌هايي كه در طول سال‌هاي پس از انقلاب داشته‌ايد، نظرتان درباره ضرورت‌هاي ارشادي در تبليغات اسلامي چيست؟

در اين راستا اولاً به وظيفه و مسئوليتي كه امت اسلامي در قبال تبليغ دين دارد بايد اشاره كرد و ثانياً به ساختاري كه در جامعه اسلامي مسئوليت اين كار را دارد. هيچ كدام از آحاد جامعه اسلامي در قبال تبليغ دين و ارشاد جامعه اسلامي بي‌مسئوليت نيستند. به موجب آيات نوراني قرآن كريم و روايات ائمه ما امتي هستيم كه بايد دعوت به خير را جزو اصول كاري داشته باشيم. امر به معروف، نهي از منكر، امر به گسترش همه خوبي‌ها و نهي از همه آنچه كه زشتي‌ها و پليدي‌هاست وظيفه همه آحاد است و همه در قبال اين مسئوليت وظيفه سنگيني دارند. اين از ويژگي‌هاي امت اسلامي است.

علاوه بر اين، اين كار به صورت سازمان يافته در بعضي از بخش‌هاي كشور كه وظيفه تبليغي و ارشادي دارند نهادينه شده است. طبيعتاً اين‌جا سه نكته قابل توجه است: ضرورت نگاه دقيق به پيام، ابزارهاي ارسال پيام و پيام‌گيرنده و مخاطب. به نظرم ضرورت ايجاب مي‌كند كه بعد از قريب سه دهه كه از پيروزي انقلاب گذشته است نگاه دقيق‌تري هم به محتواي پيام شود، هم به قالب‌هايي كه در آن قالب‌ها پيام مي‌خواهد به پيام گيرنده منتقل شود. بايد ببينيم اين قالب‌ها مناسب‌اند؟ جذابيت اين قالب‌ها چگونه است؟ آيا همان روش‌هايي كه تاكنون براي انتقال پيام استفاده مي‌شد همچنان كارآمد است يا بازنگاه و بازتعريف نوع كاري كه مي‌شود ضرورت دارد.

معتقديد روش‌هاي سنتي تبليغات ديني در جامعه بايد بازنگري شوند؟

الان اين بازنگري ضرورت جدي دارد. شما به روش‌هايي كه امروزه در دنيا كاربرد دارد نگاه بكنيد. چه در ارتباط با محتواي پيام‌ها، چه در ارتباط با قالب‌هايي كه براي انتقال پيام استفاده مي‌شود ببينيد چه حركت‌هايي مي‌شود. نگاه كنيد به آنچه كه در واتيكان مي‌گذرد. حركت تبشيري كه در مسيحيت وجود دارد از روستاهاي آفريقا تا دانشگاه‌هاي بنام دنيا مخاطب دارد. تفاوت را در مخاطبان و در عين حال گستردگي كاري كه از نظر حجم و محتوا انجام مي‌دهند ببينيد.

شما مي‌خواهيد محتواي انسان‌ساز اسلام را با چه قالبي ارائه كنيد؟ امروزه در مسائل تبليغاتي استفاده از سينما و ساير هنرها در انتقال مفاهيم به مخاطبان با توجه به سرعت انتقال و ثباتي كه دارد در دنيا مطرح است.

طبيعتاً ضرورت دارد يك بازنگاهي هم به ابزارهاي تبليغي و هم به روش‌هاي تبليغي شود و هم بررسي كارشناسانه در مورد مخاطبان انجام شود. اصولاً روش‌هاي سنتي را كه تاكنون موثر بوده و توانسته كار بكند در شرايط فعلي حداقل براي بخش‌ عمده‌اي از جامعه موثر نمي‌دانم. نسبت به بخش‌هاي سنتي شايد بشود با همان روش‌هاي سنتي كار كرد. اما براي بخش جديد جامعه و جوانان كه بخش عظيمي از جامعه‌اند با اين دستگاه‌هاي ارتباط‌جمعي و تكنولوژي‌هاي نويني كه در انتقال اطلاعات وجود دارد حتماً بايد كار جدي‌تري در عرصه تبليغ و ارشاد داشته باشيم.

هجمه به ما خيلي بالاست. قرآن كريم در مورد تبليغ مي‌فرمايد كه در تبليغ و رساندن پيام دين فقط از من بترسيد. از هيچ‌كس وحشت نداشته باشيد. اين چه فلسفه‌اي دارد؟ چرا در مورد تبليغ دين اين‌گونه مي‌فرمايد؟ چرا در مورد ماموريت‌هاي ديگر چنين پيامي در قرآن كريم نيست؟ معلوم مي‌شود كه در مقابل رساندن پيام دين كساني سنگر گرفته‌اند كه نگذارند پيام انسان‌ساز دين به همگان برسد. در مقابل اين هجمه بايستي زمان‌شناس بود، مكان‌شناس بود و از ابزار متناسب استفاده كرد.

اين ماموريتي است كه حواريون مخصوص به خود را مي‌طلبد. حتماً حواريوني مي‌خواهد كه انصار دين شوند. آن حواريوني كه بخواهند انصار اين پيام و تبليغ شوند همه نيستند، آنهايي هستند كه متناسب با اين ماموريت باشند. اين يك اراده و تصميم و شناخت كافي و كامل نسبت به اصل پيام را مي‌خواهد. بايستي آن نگاه قديمي كه نسبت به تبليغ و مبلغ بود عضو شود و تعريف جديدي از تبليغ و مبلغ ارائه شود.

فكر مي‌كنيد قوه قهريه مي‌تواند جزو ابزارهاي تبليغ باشد؟

در شكل‌گيري جامعه ديني به هيچ عنوان در ابتدا از قوه قهريه استفاده نشده است. پيام و خواندن به دين ما بايد با موعظه و حكمت باشد. با برهان و دليل باشد يا از راه دل باشد يا از راه عقل و برهان. در نظام تربيت ديني ابتدا شمشير نيست. ما اگر بخواهيم جامعه را به سمت ارزش‌ها و دين دعوت كنيم راهش قرآن، منطق، موعظه و حكمت است و يا ساختن زمينه‌هايي است كه آن زمينه‌ها خود به نوعي تاثيرگذارند.

چه زمينه‌هايي؟

ببينيد براي مثال بسياري از زمينه‌هاي معيشتي و رفاه از جرم و جنايت جلوگيري مي‌كند. يكي از راه‌هاي پيشگيري از وقوع جرم بالا بردن فرهنگ ديني و ارتقاي اخلاق اجتماعي است.

گاهي آنقدر مسائل اقتصادي و معيشتي سخت مي‌شود كه دينداري براي دينداران كار سختي مي‌شود، به‌خصوص كساني كه پايه‌هاي ديني خيلي محكمي ندارند. در كل جامعه اگر به مسائل معيشتي توجه نشود گاهي دينداري دچار آسيب مي‌شود. چنانكه در روايات ما هم هست كه گاهي فقر به كفر مي‌كشد.

اسلام يك برنامه و پكيج ارائه كرده است. دين يك برنامه است كه در اين برنامه، هم مسائل فكري و  عقيدتي بايد حل شود، هم مسائل معيشتي و رفاهي، هم مسئله كار و مسكن. هم به جمع توجه دارد هم به فرد.

پس اگر بازگرديم به سوال شما، اول نوبت قهريه نيست. بايد زمينه‌هايي در جامعه ايجاد كرد كه از وقوع جرم پيشگيري شود. اگر جواني زمينه ازدواجش فراهم شود و ازدواج كند در روايات داريم كه نصف دينش را حفظ كرده است. از نظر اجتماعي جلوي بسياري از خلاف‌ها گرفته مي‌شود. ازدواج آسان مي‌تواند زمينه‌هاي وقوع جرم را كاهش دهد. همچنين بيكاري از زمينه‌هاي جرم است و... .

وقتي مي‌گوييم دين يك برنامه است يعني با گسترش فرهنگ ديني و اخلاق اجتماعي جلوي خيلي از مشكلات گرفته مي‌شود. حالا اگر تمام اينها شد و كسي رفت جرم كرد. اينجا نوبت قوه قهريه است كه با مجرم برخورد كند.

من از سخنان شما اين برداشت را كردم كه بحث معيشت و ازدواج و شرايط اجتماعي- فرهنگي جامعه به نوعي پشتوانه مقوله ارشاد هستند، يعني اگر آنها  فراهم نباشند ممكن است اصلاً بحث ارشاد ما مؤثر نيفتد.

بله، همين طور است.

حال با توجه به شرايط فعلي جامعه، شما فكر مي‌كنيد كه قوه قهريه در تبليغ و اشاعه آموزه‌هاي ديني و شعائر مذهبي در جامعه ضرورت پيدا مي‌كند؟

در نظامات اجتماعي بايد بحث فرهنگي را دنبال كرد اما در عين حال براي اينكه نظم اجتماعي برقرار بماند بايد قوه قهريه هم باشد. يعني ما نمي‌توانيم بگوييم كه براي مثال تا براي اين دخترخانم از نظر استدلالي و برهاني اثبات شود كه حجاب امر خوبي است اجازه بدهيم كه امنيت اخلاقي جامعه را تهديد بكند. هم بايد نظامات اجتماعي را محكم اجرا كرد، هم كار فرهنگي و ارشادي كرد. در ارتباط با فرهنگ ديني، ما جامعه را مثل ماركسيست‌ها طبقه‌بندي نمي‌كنيم و مي‌گوييم كه پيام دين مي‌تواند همه انسان‌ها را مخاطب قرار دهد. مخاطب هم فقير است هم غني، هم عالم است هم جاهل. تاثيرش هم همينطور است. يعني پيام ديني روي يك فقير علي‌رغم شدت فقر مي‌تواند تاثير بگذارد و او ديندار باشد. همين طور در مورد اغنيا. غنا مانع از دريافت تاثير پيام دين نيست. پس، از اين جهت مشكلي وجود ندارد. اصولاً قوه قهريه وقتي مي‌آيد در ميدان كه راهكارهاي ديگر اجتماعي و راهكارهاي اثباتي جواب نداده باشد. در مسائل ديني آخرين راه حل دستگاه قضايي و قوه قهريه است. رحمت دايره وسيعي دارد. يك بابش همان تبليغ و ارشاد است و يك بابش برخورد است. همه‌اش در بسته‌ي رحمت مي‌گنجد. اگر آن نباشد در جامعه نظم و اخلاق و استواري برقرار نمي‌ماند. درست مثل كاري كه يك جراح مي‌كند؛ او بدن را مي‌برد اما نمي‌شود گفت كه نسبت به بدن شخص بيمار خشونت و دشمني به خرج مي‌دهد. اين رحمت كار اوست.

قوه قهريه با قواي ديگر يك رسالت دارند و آن رسالت اين است كه همه اينها در جهت اصلاح به كار گرفته مي‌شود. سمت و سوي همه قوا ارشادي است.

برخي معتقدند كه دين حداقل‌هايي دارد و از عموم مردم همين حداقل‌ها خواسته شده است. مي‌خواهم بپرسم در حوزه مسئوليت شما آيا چنين بحث‌هايي مطرح است؟ حداقل‌ها تعريف شده‌اند؟ و آيا برخوردهايي كه صورت مي‌گيرد متناسب با آن حداقل‌هاست؟

منظورتان از برخوردها، همين برخوردهايي است كه در مسائل امنيت اجتماعي است؟

مصداق و نمونه بارزش كه اتفاقاً الان هم مطرح است بحث برخورد با بدحجابي است.

در برخورد با پديده‌هاي نابهنجار يا آسيب‌هاي اجتماعي، آن مواردي كه نياز مي‌شود برخورد شود جرم‌ها هستند.

يعني بحث آن از مباحث تربيتي جداست؟

اينها جرم است. قانونگذار اين موارد را جرم تلقي كرده است و با جرم‌ها بايد برخورد شود، البته متناسب با جرم.

هر كدام از چيزهايي كه جرم تلقي شده است فلسفه‌اي پشت جرم‌تلقي‌‌شدنش است. براي مثال، مواد مخدر چون تخدير جسم، روح و انديشه مي‌كند و در پرتو اين مواد جرائم متعددي در جامعه اتفاق مي‌افتد توليد، حمل، فروش و مصرف آن جرم تلقي شده است.

در مورد مسائل اخلاق اجتماعي و رعايت شئونات اجتماعي و امنيت اخلاقي جامعه هم همينطور است.

اسلام البته در همه اين موارد مي‌گويد كه ابتدا بايد تذكر داد و امر به معروف و نهي از منكر كرد. اما وقتي اين مسائل گسترش پيدا كرد طبيعتاً امنيت اخلاقي در جامعه دچار خدشه مي‌شود. اگر امنيت اخلاقي جامعه دچار خدشه شد زمينه بسياري از جرائم و فجايع را فراهم مي‌كند.

همانطور كه در ابتدا هم اشاره شد ابزارهاي ما در حال حاضر نمي‌تواند ابزارهاي سنتي باشد. بايد به دنبال ابزارهاي جديدي در مسئله تبليغ و ارشاد باشيم در همين مبحث امنيت اخلاقي و اجتماعي هم به هر حال مسئله ارشاد مطرح است. در يك مرحله‌ ممكن است جرم تلقي شود ولي پيش از آن مسئله ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر مطرح است. در اين مرحله براي مثال يك ضابط قوه قضاييه مي‌آيد و به اين شخص تذكر مي‌دهد. خود اين به نظر شما جزو همان شيوه‌هاي سنتي نيست؟

چرا همينطور است. ببينيد، راديو و تلويزيون ما بيشترين اثرگذاري را در ارتباط با الگودهي در جامعه دارد. برخي از فيلم‌هاي صداوسيما الگوهاي مناسبي را براي جامعه نمي‌دهند. اساساً طريقه زندگي‌ها را كه تصوير مي‌شوند ببينيد، مگر زندگي همه مردم همين شيوه‌هايي است كه در فيلم‌ها مطرح مي‌شود؟ به نظر من صداوسيما مي‌تواند به عنوان يكي از جاهايي كه الگو مي‌دهد در جامعه نقش مهمي داشته باشد.

حوزه ديگر، نظام اداري ماست. قبل از اينكه به مسئله حجاب تذكر داده شود بخش زيادي از اينها مي‌تواند در ادارات حل شود، تعداد زيادي از اين افراد كارمند دولت‌اند. كارمند دولت به مجموعه دولت نزديك‌تر است و مي‌توان در آنجا او را مكلف كرد كه اين كار را انجام دهد.

يعني خود دولت در مجموعه خودش مي‌تواند الگوسازي بكند؟

بله، خود دولت الگوسازي بكند. اين اولين قدم است. دختر دبيرستاني به معلمانش نگاه مي‌كند. اگر ببيند آنها حجابشان درست است او هم سعي مي‌كند همانطور باشد. وقتي ببيند در راديو و تلويزيون همينطور است، معلمش هم همينطور است به ادارات هم كه مراجعه بكند ببيند كه نظام  اداري ما يك الگوي مناسب حجاب دارد به طور غيرمستقيم تاثير مي‌پذيرد و اين امر به طور غيرمستقيم بعضي وقت‌ها از دستورالعمل‌هاي مستقيم بيشتر تاثير دارد.

خيلي از خانم‌هايي كه گاهي در اين مورد با آنها صحبت مي‌شود مي‌گويند اول برويد راديو و تلويزيون‌تان را درست كنيد.

براي اين چه بايد كرد؟

من مثال را از راديو و تلويزيون زدم. در مورد سينما هم همينطور است. عوامل سينما هم در الگودهي مي‌توانند نقش بسيار مهمي داشه باشند.

من معتقدم كه بعد از 27سال‌، ما حتماً بايد براي حجاب يك الگوي قطعي ارائه بدهيم. يك الگوي حداقلي براي حجاب تعيين كنيم. كف را تعيين كنيم و اين كف حجاب بايد به عنوان الگوي قطعي، هم از طرف دولت ارائه شود، هم سينما، هم راديو و تلويزيون، هم سيستم اداري، هم نظام آموزش و پرورش و ديگران. همه بايد از اين الگو پيروي كنند و اين بحث تمام شود. هميشه اول سال كه مي‌رسد اين بحث آغاز مي‌شود، پاييز كه مي‌رسد فتيله‌اش كمي پايين مي‌آيد و باز دو مرتبه اول سال بعد آغاز مي‌شود. يك بار براي هميشه يك الگوي حجاب بايد داده شود و همه موظف شوند عمل كنند.

قوه قضاييه در مجموعه فعاليت‌هاي خود، براي ارشاد اسلامي مجرمان چه برنامه‌هايي داشته است؟

مجرم يك مجازات‌هايي دارد. در زندان بايد شخصيت فرد بازسازي شود. اينجا ارشاد يك آسيب‌ديده اجتماعي مطرح است. لذا امام فرمودند كه زندان‌هاي ما بايد دانشگاه باشد. يعني با اين افراد بايد به مثابه آسيب‌ديده اجتماعي برخورد شود. درست است كه اين فرد ظلم كرده و جرمي مرتكب شده است و در يك نگاه بايد كيفر شود، اما در نگاه ديگر وقتي مجازات شد بايد به او به عنوان يك آسيب‌ديده اجتماعي نگاه كنيم و او را را اصلاح كنيم تا دوباره به جامعه برگردد. از اين جهت مي‌شود گفت كه يكي از مسئوليت‌هاي دستگاه قوه قضاييه كار ارشادي است، همانند كاري كه در مجموعه‌هاي ارشادي و تبليغي انجام مي‌شود.

به عنوان يك كارشناس، نظرتان نسبت به فعاليت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي چيست؟

سازمان تبليغات اسلامي از نهادهاي انقلابي است كه پس از انقلاب متكفل امر تبليغ در كشور شده است. ما يكسري دستگاه‌هاي سنتي قبل از انقلاب داشتيم كه بعد از انقلاب بازسازي شدند. مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. اما اول انقلاب به نظر مي‌رسيد در كنار اين مجموعه بايد يك مجموعه‌اي كه متناسب با نيازهاي انقلاب باشد تولد پيدا كند و كاملاً با انقلاب همگام باشد. در حوزه تبليغ، سازمان تبليغات اسلامي جزو اين نهادها بوده و رسالتش اين بوده است كه در جهت تبليغ دين و انقلاب گام‌هايي بردارد. قطعاً در اين مدت كارهاي خوبي در مجموعه سازمان تبليغات اسلامي انجام شده است. اما من به نظرم مي‌رسد با توجه به اينكه به رغم گذشت اين زمان همچنان سازمان تبليغات اسلامي با اراده مقام معظم رهبري مانده است انتظار از اين دستگاه اين است كه آن رسالت انقلابي را كه براي آن به وجود آمده است به كار روزمره تبديل نكند و دچار روزمرگي نشود.

يكسري كارها وجود دارند كه از ديگران هم برمي‌آيد‌ و بخش‌هاي ديگري مي‌توانند انجام دهند. ولي كارهايي هم هستند كه با يك ماهيت انقلابي ساخته مي‌شوند. آن ماهيت انقلابي را سازمان تبليغات اسلامي بايد همچنان حفظ كند چون فرزند انقلاب است. نظر محوري من درباره سازمان تبليغات اسلامي اين است. برخي كارها را دستگاه‌هاي ديگري هم انجام مي‌دهند و ويژگي خاصي ندارد.

مثلاً چه نوع كارهايي؟

نوشتن برخي از كتاب‌ها و جزوات كه خيلي عادي است يا برخي كارهاي تبليغي كه ديگر دستگاه‌ها هم انجام مي‌دهند.

اگر بخواهم يك مثال مثبت بزنم، در بخش فيلم آن كاري كه در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي انجام شده است از آن دسته كارهايي است كه جاي خالي‌اش كاملاً احساس مي‌شد. يعني يك مجموعه‌اي كه به نام انقلاب و جريان حزب‌اللهي بتواند مسائل هنري و سينمايي ما را به سمتي سوق دهد كه در آن، نگاه مرتضي آويني‌وار وجود داشته باشد. سمت و سوي كارها نهادينه كردن، انقلابي فكر كردن و انقلابي بودن باشد. يعني در آن جاهايي كه جايش خالي است بايد بيشتر وارد شود و در آن جاها جريان‌ سازي بكند.

كاري كه در ارتباط با مؤسسه تبيان انجام شده كار خوبي است. چون اين حوزه حوزه‌اي بوده است كه با گسترش فن‌آوري جديد، فعاليت در آن ضرورت داشت.

سازمان تبليغات اسلامي نمي‌تواند فقط به اعزام مبلغ بسنده كند. روش اعزام مبلغ خيلي نمي‌تواند كارآمد باشد. مي‌توان همچنان به آن توجه كرد ولي با روش‌هاي جديد. الان گسترش كاري مثل تبيان مي‌تواند كار خوب و قابل قبولي باشد. كما اينكه تا آنجا كه من اطلاع دارم تبيان توانسته است در مدت كوتاهي جاي خودش را باز كند.

البته ممكن است عده‌اي در مقابل فعاليت‌هاي سازمان بايستند و فضاي كاري در اختيارش قرار ندهند، ولي نبايد متوقف شد و بايد رفت جلو. چون فلسفه اصلي سازمان تبليغات اسلامي همين است. بايد در حوزه‌هايي وارد شود كه در آن تهاجم بسيار است. بايد نسبت به فضاي هجوم دشمن به بنيادهاي فكري- فرهنگي نسل جوان و جامعه شناخت پيدا كند و درست همان جا را هدف قرار دهد. حركت‌اش فقط دفاعي نباشد و حركت تهاجمي داشته باشد. تمام بنيادهاي فكري آنها را بر باد بدهد. بايد مباني فكري و فرهنگي دشمن را مورد حمله قرار داد.

كارهاي تئوريك را هم از زمينه‌هاي كاري سازمان تبليغات اسلامي مي‌دانيد؟

كاملاً عقيده‌ام اين است كه كاري از اين‌گونه بايد صورت بگيرد و مي‌دانم كه ما براي انجام اين كار قادريم.

مخاطبان چه نقشي در تعيين شيوه‌هاي ارشاد و تبليغات اسلامي دارند؟

از مهم‌ترين راه‌هاي تاثيرگذاري تبليغ، شناخت مخاطب است. مخاطب‌شناسي بسيار مهم است. اين‌كه ما نسخه‌اي بدهيم و روشي ارائه كنيم كه همه مخاطبان بپسندند كار سختي است. البته نمي‌گويم امكان‌پذير نيست. درست مثل فيلمي مي‌ماند كه هم اصحاب قلم، هم نخبگان، هم جوان ما و هم مردم عادي پيام خودشان را از اين فيلم دريافت كنند. اين كار نشدني نيست، اما دست يافتن به آن سخت است. لذا به نظرم مي‌رسد كه در برنامه كاري سازمان تبليغات اسلامي بايد اولويت‌سنجي شود و اولويت را به نسل جوان بايد داد.

اگر سازمان تبليغات اسلامي بخواهد تمام نيرويش را بسيج كند بهترين جايي كه جواب مي‌دهد نسل جوان است. اولاً‌جامعه ما جامعه جواني است. ثانياً فراگيري مخاطبان جوان خيلي سريع‌تر، دقيق‌تر و زود‌بازده‌تر است و مي‌تواند براي آينده‌سازي كشور نقش جدي‌تري داشته باشد.

شناخت مخاطب خيلي ضرورت دارد. خصوصاً با توجه به دسترسي‌هايي كه مخاطبان امروز به ابزارهاي فراگيري دارند. دسترسي ديروز كم بود اگر طرف مي‌خواست چيزي ياد بگيرد يا مي‌آمد مدرسه يا مي‌رفت مسجد محله‌‌اش. اما امروز او در يك فضاي مجازي با كل كتابخانه‌هاي دنيا، صفحه‌هاي اينترنتي و... در ارتباط است با اين نگاه، مخاطب‌شناسي بسيار مهم است و خصوصاً شناخت اين‌كه دسترسي مخاطب به همه چيز و همه جا خيلي آسان شده است.

اين براي ما هم فرصت است هم تهديد، هم مي‌توان از اين ابزارها براي رساندن پيام خودمان استفاده كنيم هم اين‌كه اگر ضعف داشته باشيم مخاطب وقعي به پيام‌هاي ما نمي‌نهد.

همين‌طور است و اگر ما دقيق كار بكنيم مي‌توانيم همه تهديدات را تبديل به فرصت‌ها بكنيم. كما اين‌كه همين فن‌آوري جديد يك تهديد است ولي در هر صورت اگر دقيق كار كنيم مي‌توانيم به فرصت تبديلش كنيم. در مورد تبيان كه گفتم نوع كار و جنس كار از آن حركت‌هاي تبديل تهديد به فرصت است.

در بحث مخاطبان اولويت را به نسل جوان داديد. مهم‌ترين چالش‌هاي تربيتي نسل جوان را چه مي‌دانيد و چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما اگر درست انقلاب اسلامي خودمان را بشناسيم مي‌دانيم كه تهديد هم الان روي اين چيزهاست. انقلاب اسلامي ما يك انقلاب فكري و فرهنگي است و بيشترين تاثير را هم اتفاقاً روي نسل جوان دنيا داشته است. عمده‌ترين هجمه روي بخشي است كه دين‌مداري را در جوانان زنده كند و به آنان مباني عميق فكري و فرهنگي بدهد كه آنها به دين پايبند باشد و آثار اين قضيه نيز در فرهنگ مقاومت بروز كند. من براي اين‌كه دقيق‌تر سخنانم را روشن كنم سخنان پاپ را در مورد اسلام يادآور مي‌شوم. به صحنه آمدن پاپ در راستاي نقشي است كه جريان سلطه به او داده است؛ جرياني كه به دنبال گسترش فرهنگ ظلم‌پذيري است. اين جريان به نظر من مي‌رسد كه الان وقت به ميدان آمدن عالي‌ترين مقام مسيحيت و حمله‌اش به دين اسلام است. چه چيز اين دين را مورد حمله قرار دهد؟ بگويد در دنيا بيش از يك ميليارد مسلمان نيست؟ خوب اين‌كه مشخص است. بگويد اسلام تمدن‌ساز نبوده است؟ اين را كه تمام محققان و مورخان غربي معترف‌اند. مي‌گويد اسلام دين خشونت است. اين جمله نشانگر اين است كه آنان از كدام بخش كار مي‌ترسند و كدام جنبه اسلام آنها را تهديد مي‌كند. آنها از آن اسلامي كه مقاوم است، اسلامي كه از آن سيد حسن نصرالله و حزب‌الله لبنان سر برمي‌آورد و در مقابل اسرائيل مي‌ايستد و در جنگ 33 روزه آنها را مي‌شكند، اسلامي كه در عراق و افغانستان مقابل آمريكا ايستاده است و اسلامي كه در خود ايران مقابل استكبار مقاومت مي‌كند، مي‌ترسند. اين درست آن نقطه‌اي است كه امروز دشمن رويش حساس شده است. اين‌كه جواناني با اتكا به خدا و به نام دين هم در ساختن خويشتن و جامعه‌شان هم در مقابله با ظلم قد برافراشته‌اند، به نظرم اين جهت مورد هجوم دشمن است. دشمن مي‌خواهد روحيه ظلم‌ستيزي، دشمن‌ستيزي، استكبارستيزي را در جامعه هدف قرار بدهد تا از آن، فرهنگ مقاومت و ايستادگي در نيايد، فرهنگ انتظار در نيايد، به جايش فرهنگ انظلام در بيايد. راه اين‌كه جوان مقاومت نكند اين است كه فحشا گسترش پيدا كند، فساد گسترش پيدا كند، امنيت اخلاقي و امنيت نسل جوان آسيب ببيند. دشمن براي دست‌يابي به اين هدف به هر كاري دست مي‌زند. اشاعه مواد مخدر يكي از اين راه‌هاست. مواد مخدر امروزه مواد مخدر سنتي نيست. مواد مخدر صنعتي است. اين مواد مخدر صنعتي كار افغاني‌ها نيست كار غربي‌هاست. لابراتوارهايش مال آنهاست. اين مسئله قابل توجه است.

راه اين‌كه جوان ديندار نباشد و در مقابل دشمن ايستادگي نكند اين است كه او را از درون تهي بكنند. راهش اين است كه هم فكر او و هم جسمش را تخدير كنند. خواه از طريق فحشا، فساد و مواد مخدر، خواه با افكار و انديشه‌هايي كه ذهن را تخدير مي‌كند. رسالت سازمان تبليغات اسلامي اين است كه توجه به اين جهت را در اولويت قرار بدهد.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه سوم شهریور 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 از سوي آيت الله‌لاريجاني ‌ حجت‌الاسلام والمسلمين رئيسي معاون اول قوه قضاييه در سمت خود ابقا شد



آيت الله‌لاريجاني، رئيس قوه قضاييه با صدور حکمي حجت الاسلام والمسلمين سيد ابراهيم رئيسي را به عنوان معاون اول قوه قضاييه منصوب کرد


متن حکم آيت الله لاريجاني به شرح ذيل  است:



حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي  سيد ابراهيم رئيسي،  معاون اول قوه قضاييه

نظر به سوابق درخشان وتجربه مديريتي در بخش کلان قوه قضاييه، به موجب اين ابلاغ جناب‌عالي را به سمت معاون اول رئيس قوه قضاييه منصوب مي‌نمايم.اميد است با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري وسياست‌هاي راهبردي قوه قضاييه و در جهت هماهنگي بخش‌هاي ستادي و اجرايي در انجام امور محوله موفق ومؤيد باشيد.

                                               صادق آملي لاريجاني
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در دوشنبه دوم شهریور 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 آشنایی با حجت الاسلام و المسلمين دكتر سيد ابراهيم رئيسي
رئيس الساداتي، سيد ابراهيم



حجت الاسلام سيد ابراهيم رئيسي در سال 1339 در شهر مقدس مشهد در خانواده اي روحاني به دنيا آمد . در سن 5 سالگي پدرشان كه از علماي مشهد بودند به رحمت ايزدي پيوستند . ايشان پس از طي تحصيلات ابتدايي در نوجواني به شوق فراگيري علوم ديني و قرآني ، پا به عرصه تحصيل در علوم ديني نهاد و پس از چند سال تحصيل مقدماتي در حوزه علميه مشهد مقدس براي طي مدارج علمي حوزوي ، در حاليكه پانزده سال بيش نداشت وارد مهمترين پايگاه علمي و فقهي تشيع ،‌ حوزه علميه قم گرديد و به سرعت سطوح عالي را با درك محضر اساتيد و علماي بزرگ حوزه همچون :

آيات عظام مشكيني ، نوري همداني ، فاضل لنكراني ، خزعلي ، فاضل هرندي ، ستوده و مروي خراساني با موفقيت پشت سر گذاشت .

ايشان همچنين با اهتمام از دروس خارج فقه و اصول نزد مقام معظم رهبري ، آيت الله آقا مجتبي تهراني و آيت الله مرعشي و آيت الله شاهرودي بهره وافر برده است .

عزم مستحكم و اراده قوي وي را همزمان به گذراندن دوره هاي آموزش عالي دانشگاهي رهنمون ساخت . ايشان به دوره هاي آمزش عالي دانشگاهي در سطوح فوق ليسانس و دكترا نايل گشت و با فراغت از دوره دكتراي فقه و مباني با گرايش حقوق خصوصي هم اكنون به امر مهم تدريس و تربيت نسل جوان جامعه در حوزه و دانشگاه پرداخته است .

دكتر سيد ابراهيم رئيسي همزمان در كسوت تدريس علوم حوزوي و دانشگاهي از ، نگارش و تحقيقات علمي باز نمانده و با تدريس مباحث نويني همچون مديريت كارآمد و اصول مباني نظارت مؤثر در خدمت حوزه و دانشگاه است .

تلاش خستگي ناپذير استاد حوزه و دانشگاه ، حجت الاسلام و المسلمين دكتر سيد ابراهيم رئيسي وقتي معناي با عظمت تري مي يابد كه ايشان در ساليان طولاني و تحصيل و تدريس علمي همزمان متكفل مهمترين مسئوليت هاي اجرائي و قضائي كشور در سطوح بالا نيز مي باشد . از ويژگي ها و سجاياي ممتاز اخلاقي حجت الاسلام دكتر رئيسي كه در ميان دوستان و همكاران و مجموعه هايي كه تحت مديريت وي قرار داشته اند زبانزد مي باشد به نحوي كه از ايشان گاهي بعنوان يكي از قويترين روحانيون در مديريت و برنامه ريزي ياد مي شود . مردم داري ، عدالت محوري ، ساده زيستي ، روحيه ضد فساد و مقاومت در مقابل بحرانها مي باشد . دارا بودن چنين صفاتي و به تبع آن برخورداري از شخصيت قاطع و تزلزل ناپذير ايشان در عرصه هاي مسئوليتي منجر به كسب اعتماد مجلس و دولت در برهه هاي مختلف زماني گرديده و نيز ايشان همواره بعنوان امين امام (ره) و مقام معظم رهبري مورد توجه و عنايت ويژه بوده اند .

1 -نگارش رساله اي در باب ارث بلا وارث كه مورد استقبال و تشويق چند تن از فقهاي مشهور قرار گرفته و در حال چاپ مي باشد

2- ارائه مقالت علمي از جمله موضوعاتي مانند :

الف ) تعداد اسباب مسئوليت .

ب) مفهوم رهن

ج) بيع فاسد و اقسام آن

د ) مديريت كارآمد

ه) تاريخ بازرسي در ايران

و) نظارت اثر بخش .

ز) تأثير متقابل تصميمات قضائي و اقتصادي .

ج) جايگاه نظارت و بازرسي در اسلام .

3- ارائه سخنرانيهاي علمي و متعدد در كنفرانسهاي داخلي و خارجي در باب مديريت اسلامي ، نظارت و اثر بخشي مباحث حقوقي و قضائي كه در نشريات ، مجلات و كتب مختلف به چاپ رسيده است

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در دوشنبه دوم شهریور 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 همه بايد به قانون و ولايت در عمل ملتزم باشيم
در گردهمايي خانواده‌هاي شهداي هفتم تير:
رئيسي: همه بايد به قانون و ولايت در عمل ملتزم باشيم

 معاون اول قوه قضائيه گفت: ما معتقدم كه همه افراد و بخش‌ها با هر سليقه‌اي كه هستند بايد خود را ملتزم به قانون بدانند و در عمل هم همه بايد به قانون و ولايت ملتزم باشيم


حجت‌الاسلام سيد ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه صبح امروز پنجشنبه در گردهمايي خانواده‌هاي شهداي هفتم تير ماه طي سخناني با اشاره به فرا رسيدن سالروز شهادت آيت‌الله بهشتي گفت: اولين محوري كه مي‌توان درباره شهداي هفتم تير مطرح كرد كه البته ويژگي‌ بارز آنها نيز مي‌باشد اين است كه شهداي 7 تير بصيرت داشتند.
وي افزود: در خصوص اهل بصيرت هم بايد گفت‌ كه آنها اهل حق هستند يعني تمام زندگي اهل بصيرت بر مدار حق مي‌چرخد و ما هم بايد زندگي خود را بر مدار حق قرار بدهيم.
معاون اول قوه قضائيه تصريح كرد: چهره‌ شهداي 7 تير چهره‌هاي با بصيرتي بود؛ در آن زمان كه فتنه‌هاي زيادي هم وجود داشت ولي آنها راه زندگي را دانسته و البته مي‌دانستند كه راه نجات كشور در گرو حق‌مداري است.
رئيسي ادامه داد: ولايت‌مدار بودن شهداي 7 تير نكته‌اي بسيار مهم است چرا كه فقط فتنه مخصوص آن زمان نبود بلكه 30 سال است كه دشمنان دنبال فتنه هستند و اين كه تا امروز نتوانسته‌اند به هدف خود برسند نه اينكه نمي‌خواهند بلكه نمي‌توانند به آن اهداف برسند.
وي با اشاره به اشتباه برخي در خصوص آيت‌الله شهيد بهشتي اظهار داشت: در خصوص شهيد بهشتي آنقدر امر مشتبه شد كه به ما مي‌گفتند چرا عكس وي را در كنار خود قرار مي‌دهيد ولي پس از شهادت اين شهيد بزرگوار همان‌ها فهميدند كه بهشتي چه شخصيتي بوده لذا سر مزار وي رفته و از اين شهيد معذرت‌خواهي مي‌كردند.
معاون اول قوه قضائيه تاكيد كرد: راه نجات كشور از فتنه‌ها اين است كه ببينيم نائب ولي خدا چه امر مي‌‌كند و البته اگر شهيد بهشتي هم زنده بود حتما مي‌گفت كه راه نجات كشور اطاعت از مقام معظم رهبري و فصل‌الخطاب دانستن فرمايشات ايشان است.
رئيسي با بيان اينكه روحيه شهيد بهشتي روحيه‌اي قانون‌گرا بود، گفت: شعار شهيد بهشتي قانون و قانون‌گرايي بود و هيچ كس نبايد به خود اجازه بدهد كه قانون را محور نداند چرا كه اگر اينگونه باشد سنگ روي سنگ بند نخواهد شد و امروز ما فكر مي‌كنيم كه مشي شهيد بهشتي براي همه الگو است.
وي اضافه كرد: ما معتقدم كه همه افراد و بخش‌ها با هر سليقه‌اي كه هستند بايد خود را ملتزم به قانون بدانند در عمل هم همه بايد به قانون و ولايت ملتزم باشيم و البته شهيد بهشتي دشمن‌شناس و دشمن‌ستيز هم بود.
معاون اول قوه قضائيه ادامه داد: امروز اوباما دلش براي ملت ايران مي‌سوزد و البته از روز انتخابات تلويزيون بي‌بي‌سي ضمن دلسوزي براي ملت ايران 24 ساعته مي‌شود؛ تو گفتي و من هم باور كردم.
رئيسي خاطر نشان كرد: تلويزيون بي‌بي‌سي براي جبران اقدامات ملت ايران در موضوع غزه افتتاح شد؛ در خصوص وضعيت فلسطينيان هم بايد گفت كه به بركت خون شهيد بهشتي و شهداي هفتم و بر اثر فرهنگ انقلاب اسلامي و ولايت‌مداري ملت ايران تير اين هويت براي فلسطينيان به وجود آمده است.
وي با اشاره به حضور 85 درصدي مردم در انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري تصريح كرد :40 ميليون در انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري شركت كردند اين در حالي است كه در روزهاي اخير ما شاهد بوديم كه در انتخابات ايتاليا تنها 22 درصد از مردم در انتخابات شركت داشتند لذا بناي دشمنان اين است كه شيريني انتخابات را به كام مردم تلخ كنند و البته انگليس هم بنا دارد تا انتقام غزه را از ايران بگيرد.
معاون اول قوه قضائيه يادآور شد: در سفر به يكي از كشورهاي خارجي داشتيم يكي از سران آن كشور در جلسه رسمي به بنده گفت كه مراقب انقلابتان باشيد چرا كه اگر امروز ما نفس مي‌كشيم به بركت انقلاب شما است.
رئيسي تصريح كرد: راه روشن شهداي هفتم تير دشمن‌شناسي، دشمن‌ستيزي، قانون‌مندي و قانون‌‌گرايي، ولايت‌مداري و اطاعت از ولايت بود البته امام(ره) و شهيد بهشتي به ما ياد داده بودند كه اگر دشمن براي شما كف زد هوشيار باشيد كه چرا آنها براي شما كف مي‌زنند لذا مبادا كار ما دشمن خوشحال‌كن باشد.
وي در پايان تأكيد كرد: اميدوارم در مقابل فتنه‌ها در پرتو اطاعات از ولايت و دشمن‌شناسي بتوانيم در مقابل آنها باز هم پيروز باشيم.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در پنجشنبه چهارم تیر 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 کسی نباید بخاطر محرومیت اقتصادی از کرامت انسانی محروم بماند

“…من از اوضاع فرهنگ و اخلاق و اقتصاد و مدیریت و قضاوت و تکاثرها و اترافها و اسرافها و روابط و مشکلات نسل جوان و طبقات فرودست و فواصل جهنمی زندگیها و فشار له کننده فقر و تبعیض بر پیکر انسان محروم و دیگر شئون جامعه چندان بی اطلاع نیستم،همچنین از نارواییها و نابسامانیهایی که پس از انقلاب پیش آمد،ودر این سالها گسترده شد…”

و معتقد است ز حاکمیت دین _اگر حاکمیت دین باشد_ این انتظارات می رود :

“…دین قضاوت سالم و عادلانه است،دین حمایت واقعی _نه شعاری_از محروم است،دین تامین امکانات شکوفایی استعدادهای انسانی است،دین توسعه روحی و صعود اخلاقی است،دین حذف دیکتاتوری مال است،دین قسط و مساوات است،دین حفظ کرامت انسانی است(از هر مذهب و مسلک) و امثال این ارزشها…هنگامی که این مسائل را به طورمستند فرا گرفتند، دین خویش را استوار می دارند و اعمال دینی را ترک نمی کنند ،وهرچند از هرکس برخلاف دیدند به آن چیز و آن کس بی اعتقاد می شوند نه به اصل دین…”

pad-mirhosein

از همین روست که میرحسین موسوی به دنبال بازگشت به اصولی است که در ابتدای انقلاب در پس حاکمیت دین وعده داده شده است . جامعه ای که محرومان را هر گز از یاد نمی برد و دولتی که خود را موظف به تامین حداقلِ زندگی آحاد جامعه اسلامی می داند .محیطی که فاصله های “جهنمی” طبقاتی چشمها را نرنجاند و کسی بابت محرومیت اقتصادی از کرامت انسانی محروم نماند!

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 بسیج مدرسه عشق است

موسوي : هنوز هم معتقدم بسیج مدرسه عشق است

 مهندس میرحسین موسوی با یادآوری رشادت‌ها و خلوص بسیجیان جبهه‌های دفاع مقدس در جمع نخبگان خوزستان عنوان کرد:
ما می‌دانیم که بسیج امروز فرزند بسیج دیروز است و این قابلیت را دارد که همچنان مدرسه عشق باشد.
نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس صبح روز چهارشنبه با جمعی از استادان، نخبگان، دانشجویان و طیف‌های مختلف از استان خوزستان دیدار کرد و مشکلات موجود این استان را از زبان حاضرین در جلسه شنید.
وی گفت: همیشه وقتی به خوزستان فکر می‌کنم احساس می‌کنم که خوزستان بعد از دفاع مقدس تبدیل به سرزمینی مقدس شده است که نامش پیوسته به آرزوها، آمال و کل هویت ماست...
درود بر موسوي ثابت قدم. مردي كه جمله زيباي "بسيج مدرسه عشق است" را او آفريد.
آري ميرحسين عزيز ما مي دانستيم كه تو از روز اول از شعارهاي خود باز نخواهي گذشت. امروز بسيج و فرهنگ بسيجي بيشتر از هر زمان ديگري به حضور قاطعانه شما نيازمند است.
ياد آن دوران به خير.
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شاخه بسیج کمیته ایثارگران ستاد بسیجی سرفراز میر حسین موسوی تشکیل شد

حجم گسترده استقبال سپاهيان و بسيجيان از ميرحسين

مسئول كميته ايثارگران ستاد مهندس موسوى گفت: اظهارت اخير فرمانده سپاه در مورد تقسيم بسيج به دو بخش نظامي و غيرنظامي راهگشا و مورد استقبال ماست.
سردار رشيد در گفتگو با ايلنا با اشاره به اينكه اين تقسيم‌بندي براي بدنه سپاه و حتي بسيج هم مبارك است، افزود: با توجه به حجم گسترده استقبال سپاهيان و بسيجيان از كانديداتوري مهندس موسوي و اظهار تمايل آنها براي همكاري با ستاد، خوشبختانه اظهارات فرمانده سپاه مددرسان مديريت اين فرايند را تسهيل نمود.
وي افزود: در همين راستا شاخه بسيج كميته ايثارگران را تشكيل داده‌ايم و انشاءالله بزودي در تمامي استان‌ها با حضور پيشكسوتان سپاه و بسيجيان علاقمند به منش و روش مهندس موسوي، شاخه بسيج اين كانديدا تشكيل مي‌شود.
رشيد با تاكيد بر علاقمندي مهندس موسوي به بسيجيان و تمايل متقابل بسياري از بسيجيان براي حمايت از وي، اظهار اميدواري كرد با توجه به اظهارات و راهگشايي فرمانده سپاه، برخي تنگ‌نظري ها مانع از حضور فعال افراد علاقمند نگردد.
وي شخصيت فرمانده سپاه را فوق‌العاده شايسته و منش دائمي وي را تابعيت از فرامين رهبري و قانون دانست و افزود: با توجه به اين موارد، مطمئن هستيم فرمانده سپاه اين تقسيم بندي را با نيت خير انجام داده و در واقع بستري را براي مردمي شدن فراگيرتر سپاه است.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 من هنوز هم یک بسیجی هستم و لباسم را به یادگار نگه داشته ام

درود برادران و خواهران بسيجي بر تو اي موسوي شجاع كه دست از آرمان هايت بر نخواهي داشت.

داوطلب كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دولت دهم گفت: بنده خود را بسيجي مي‌دانم و هنوز لباس بسيجيان را كنار نگذاشته ام.

ميرحسين موسوي داوطلب كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در ادامه سفرهاي انتخاباتي خود در دانشگاه شيراز با اشاره به لطف آقاي هاشمي رفسنجاني به خود و احترام به وي در پاسخ به اين سئوال كه شما در طول 20 سال گذشته در خصوص قتل‌هاي زنجيره‌اي، حوادث 18 تير، زنداني كردن دانشجويان سكوت كرده‌ايد و درحالي حمايت خود را از زندانيان سياسي اعلام مي‌كنيد كه حتي دعوت آنها را نپذيرفته‌ايد، تصريح كرد: البته در زمان‌هايي كه خيلي‌ها ساكت مانده بودند بنده اعتراض كرده و ساكت نمانده‌ام اما مشكل اينجاست كه در گذشته تصاوير بنده را محدود كرده بودند و در خصوص اعتراضاتم كمتر تصاوير پخش كرده‌اند.

وي در پاسخ به اين سئوال كه آقاي موسوي شما گفته بوديد كه حاضريد صندوق‌هاي راي را به بسيجيان بسپاريد آيا بسيجيان امروز همان بسيجيان جنگ تحميلي هستند، گفت: بنده خود را بسيجي مي‌دانم و هنوز لباس بسيجيان را كنار نگذاشتم و اما در خصوص بسيجي بايد بگويم بنده بسيجي را قبول دارم و به آن احترام مي‌گذارم كه صندوق‌هاي راي همانند نواميس خود نگهداري كنند، فراتر از جناح‌هاي سياسي باشد و حافظ ارزش‌ها باشد.

اين داوطلب كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دوره دهم تاكيد كرد: بسيجي واقعي كسي است كه حتي در صورت اختلاف سليقه با برادر دانشجوي خود به آنها احترام گذاشته و فضاي دانشگاه را امنيتي نمي‌كند.

وي در پايان گفت: دخالت نظاميان در انتخابات را يك بسيجي برخود نمي‌تابد و آنرا قبول ندارد.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 برادر موسوی : شما احتیاجی به حمایت چپ و راست ندارید !!

جمعي از بسيجيان دهه ۶۰ از اهواز ضمن اعلام آمادگي براي پيوستن به ائتلاف بزرگ حاميان بسيجي اصيل ميرحسين موسوي، اقدام به ارسال متني كردند كه در ادامه مي آيد:

بسم رب الشهداء و الصديقين

برادرگرانقدر ميرحسين موسوي،

ضمن آرزوي توفيق و بازگشت شما به صحنه قدرت در كشور ضمن اعلام آمادگي كامل خود براي حضور در مساجد و حسينه ها جهت جلب حمايت از شما، لازم است مواردي را با شما در ميان بگذاريم.

برادر موسوي چندي است كه مي شنويم كه عده اي جولان ده و فرصت طلب سعي دارند تا از چهره و سابقه اين بسيجي عزيز در جهت مطامع سياسي و شخصي خود بهره برداري كنند.

عده اي خود را اصلاح طلب ناميده اند و عده اي هم خود را اصولگرا مي خوانند. آقاي موسوي از شما ميخواهيم تا با پوشيدن لباس زيباي بسيج و آويختن چفيه به گردن خود، به همگان اعلام كنيد كه شما يك بسيجي بوده و نيازي به حمايت چپ و راست نداريد.

مردم غيور ايران امروز از چپ و راست ناراضي هستند و خواستار بازگشت كشور به اصول و مباني روزهاي اول انقلاب هستند. برادر موسوي فكر مي كنيد در آن زمان ها كه شما خدمت مي كرديد مگر چپ و راستي در كار بود كه شما محبوبيت خود را از آنها گرفته باشيد.

آقاي موسوي شما خود بي نياز از چپ و راست به خاطر روحيه بسيجيتان محبوب مانده ايد در اذهان.

فضاي دهه شصت در ذهن مردم است، اين مردم خسته از رنگ بندي ها هستند، ما همان روزها را ميخواهيم. روزهايي كه جامعه در فضايي پاك،‌ اعتقادي و ديني تنها به پيشرفت مي انديشيد و به فكر چراغ سبز نشان دادن به آمريكا و اسراييل نبود.

بردارد موسوي، به پايگاه و آغوش اصلي خود يعني ميان بسيجيان بازگرديد كه ما با تمام توان در صحنه خواهيم ماند و مشت محكمي به دهان خودفروشان داخلي خواهيم زد.

برادر موسوي لباس رزمت را به تن كن،‌چفيه ات را به گردنت بنداز و راهي ميدان رزم شو كه با تو روزي دگر را خواهيم ساخت.

ما بچه هاي بسيج دوران طلايي آن روزها آمده ايم بگوييم: موسوي موسوي حمايتت مي كنيم.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 دو یار و همرزم دیروز . رقیب امروز
 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 سخنان حجت السلام والمسلمین رئیسی در خصوص حادثه تروریستی زاهدان

سیاستهای تفرقه افکنی استکبار در ایران به بن بست رسیده است

Image and video hosting by TinyPic

بیرجند - خبرگزاری مهر: معاون اول قوه قضائیه با اشاره به حادثه تروریستی زاهدان گفت: ترر و انفجارهای کوری همچون مسجد علی بن ابیطالب(ع) زاهدان نشانگر اوج استیصال استکبار در ایجاد تفرقه بین برادارن تشیع و تسنن ایران است.

به گزارش خبرنگار مهر در بیرجند، حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی عصر چهارشنبه در حاشیه همایش ملی امام، امت و خبرگان در جمع خبرنگاران با اشاره به حضور نیروهای نظامی دیگر دولتهای غربی در کشورهای همسایه، افزود: امروزه استکبار نفوذ اندیشه های انقلاب ایران اصلی ترین خطر برای اهداف خود می شناسد و سعی دارد با استفاده از توطئه های گوناگون و بکارگیری افراد فریب خورده و جاهلی همچون جریان تند و بی خرد وهابیت سعی در ایجاد اختشاش در مهین اسلامی ما را دارد.

وی با بیان اینکه امروزه حمایت های پنهان و آشکار نظام سلطه در شکل گیری حوادثی چون حوادث غیر انسانی بمب گذاری در مسجد زاهدان بر همگان آشکار است، تاکید کرد: جریان استکباری آمریکایی انگلیسی بداند که ملت ایران با اینگونه اقدامات وحشیانه و تهدیدات از مواضع خود عقب نشینی نمی کند.

حجت الاسلام رئیسی اضافه کرد: مردم ایران با تدبیر و تعقل اجازه نخواهند داد این اقدامات دشمنان هیچ خللی در وحدت موجود بین براداران اهل تشیع و تسنن ایجاد نماید و با برگزاری هر چه باشکوه تر انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شکست سیاست های استکبار در کشور ایران را به اثبات خواهند رساند. 

نماینده مردم خراسان جنوبی در مجلس خبرگان در ادامه از نیروهای امنیتی و نظامی کشور نیز خواست با لحاظ تدابیر لازم عرصه کشور را برای اخلال گران هرچه بیشتر تنگ نمایند.

حجت الاسلام رئیسی با اشاره به نقش تعیین کننده رسانه ها در برگزاری هرچه پر شورتر انتخابات، بیان داشت: رسانه های کشور می توانند با بیان شاخصه های انتخاب اصلح نقش موثری را در این انتخابات ایفا نموده و به عنوان پل ارتباطی بین مسئولین، اندیشندان و آحاد جامعه نقش موثری را در ایفا کنند.

معاون اول قوه قضائیه در پایان انتخابات را جشن سیاسی و نماد حضور حداکثری مردم در حکومت اسلامی ایران دانست و یادآور شد: این امر موجب محقق شدن روحیه امید در دوستداران انقلاب و موجب یاس و ناامیدی برای دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 با کاندیدای ریاست جمهوری

 
احمدی نژاد :

دستاوردهای دولت نهم 1.5 برابر دولتهای قبل است
محمود احمدی نژاد گفت : در مقایسه با عملکرد دولتها در هر بخشی که مقایسه شود دولت نهم حداقلیک و نیم برابر آنها فعالیت و دستاورد داشته است.

 

 


محسن رضایی در رشت:


سهم ایران از دریاچه خزر را افزایش می‌دهم

محسن رضایی با بیان اینکه سهمی که به ایران از دریاچه خزر داده اند در شأن ملت ایران نیست تاکید کرد در...

موسوی در همایش زنان:

فرهیختگان و حقوقدانان جامعه تصویر زن جدید ایرانی را ترسیم کنند
میر حسین موسوی بر ضرورت ترسیم تصویر زن جدید ایرانی از سوی فرهیختگان و حقوقدانان جامعه تاکید کرد و...
کروبی در دانشگاه امیرکبیر:

فضای آزاد در دانشگاه ایجاد می‌کنم / از نقدها استقبال می کنم
نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه اگر رای بیاورد، فضای آزادی را در دانشگاه ایجاد...
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه دهم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در شنبه دوم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 زندگی نامه میر حین موسوی
 

 

میرحسین موسوی خامنه‌ (زاده ۷ مهرماه ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از مرگ آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.[۱]وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی آن زمان(دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۵۸ تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.

تحصیلات
* کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)؛ تاریخ اخذ ۱۳۴۸
* مطالعه معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد

فعالیت‌های هنری
کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.

فعالیت‌های علمی و هنری
- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی: برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و...
- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم.
- طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد
- طراحی گلستان شهدای اصفهان
- طراحی بنای یادبود شهید خرازی
- طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز
- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری
- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک
- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران
- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب
- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر

سوابق شغلی
 *مدرس دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۳ - ۱۳۵۴
 *استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۴ - ۱۳۵۶
 *عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۰
 *رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی۱۳۵۸
 *دبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی
 *وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
 *نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
 *مشاور سیاسی رئیس جمهور
 *عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸ تاکنون
 *استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ - ۱۳۷۶
 *مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
 *رئیس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون

انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم
مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه‌ای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده‌است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضوری بزرگ در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.
رایزنی‌های ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد)، که ناگهان در پاییـز ۷۵موسوی با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل می‌شود که وی چند روز قبل ازانتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورت‌های آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف می‌کند.و بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان می‌روند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات می‌کرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ، سوق می‌داد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، را باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.

انتخابات ریاست جمهوری دهم
مهندس موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که پس از بیست سال سکوت و کناره گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد. محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیه‌ای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.جمعیت توحید و تعاون که اعضای ان از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانه انتخابات ششمین مجمع خود را برگزار کرده‌اند. سایت کلمه نیز توسط این جمعیت راه اندازی شده که وب سایت رسمی موسوی شناخته می‌شود.
تاکنون اکثر احزاب اصلاح‌طلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مجمع روحانیون مبارز، حزب کارگزاران سازندگی،حزب اسلامی کار، حزب همبستگی، مجمع زنان اصلاح‌طلب جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامه‌نگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از او حمایت کرده‌اند.

کابینه های پیشین میرحسین موسوی

کابينه‌ي اول مير حسين موسوي - سالهاي 60-64

رديف وزير وزارت‌خانه رديف وزير وزارت‌خانه
1 پرورش آموزش‌وپرورش 12 نژادحسينيان راه
2 نبوي پست 13 محسن رفيقدوست سپاه
3 ري شهري اطلاعات 14 هاشمي صنايع
4 نمازي دارايي 15 نجفي علوم
5 ولايتي امورخارجه 16 معاديخواه ارشاد
6 عسگراولادي بازرگاني 17 توکلي کار
7 منافي بهداشت 18 نيک روش کشور
8 تشکيل نشده بود تعاون 19 گنابادي مسکن
9 سلامتي کشاورزي 20 محمد غرضي نفت
10 اصغري دادگستري 21 غفوري فرد نيرو
11 محمد سليمي دفاع 22 بهزاد نبوي وزير مشاور در امور اجرايي



کابينه دوم مير حسين موسوي - سالهاي 64-68

رديف وزير وزارت‌خانه رديف وزير وزارت‌خانه
1 اکرمي آموزش‌وپرورش 12 سعيدي کيا راه
2 غرضي پست 13 رفيقدوست سپاه
3 ري شهري اطلاعات 14 نبوي صنايع سنگين
4 نمازي دارايي 15 فرهادي آموزش عالي
5 ولايتي امورخارجه 16 خاتمي ارشاد
6 عابدي جعفري بازرگاني 17 سرحدي زاده کار
7 مرندي بهداشت 18 نوري کشور
8 تشکيل نشده بود تعاون 19 کازروني مسکن
9 زالي کشاورزي 20 آقازاده نفت
10 حبيبي دادگستري 21 بانکي نيرو
11 جلالي دفاع 22 نامدار زنگنه جهاد
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه یکم خرداد 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت یت الله سبحانی
آيت‌الله‌العظمي سبحاني:
آيت‌الله بهجت تا آخرين لحظه در سنگر علم و عرفان كوشا بود

 يكي از مراجع تقليد با صدور اطلاعيه‌اي ضمن تسليت رحلت آيت‌الله بهجت تصريح كرد: آيت‌الله بهجت تا آخرين لحظه عمر خود در سنگر علم و عرفان و اخلاق و تربيت فقيهان كوشا بود.


به گزارش خبرگزاري فارس در قم، در اطلاعيه آيت‌الله محمدتقي سبحاني آمده است: درگذشت عالم رباني، فقيه عصمت و طهارت، نمونه بارز انسان والا و تقوا و پرهيزكاري آيت‌الله حاج محمدتقي بهجت، جهان تشيع را به سوگ نشاند و غم و اندوه را بر دل‌ها افشاند.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: آيت‌الله بهجت پس از گذراندن دوران نوجواني در سال 1310 از محضر عالمان بزرگ نجف اشرف مانند مرحوم آيت‌الله اصفهاني و آيت‌الله خوئي و ديگران بهره‌مند شد و اخلاق و عرفان را از محضر عالم زمانه مرحوم ‌آيت‌الله حاج سيدعلي قاضي آموخته است.
در اين اطلاعيه تصريح شده است: آيت‌الله بهجت پس از تكميل معارف ديني و عرفاني در سال‌ 1324 وارد حوزه علميه قم شدند و تا آخرين لحظه در سنگر علم و عرفان و اخلاق و تربيت فقيهان كوشا بودند، تا اينكه امروز 27 ارديبهشت نداي الهي را لبيك گفتند.
آيت‌الله سبحاني در پايان اطلاعيه خود آورده است: اينجانب اين مصيبت بزرگ را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و زعيمان و مراجع تقليد و عموم شيعيان تسليت مي‌گويم.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت رئیس جمهور
رئيس‌جمهور رحلت آيت‌الله العظمي بهجت را تسليت گفت

 رئيس‌جمهور در جلسه امروز هيئت دولت رحلت جانگداز عالم رباني و فقيه عرفاني حضرت آيت الله العظمي بهجت را به محضر حضرت ولي عصر(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامي و همه دوستداران ارزش هاي الهي و انساني و ملت بزرگوار ايران تسليت گفت.


به گزارش خبرگزاري فارس، محمود احمدي نژاد در جلسه عصر امروز هيات دولت با ابراز تاسف از رحلت جانگداز اين عالم رباني، ايشان را مظهر خودسازي توصيف و تصريح كرد: حضرت آيت الله العظمي بهجت مظهر طهارت روح، معنويت و عرفان و اخلاق بود.
رئيس جمهور با بيان اينكه حضرت آيت الله بهجت عمري طولاني را در خدمت به مردم گذراند افزود: ايشان با عمري پربركت و نفسي گرم و معنوي همواره درميان مردم بود و عمر خود را در خدمت بشر گذراند و اميدواريم ايشان با اولياي الهي محشور شوند.
احمدي نژاد با اشاره به درجه و مقام علمي، معنوي و عرفاني اين عالم رباني تصريح كرد: اميد آن است كه خداي تبارك و تعالي به علماي ما و دلسوزان كشور توفيق خدمت بيشتر و قدرشناسي فرصت ها را عنايت فرمايد و همه آنان را در مسير معنوي و عرفاني و الهي اين عالم رباني قرار دهد.
هيات وزيران نيز در اين جلسه اين مصيبت بزرگ را خدمت حضرت ولي عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامي و ملت بزرگوار ايران تسليت گفت.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت آیت الله مکارم شیرازی
آيت الله مكارم شيرازي:
زندگي زاهدانه آيت‌الله بهجت در قلوب عاشقان مكتب علوي اثر عميقي داشت

حضرت آيت الله مكارم شيرازي با انتشار اطلاعيه اي رحلت حضرت آيت الله بهجت را تسليت گفت و افزود: زندگى زاهدانه و عبادات عارفانه و سخنان بيدارگر او در قلوب همه عاشقان مكتب علوى اثر عميقى داشت.


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، متن پيام تسليت آيت الله مكارم شيرازي به اين شرح است:

انا للَّه و انا اليه راجعون
فقدان اسفناك عالم بزرگ ربانى و عارف مخلص الهى حضرت آيت اللَّه العظمى بهجت (رحمة اللَّه عليه) همه را شديداً متأثر ساخت.
اين مرد بزرگ عمرى را به تربيت شاگردان و تهذيب نفوس ارادتمندان و توجه دادن عموم به ساحت قدس امام زمان(عج) گذراند؛ زندگى زاهدانه و عبادات عارفانه و سخنان بيدارگر او در قلوب همه عاشقان مكتب علوى اثر عميقى داشت.
اين مصيبت جانكاه را به پيشگاه مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) و علماى دين و تمام حوزه‏هاى علميه و شيعيان جهان تسليت عرض مى‏كنم و علو درجات آن مرجع بزرگ و صبر و اجر فراوان براى همه بازماندگان و مخصوصاً فرزندان برومند آن فقيد سعيد مخصوصاً جناب حجت الاسلام آقاى حاج شيخ على بهجت را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.
ناصر مكارم شيرازى
1388/2/27

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت آیت الله صافی گلپایگانی
آيت‌الله صافي گلپايگاني:
فقدان آيت‌الله بهجت ضربه جبران‌ناپذيري براي حوزه‌هاي علميه است

 يكي از مراجع عظام تقليد در قم با صدور اطلاعيه‌اي ضمن تسليت رحلت آيت‌الله‌العظمي بهجت تصريح كرد: فقدان آن شخصيت علمي و فقيه والامقام، ثلمه‌اي جبران‌ناپذير است.


به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله‌العظمي لطف‌الله صافي گلپايگاني در اين اطلاعيه تصريح كرده است: با كمال تاسف و تاثر ارتحال فقيه عالي‌قدر، مرجع بزرگوار حضرت آيت‌الله آقاي حاج شيخ محمد‌تقي بهجت را به پيشگاه اقدس حضرت بقيه‌الله مولانا المهدي ارواح العالمين له الفداء، حوزه‌هاي علميه، علماي اعلام، عموم شيعيان، بيت شريف و آقازادگان معظّم، تسليت عرض مي‌نمايم.
در ادامه اين اطلاعيه تصريح شده است: فقدان آن شخصيت علمي و فقيه والامقام، ثلمه‌اي جبران‌ناپذير است.
در اطلاعيه آيت‌الله صافي گلپايگاني آمده است: آيت‌الله‌العظمي بهجت بخش مهمي از عمر با بركت خود را در نجف اشرف و جوار حرم مطهر حضرت اميرالمومنين (ع) سپري نمود و از محضر مراجع مشهور و اساتيد نامدار، كسب علم، معنويت و فضايل نمود و بخش پاياني عمر شريف را در قم به استفاده از حوزه درسي آيت‌الله‌العظمي بروجردي قدس سره و تدريس و اشتغال به تاليف و تربيت طلاب گذرانيد و با سوابقي درخشان از اين عالم فاني به دار جاوداني و لقاي حق پيوست.
در پايان اطلاعيه آيت‌الله صافي گلپايگاني خاطرنشان شده است: از خداوند متعال، علوّ درجات براي ايشان و اجر جزيل و صبر جميل، براي بازماندگان، مسئلت مي‌نمايم.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 سخنان آیت الله جوادی آملی در خصوص آیت الله بهجت
جوادي ‌آملي:
توجه به اصل نظام و تحكيم انقلاب از ويژگي‌هاي آيت‌الله بهجت بود

حجت ‌الاسلام مرتضي جوادي آملي گفت: از ويژگي‌هاي آيت‌الله‌العظمي بهجت (ره) توجه به اصل نظام، امام و تحكيم انقلاب بود. در عصر دفاع مقدس هم بسيجيان و علاقمندان از نور ايشان استفاده مي‌كردند.


حجت‌الاسلام مرتضي جوادي آملي در گفت‌و‌گو با فارس گفت: ايشان ضمن اينكه نزد اساتيد و بزرگان علمي فقه و اصول در نجف اشرف بهره هاي وافي و كافي بردند نزد بزرگ اساتيد علم اخلاق آقا سيد علي قاضي بهره ها بردند كه اين خود در ايشان تلألو داشت و اين تلألو آشكار بود.ايشان ضمن اينكه حدود نيم قرن خدمات در علم و سلوك به حوزه ي علميه داشتند ويژگي و سلوك عملي ايشان مورد تأسي بسياري از بزرگان بود و حوزه به لحاظ طهارت و قداست به خود مي بالد.
اگر بنا است در عصر غيبت مردم به علمايي دل ببندند كه پيراسته از دنيا و دنيا مداري باشند ايشان تمام اين ويژگي‌ها را داشت.در عصري كه دنيا خود را آشكار كرده است در ساده ترين و خالص ترين وجه در يكي از قديمي ترين محلات قم و درخانه‌اي ساده و قديمي زندگي مي‌كرد.
وي در باره ي شيوه زندگي اين عالم وارسته افزود: يكي از امتيازات ويژه ايشان ارتباطات مردمي شان و از جمله نماز جماعت ايشان بود كه مردم از نقاط مختلف كشور در آن حاضر مي‌شدند.
اگر بخواهيم شخصيت علمي و عملي ايشان را تحليل كنيم بايد بگوييم ايشان در هر دو حوزه در حد اعلي بودند. نكته قابل توجه اين است كه ايشان به سراغ مرجعيت نرفتند بلكه مرجعيت به سراغشان آمد. پس از حضرت امام مردم خواستند به سراغ كسي بروند كه در همه امور سرآمد و داراي ويژگي هاي يك مرجع باشند شخصي تارك دنيا و وارسته و ساده زيست به ويژه آيت الله العظمي اراكي كه به سراغ ايشان آمدند.
از ويژگي هاي ايشان توجه به اصل نظام، امام و تحكيم انقلاب بود. در عصر دفاع مقدس هم بسيجيان و علاقمندان از نور ايشان استفاده مي كردند.
وي افزود: ان شاء الله خداوند طبق وعده‌اي كه در قرآن داده " ما ننسخ من آيه . . . " مثل ايشان يا بهتر از ايشان را به حوزه‌ها عطا فرمايد.
جواد آملي درپايان گفت: ارتحال آيت‌الله محمد تقي بهجت كه عبد سالك پرودگار عالم بود حضور امت اسلام خصوصا مكتب عصمت و طهارت و مقلدان ايشان تسليت عرض مي‌كنم. اين شخصيت بزرگوار تمام شئون يك فقيه وارسته را دارا بود.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت آیت الله نوری همدانی
آيت‌الله العظمي نوري همداني:
آيت‌الله بهجت منبع عرفان و فقاهت بود ‌

 آيت‌الله العظمي حسين نوري‌همداني از مراجع عظام تقليد قم در پيامي ارتحال آيت‌الله بهجت را تسليت گفت.


در پيام اين مرجع تقليد آمده است: ارتحال عالم رباني، فقيه بزرگوار، چشمه جوشان اخلاق و فضيلت و منبع علم و عرفان و حكمت و فقاهت، آيت‌الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت، مصيبتي بزرگ براي عالم اسلام است.
در بخش ديگري از اين پيام آمده است: آن فقيه كامل و وارسته مصداق كامل گفتار خداوند حكيم(ومن يوت الحكمه فقد اوتي خير كثيرا) و معيار تمام عيار گفتار حضرت محمد مصطفي (ص) مبني بر اينكه «با عالمي مجالست كنيد كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد و عمل او شما را به آخرت ترغيب كند و گفتار او موجب افزايش علم شما شود»، بود‌.
در اين پيام تصريح شده است: آيت‌‌الله بهجت تمام عمر خود را در راه تحصيل، تعليم و نشر و تبيين مفاهيم قرآن مجيد و معارف علمي و اخلاقي اهل‌ بيت عصمت و طهارت عليهم السلام سپري كرد‌.
در بخش پاياني اين پيام آمده است: اينجانب اين مصيبت را به محضر مبارك امام عصر(عج) سكاندار كشتي انقلاب اسلامي در دنياي پر طوفان و مراجع بزرگوار تشيع و تمام علما و فضلا و حوزه‌هاي علميه، محضر ارادتمندان آن مرجع عظيم الشأن و بيت محترمشان به ويژه آقازاده مكرم تسليت عرض مي‌كنيم و براي آن فقيد علم و اخلاق و عرفان علو درجات و براي بازماندگان آن حضرت صبر و اجر از درگاه خداوند اكرم الاكرمين مسئلت مي‌كنم.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شرحی از زندگی نامه آیت الله بهجت
زندگي نامه كامل آيت‌الله محمد بهجت فومني

 ايشان پيش از در گذشت آيت الله العظمي اراكي چون مطلع شدند جامعه مدرسين نظر به معرفي ايشان را دارند پيغام دادند كه راضي نيستم اسمي از بنده برده شود.


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، ايشان پيش از در گذشت آيت الله العظمي اراكي چون مطلع شدند جامعه مدرسين نظر به معرفي ايشان را دارند پيغام دادند كه راضي نيستم اسمي از بنده برده شود.
كمتر فردي هست كه نام مبارك استاد كامل آيت الحق بهجت را نشنيده باشد در همين زمينه همين بس كه
اعلامه طباطبايي (ره)فرموده بودند :
" ايشان (آيت الله بهجت) عبد صالح است. "


*ولادت

آيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و از اوان كودكي طعم تلخ يتيمي را چشيد.
درباره نام آيت الله بهجت خاطره اي شيرين از يكي از نزديكان آقا نقل شده است كه ذكر آن در اينجا جالب مي‌نمايد، و آن اينكه:
پدر آيت الله بهجت در سن 16-17 سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري مي افتد و حالش بد مي شود به گونه اي كه اميد زنده ماندن او از بين مي رود وي مي گفت: در آن حال ناگهان صدايي شنيدم كه گفت:
" با ايشان كاري نداشته باشيد، زيرا ايشان پدر محمد تقي است. "
تا اينكه با آن حالت خوابش مي برد و مادرش كه در بالين او نشسته بود گمان مي كند وي از دنيا رفته، اما بعد از مدتي پدر آقاي بهجت از خواب بيدار مي شود و حالش رو به بهبودي مي رود و بالاخره كاملاً شفا مي يابد.
چند سال پس از اين ماجرا تصميم به ازدواج مي گيرد و سخني را كه در حال بيماري به او گفته شده بود كاملاً از ياد مي برد.
بعد از ازدواج نام اولين فرزند خود را به نام پدرش مهدي مي گذارد، فرزند دومي دختر بوده، وقتي فرزند سومين را خدا به او مي دهد، اسمش را " محمد حسين " مي گذارد، و هنگامي كه خداوند چهارمين فرزند را به او عنايت مي كند به ياد آن سخن كه در دوران بيماري اش شنيده بود مي افتد، و وي را " محمد تقي " نام مي نهد، ولي وي در كودكي در حوض آب مي افتد و از دنيا مي رود، تا اينكه سرانجام پنجمين فرزند را دوباره " محمد تقي " نام مي گذارد، و بدينسان نام آيت الله بهجت مشخص مي گردد.
كربلايي محمود بهجت، پدر آيت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به كسب و كار، به رتق و فتق امور مردم مي پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهي ايشان مي رسيد. وي اهل ادب و از ذوق سرشاري برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثي اهل بيت عليهم السلام به ويژه حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام شعر مي سرود، مرثيه هاي جانگدازي كه اكنون پس از نيم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باري آيت الله بهجت در كودكي تحت تربيت پدري چنين كه دلسوخته اهل بيت عليهم السلام به ويژه سيد الشهداء عليه السلام بود، و نيز با شركت در مجالس حسيني و بهره مندي از انوار آن بار آمد. از همان كودكي از بازيهاي كودكانه پرهيز مي كرد و آثار نبوغ و انوار ايمان در چهره‌اش نمايان بود، و عشق فوق العاده به كسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.

*تحصيلات

تحصيلات ابتدايي را در مكتب خانه فومن به پايان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصيل علوم ديني ‌پرداخت.
به هر حال، روح كمال جو و جان تشنه او تاب نيآ ورد و پس از طي دوران مقدماتي تحصيلات ديني در شهر فومن، به سال 1348 ه.ق. هنگامي كه تقريباً 14 سال از عمر شريفش مي گذشت به عراق مشرّف شد و در كربلاي معلّي اقامت‌ گزيد.
بنا به گفته يكي از شاگردان نزديك ايشان، معظّم له خود به مناسبتي فرمودند:
" بيش از يك سال از اقامتم در كربلا گذشته بود كه مكلّف شدم. "
آري، دست تربيت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شايسته را از اوان كودكي و نوجواني تحت نظر جهان بين خود گرفته و فيوضاتش را شامل حال آنان گردانيده و پيوسته مي پايد، تا در بزرگي مشعل راهبري راه پويان طريق الي الله را به دستشان بسپارد.
بدين سان، آيت الله بهجت حدود چهار سال در كربلاي معلّي مي ماند و از فيوضات سيد الشهداء عليه السلام استفاده نموده و به تهذيب نفس مي‌پردازد و در طي اين مدت بخش معظمي از كتابهاي فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن ديار مطهّر مي‌خواند.
در سال 1352ه.ق. براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مشرّف مي گردد و قسمتهاي پاياني سطح را در محضر آيات عظام از آن جمله مرحوم آيت‌الله آقا شيخ مرتضي طالقاني به پايان مي رساند. با اين همه، همّت او تنها مصروف علوم ديني نبوده، بلكه عشق به كمالات والاي انساني هماره جان ناآرام او را به جستجوي مردان الهي و اولياء برجسته وا مي داشته ‌است.
يكي از شاگردان آيت الله بهجت مي گويد: در سالهاي متمادي كه در درس ايشان شركت مي جويم هرگز نشنيده ام كه جز در موارد نادر درباره خود مطلبي فرموده باشد. از جمله سخناني كه از زبان مباركش درباره خود فرمود، اين است كه در ضمن سخني به مناسبت تجليل از مقام معنوي استاد خود حضرت آيت الله نائيني(ره) فرمود:
" من در ايام نوجاني در نماز جماعت ايشان شركت مي نمودم، و از حالات ايشان چيزهايي را درك مي كردم. "

*استادان بر جسته فقه و اصول

آيت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درك محضر استادان بزرگي چون آيات عظام: آقا سيد ابوالحسن اصفهاني(ره)، آقا ضياء عراقي(ره)، و ميرزاي نائيني(ره)، به حوزه گرانقدر و پر محتواي آيتِ حقّ حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني (ره)، معروف به غروي وارد شد و در محضر آن علامه كبير به تكميل نظريات فقهي و اصولي خويش پرداخت، و به ياري استعداد درخشان و تأييدات الهي از تفكرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه كمپاني، كه داراي فكري سريع و جوّال و متحرك و همراه با تيز بيني بوده، بهره ها برد.
آيت الله محمد تقي مصباح درباره استفاده آيت الله بهجت از استادان خود مي گويد:
" در فقه بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد كاظم شيرازي- كه شاگردان مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و از استادان بسيار برجسته نجف اشرف بود- استفاده كرده، و در اصول از مرحوم آقاي نائيني، و سپس بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد حسين غروي اصفهاني فايده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهاني بيشتر بود و هم استفاده هاي جنبي ديگر. "

*سير و سلوك وعرفان

آيت‌الله بهجت، در ضمن تحصيل و پيش از دوران بلوغ، به تهذيب نفس و استكما ل معنوي همّت گمارده، و در كربلا در تفحّص استاد و مربي اخلاقي بر آمده و به وجود آقاي قاضي كه در نجف بوده پي مي برد. و پس از مشرف شدن به نجف اشرف از استاد برجسته خويش آيت الله شيخ محمد حسين اصفهاني (غروي ) استفاده هاي اخلاقي مي نمايد.
آيت الله مصباح در اين باره مي گويد:
" پيدا بود كه از نظر رفتار هم خيلي تحت تأثير مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني بودند، چون گاهي مطالبي را از ايشان با اعجابي خاص نقل مي كردند، و بعد نمونه هايش را ما در رفتار خود ايشان مي ديديم. پيدا بود كه اين استاد در شكل گرفتن شخصيت معنوي ايشان تأثير بسزايي داشته است. "
همچنين در درسهاي اخلاقي آقا سيد عبدالغفار در نجف اشرف شركت جسته و از آن استفاده مي نموده، تا اينكه در سلك شاگردان حضرت آيت الله سيد علي قاضي(ره) در آمده و در صدد كسب معرفت از ايشان بر مي آيد، و در سن 18 سالگي به محضر پر فيض عارف كامل حضرت آيت الله سيد علي آقاي قاضي بار مي يابد، و مورد ملاطفت و عنايات ويژه آن استاد معظّم قرار مي گيرد و در عنفوان جواني چندان مراحل عرفان را سپري مي كند كه غبطه ديگران را بر مي انگيزد.
آيت‌الله مصباح مي گويد:
" ايشان از مرحوم حاج ميرزا علي آقاي قاضي مستقيماً در جهت اخلاقي و معنوي بهره برده و سالها شاگردي ايشان را كرده بودند. آيت الله قاضي از كساني بودند كه مُمَحَّضِ در تربيت افراد از جهات معنوي و عرفاني بودند، مرحوم علامه طباطبايي و مرحوم آيت الله آقا شيخ محمد تقي آملي و مرحوم آقا شيخ علي محمد بروجردي و عده زيادي از بزرگان و حتي مراجع در جنبه هاي اخلاقي و عرفاني از وجود آقاي قاضي بهره برده بودند. آيت الله بهجت از اشخاص ديگري نيز گهگاه نكاتي نقل مي كردند مثل مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضي طالقاني و ديگران...
خود آقاي بهجت نقل مي كردند: شخصي در آن زمان در صدد بر آمده بود كه ببيند چه كساني سحر ماه مبارك رمضان در حرم حضرت امير عليه السلام در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي مي خوانند، آن طور كه خاطرم هست اگر اشتباه نكنم كساني را كه مقيد بودند اين عمل را هر شب در حرم حضرت امير عليه السلام انجام بدهند شمرده بود و بيش از هفتاد نفر شده بودند.
به هر حال، بزرگاني كه تقيد به جهات عبادي و معنوي داشتند در آن عصرها زياد بودند. متأسفانه در عصر ما كمتر اين نمونه ها را مشاهده مي كنيم. البته علم غيب نداريم، شايد آن كساني كه پيشتر در حرمها اين عبادتها را انجام مي دادند حالا در خانه هايشان انجام مي دهند، ولي مي شود اطمينان پيدا كرد كه تقيد به اعمال عبادي و معنوي سير نزولي داشته و اين بسيار جاي تأسف است. "
يكي ديگر از شاگردان آقا ( حجّة الاسلام و المسلمين آقاي تهراني ) جريان فوق را به صورت ذيل از حضرت آيت الله بهجت نقل ميكند:
" شخصي در آن زمان شنيده بود كه در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امير عليه السلام در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي را مي خواندند، آن شخص تصميم گرفته بود ببيند در زمان خودش چند نفر اين كار را انجام مي دهند، رفته بود و شمارش كرده و ديده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقليل پيدا كرده و مجموعاً پنجاه نفر (آن طور كه بنده "تهراني " به ياد دارم) در حرم ( اعّم از نزديك ضريح مطهّر، و رواقهاي اطراف) دعاي ابوحمزه را در دعاي نماز وتر خود قرائت مي كنند. "

*فلسفه

آيت الله بهجت، اشارات ابن سينا و اسفار ملا صدرا را نزد مرحوم آيت الله سيد حسن بادكوبه اي فرا گرفته است.


*مرجعيت

با اينكه ايشان فقيهي شناخته شده اند و بيش از سي سال است كه اشتغال به تدريس خارج فقه واصول دارند، ولي هماره از پذيرش مرجعيت سرباز زده اند.
آقاي مصباح درباره علت پذيرش مرجعيت از سوي ايشان و نيز پيرامون عدم تغيير وضعيت آيت الله بهجت بعد از مرجعيت مي گويد:
" بعد از مرجعيت منزل آايت الله بهجت هيچ تغييري نكرده است، ملاقات و پذيرايي از بازديد كنندگان در منزل امكان ندارد لذا در اعياد و ايام سوگواري، در مسجد فاطميه از ملاقات كنندگان پذيرايي مي شود. اصولاً قبول مرجعيت ايشان به نظر من يكي از كرامات ايشان است، يعني شرايط زندگي ايشان آن هم در سن هشتاد سالگي به هيچ وجه ايجاب نمي كرد كه زير بار چنين مسؤليتي برود، و كساني كه با ايشان آشنايي داشتند هيچ وقت حدس نمي زدند كه امكان داشته باشد آقا يك وقتي حاضر بشوند پرچم مرجعيت را به دوش بكشند و مسوليتش را قبول بكنند. و بدون شك جز احساس يك وظيفه متعين چيزي باعث نشد كه ايشان اين مسؤليت را بپذيرند. و بايد گفت كه رفتار ايشان در اين زمان با اين وارستگي و پارسايي، حجت را بر ديگران تمام مي كند كه مي شود در عين مرجعيت با سادگي زندگي كرد، بدون اينكه تغييري در لباس، خوراك، مسكن، خانه و شرايط زندگي پيش بيايد. "
تا اينكه بعد از فوت مرحوم آقاي سيد احمد خوانساري(ره) جلد اول و دوم كتاب "ذخيره العباد " (جامع المسائل كنوني) را به قلم خود تصحيح و در اختيار خواص گذاشتند، و پيش از فوت مرجع عاليقدر حضرت آيه الله العظمي اراكي(ره) اجازه نشر رساله عمليه خويش را دادند، سرانجام وقتي جامعه مدرسين با انتشار اطلاعيه اي هفت نفر از آن جمله حضرت آيه الله العظمي بهجت را به عنوان مرجع تقليد معرفي كرد و عده اي از علماي ديگر از جمله آيت الله مشكيني و آيت الله جوادي آملي و ... مرجعيت ايشان را اعلام كردند، به دنبال در خواستهاي مصرانه و مكرر راضي شدند تا رساله عمليه ايشان در تيراژ وسيع به چاپ برسد، با اين حال از نوشتن نام خويش بر روي جلد كتاب دريغ ورزيدند.
در همين ارتباط يكي از مرتبطين ايشان مي گويد: ايشان پيش از در گذشت آيت الله العظمي اراكي چون مطلع شدند جامعه مدرسين نظر به معرفي ايشان را دارند پيغام دادند كه راضي نيستم اسمي از بنده برده شود.
و بعد از فوت مرحوم اراكي و پيام جامعه مدرسين و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند: " فتاواي بنده را در اختيار كسي قرار ندهيد. از ايشان توضيح خواسته شد فرمودند: صبر كنيد، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر كسي ماند و از ديگران تقليد نكرد و فقط خواست از ما تقليد كند آن وقت فتاوي را منتشر كنيد " چندين ماه پس از اين رخداد رساله ايشان توسط بعضي از اهل لبنان به چاپ رسيد

*هجرت

ايشان بعد از تكميل دروس، در سال 1363 ه.ق. موافق با 1324 ه.ش. به ايران مراجعت كرده و چند ماهي در موطن خود فومن اقامت گزيد و بعداً در حالي كه آماده بازگشت به حوزه علميه نجف اشرف بود، قصد زيارت حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام و اطّلاع يافتن از وضعيت حوزه قم را كرد، ولي در طول چند ماهي كه در قم توقف كرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف، يكي پس از ديگري شنيده مي شد، لذا ايشان تصميم گرفت كه در شهر مقدس قم اقامت ‌كند.
در قم از محضر آيت الله العضمي حجت كوه كمره اي استفاده كرده و در بين شاگردان آن فقيد سعيد درخشيد. چند ماهي از اقامت حضرت آيه الله العظمي بروجردي در قم نگذشته بود كه آيت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آيات عظام امام خميني، گلپايگاني و ... به درس فقيد سعيد مرحوم بروجردي حاضر شد.
آيت الله مصباح در اين باره مي گويد:
" آيت الله بهجت از همان زماني كه مرحوم آيت الله بروجردي(ره) در قم درس شروع كرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشكِلين معروف و مبرّز درس ايشان بودند. معمولاً استاداني كه درس خارج مي گويند، در ميان شاگردانشان يكي دو سه نفر هستند كه ضمن اينكه بيش از همه مطالب را ضبط مي كنند احياناً اشكالاتي به نظرشان مي رسد كه مطرح و پي گيري مي كنند تا مسائل كاملاً حل شود، اينان از ديگران دقيق ترند، و اشكالاتشان علمي تر و نياز به غور و بررسي بيشتري دارد، و ايشان در آن زمان چنين موقعيتي را در درس مرحوم آيت الله بروجردي داشتند. "

*تدريس

آيت الله بهجت در همان ايام كه در درس آيات عظام اصفهاني، غروي و شيرازي حضور مي يافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم مي پرداخت و سطوح عاليه را در نجف اشرف تدريس مي كرد. پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه مي دادند. در رابطه با تدريس خارج فقه توسط ايشان نيز در مجموع مي توا ن گفت كه ايشان بيش از چهل سال است كه به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به واسطه شهرت گريزي غالباً در منزل تدريس كرده است، و فضلاي گرانقدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره برده اند.

*شيوه تدريس
آيت الله مصباح در مورد روش تدريس ايشان مي گويد:
" ايشان در بيان مطالب سعي مي كردند ابتدا مسأله را از روي كتاب شيخ انصاري قدس سره مطرح كنند، و بعد هر كجا مطلب قابل توجهي از ديگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت، و از مرحوم حاج آقا رضا همداني و ديگران مطالب برجسته اي داشتند آن را نقل مي كردند، و بعد هر جا خود ايشان نظر خاصي داشتند آن را بيان مي كردند. اين شيوه از يك طرف باعث اين مي شد كه انسان از نظر استادان بزرگ در يك موضوع آگاه بشود و در عين حال صرفه جويي در وقت مي شد. استادان ديگر هم براي تدريس شيوه هاي جالبي داشتند كه شايد براي مبتدي مفيدتر بود كه هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح مي كردند، ولي خوب اين باعث مي شد كه وقت بيشتري گرفته بشود و احياناً مطالبي تكرار بشود.
در ضمن تدريس، در ميان نكته هايي كه از خود ايشان ما استفاده مي كرديم و طبعاً بعضي از اين نكته ها چيزهايي بود كه ايشان از استادانشان شفاهاً دريافت كرده بودند، به مطالب بسيار ارزنده و عميق و داراي دقتهاي كم نظيري بر مي خورديم. "
آيت الله مسعودي كه خود سالها از درس آيت الله العظمي بهجت بهره برده اند درباره ويژگي تدريس ايشان مي گويد:
" سبك درس ايشان سبك خاصي است. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يك مسأله اي را مطرح مي كنند و اقوال ديگران را يكي يكي ذكر مي كنند، سپس يكي را نقد مي كنند و ديگري را تأييد، و سرانجام يكي از آن نظرات را مي پذيرند، يا نظريه ديگري را انتخاب مي كنند. ولي ايشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمي كنند بلكه ابتدا مسأله را مطرح مي كنند و بعد روند استدلالش را بيان مي كنند. اگر شاگرد آراء علماء را ديده و مطالعه كرده باشد، مي فهمد كه دليلي را كه استاد ذكر مي كند چه كسي گفته است، و اشكال يا تأييدي را كه مي كند مي فهمد به سخن چه كسي اشكال يا قول چه كسي را تأييد مي كند. لذا هر كس بخواهد در درس ايشان شركت كند بايد مباني و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد. "
آيت الله محمد حسين احمدي فقيه يزدي درباره شيوه درس ايشان مي گويد:
" نوعاً ايشان چند مسئله اصلي يا فرعي را كه عنوان مي فرمودند بعد از توجه به ظرافتهاي حديث و روايت و يا آيه شريفه اي كه دلالت بر موضوع بحث داشت، مقايسه اي بين موضوع بحث و ساير بحثهاي مشابه مي نمودند و دقت عقلي و فكري خاصي در تعادل آن دو انجام مي دادند، آنگاه نتيجه مي گرفتند كه انصافاً نتيجه علمي و جديد بود. و حقيقتاً مطلبي را كه ذكر مي كردند ناشي از اوج و عظمت ديد و فكرشان بود كه از ائمه عليهم السلام و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحيح نيز هم اين گونه بحث و تجزيه و تحليل كردن است. "

*موعظه در درس

حجة السلام والمسلمين قدس، امام جمعه كلاچاي كه خود سالها در درس ايشان حضور داشته است مي گويد:
" روال آيت الله العظمي بهجت اين بود كه پيش از شروعِ درس، حدود ده دقيقه موعظه مي كرد، ولي نه به عنوان موعظه بلكه به عنوان حكايت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود كه منظور اصلي آيت الله مصباح يزدي كه سالها در درس خارج فقه ايشان شركت مي كردند (15سال)، علاوه بر استفاده علمي، استفاده از روحيه ملكوتي آقا بوده است. "
آيت الله مصباح در اين باره مي گويد:
" آيت الله بهجت گاهي داستاني را يا حديثي را نقل مي كردند كه براي ما تعجب آور بود ايشان چه اصراري دارند كه بر مطالب معلوم و روشن تكيه مي كنند، از جمله مطلبي كه ايشان در تذكّرات پيش از درس اصرار مي كردند امامت امير المؤمنين عليه السلام بود، ما تعجب مي كرديم كه ما مگر در آن حضرت شك داريم كه ايشان اين قدر اصرار دارند كه دلائل امامت حضرت علي عليه السلام را براي ما بيان كنند. يك خورده ته دلمان گله مند بوديم كه چرا به جاي اين مطالب يك چيز هايي كه بيشتر حاجت ماست ( در امور اخلاقي و معنوي ) مطالبي را نمي گويند. اما بعد از اين كه به پنجاه- شصت سالگي رسيديم، در بسياري از مباحث ديديم كه آن نكته هايي كه ايشان چهل سال پيشتر در درسشان درباره امامت علي عليه السلام مي فرمودند به دردمان مي خورد. گويا ايشان آن روز مي ديد كه يك مسائلي بناست در آينده مورد غفلت و تشكيك قرار بگيرد.
شايد اگر توجه هاي ايشان نبود ما انگيزه اي نداشتيم درباره اين مسائل مطالعه اي داشته باشيم، حتي از نكته هايي كه ايشان چهل سال پيش بيان مي كردند امروز بنده در نوشته هايم در مورد مسائل اعتقادي يا جاهاي ديگر استفاده كرده‌ام. "

*جايگاه علمي

گواهي استادان و هم دوره ايها و نيز شاگردان برجسته كه بخشي از آن در ذيل مي آيد نمايانگر دقت نظر و نبوغ برجستگي علمي ايشان است:
از آن جمله گويند:
روزي ايشان در درس كفايه يكي از شاگردانِ مرحوم آخوند خراساني به نحوه تقرير مطالب آخوند خراساني توسط استاد اعتراض مي كند، ولي با توجه به اينكه از همه طلاب شركت كننده در درس كم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدي پيش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شديد شاگردان ديگر قرار مي گيرد، ولي در آن هنگام ناگهان استاد وارد مي شود و متوجه اعتراض شاگردان به ايشان مي گردد. سپس خطاب به آنان مي فرمايد: " با آقاي بهجت كاري نداشته باشيد. " همه ساكت مي شوند آنگاه استاد ادامه مي دهد: " ديشب كه تقريرات درس مرحوم آخوند را مطالعه مي كردم متوجه شدم كه حقّ با ايشان است " و پس از اين سخن، از جديت و نبوغ آيت الله بهجت تمجيد مي نمايد.
يكي از دانشمندان نجف مي گويد:
" ايشان در درس، به مرحوم آيت الله غروي امان نمي داد، و پيوسته بحثها را مورد نقد قرار مي داد. "
مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري نيز مي گويد:
" ايشان با اظهار نظرهاي دقيق و اشكالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب كرده بود كه چند روزي مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود؛ ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مي دادند معلوم مي شد اگر بالاتر از ديگران نباشند بي شك كمتر از آنان نيستند. "
مرحوم علامه محمد تقي جعفري مي گويد:
" آن هنگام كه در خدمت آقا شيخ كاظم شيرازي مكاسب مي خوانديم، آيت الله بهجت نيز كه اينك در قم اقامت دارند، در درس ايشان شركت مي نمودند، خوب يادم هست كه وقتي ايشان اشكال مي كردند آقا شيخ كاظم با تمام قوا متوجه مي شد، يعني خيلي دقيق و عميق به اشكالات آقاي بهجت توجه مي كرد، و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود. "
آيت الله سيد محمد حسين طهراني در كتاب انوارالملكوت مي نويسد:
" آيت الله حاج شيخ عباس قوچاني، وصي سيد علي آقاي قاضي مي فرمودند: آيت الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني حاضر مي شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سيد باز مي گشتند بعضي از طلابي كه در درس براي آنها اشكالاتي باقي مانده بود به حجره ايشان مي رفتند و اشكالشان را رفع مي نمودند. و چه بسا ايشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ايشان مي پرسيدند و ايشان هم مانند بيداري جواب مي دادند جواب كافي وشافي، و چون از خواب بر مي خاستند و از قضايا و پرسشهاي در حال خواب با ايشان سخن به ميان مي آمد ابداً اطلاع نداشتند و مي گفتند: هيچ به نظرم نمي رسد و از آنچه مي گوييد در خاطرم چيزي نيست. "
آيت الله مشكيني مي گويد:
" ايشان از جهت علمي ( هم در فقه و هم در اصول ) در يك مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند. "
حجت السلام و المسلمين امجد مي گويد:
" ايشان در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ، و معتقدم كه بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نكته بگيرند و بفهمند، و حق اين است كه درس خارج را بايد امثال آيت الله بهجت بگويند نه آنهايي كه به نقل اقوال بسنده مي كنند. "

*تشويق بزرگان به شركت در درس ايشان

آيت الله مصباح مي گويد:
" اولين چيزي كه ما را جذب كرد آن جاذبه معنوي و روحاني ايشان بود. ولي تدريجاً متوجه شديم كه ايشان از لحاظ مقامات علمي و فقاهت هم در درجه بسيار عالي قرار دارد. اين بود كه سعي كرديم خدمت ايشان درسي داشته باشيم تا وسيله اي باشد هم از معلومات ايشان بهره اي ببريم، و هم بهانه اي باشد كه هر روز خدمت ايشان برسيم و از كمالات روحي و معنوي آقا بهره مند شويم. كتاب طهارت را در خدمت ايشان شروع كرديم، ابتدا در يكي از حجرات مدرسه فيضيه چند نفر از دوستان شركت مي كردند، و بعد از گذشت يك سال، يكي دو سالي هم در حجره اي در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي) خدمت ايشان درس داشتيم، و بعدها كه ضعف مزاج ايشان بيشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان مي رفتيم كه يك دوره طهارت را خدمت ايشان خوانديم، و بعد يك دوره هم مكاسب و خيارات را كه تقريباً حدود 15 سال ادامه پيدا كرد. ما در درس ايشان استفاده هايي مي برديم كه در بسياري از درسها كمتر يافت مي شد. "
شهيد بزرگوار استاد مطهري(ره) نيز به درس ايشان عنايت خاصّي داشتند. آيت الله محمد حسين احمدي يزدي در اين رابطه مي گويد:
" آيت الله شهيد مطهري درباره درس آيت الله بهجت به ما خيلي سفارش مي كرد و مي فرمود: حتماً در درس ايشان شركت كنيد مخصوصاً در اصول، چون آقاي بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهاني را ديده حتماً در درس ايشان شركت كنيد. "
استاد خسرو شاهي مي گويد:
" بنده در درس فقه خارج خيارات آيت الله العظمي شيخ مرتضي حائري شركت مي كردم. ايشان اواخر عمر مريض بودند و درسشان تعطيل شد. يك روز وقتي كه آيت الله حايري از حرم بيرون مي آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض كردم: ان شاء الله درس را شروع مي فرماييد؟
فرمودند: نه. بعد فرمودند:
" شما كه جوان هستيد من يك ضابطه اي را در اختيار شما قرار بدهم، و آن اينكه درس كساني شركت بكنيد كه فقط نقل اقوال نكنند، بلكه اقوال را بررسي كرده و نكاتي را در درس بيان كنند كه در فعليت رساندن ملكه اجتهاد خيلي سودمند باشد. چون درسي براي شما مفيد است كه اين ملكه اجتهاد را از قوه به فعليت برساند، و تنها به نقل اقوال كفايت نكند. "
من همان جا به ايشان عرض كردم: جناب عالي كسي را با اسم براي ما معرفي بفرماييد. فرمودند: " من از اسم بردن معذورم. " عرض كردم: من در درس آيت الله العظمي بهجت شركت مي كنم. ايشان اظهار رضايت نمود و تبسم كردند و فرمودند: " درس ايشان از نظر دقت و محتوا همين قاعده و ضابطه اي را كه به شما گفتم دارد، خوب است كه در درس ايشان شركت مي كنيد. درس ايشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمي هم از جهت اخلاقي، اين درس را ادامه بدهيد. "
تأليفات
حضرت آيت الله بهجت داراي تأليفات متعددي در فقه و اصول هستند كه خود براي چاپ اكثر آنها اقدام نكرده اند، و گاه به كساني كه مي خواهند آنها را حتي با غير وجوه شرعيه چاپ كنند، اجازه نمي دهند و مي فرمايند: هنوز بسياري از كتابهاي علماي بزرگ سالهاست كه به گونه خطي مانده است، آنها را چاپ كنيد نوبت اينها دير نشده است.
فهرست عمده تأليفات ايشان كه برخي نيز با اصرار و پشتكاري برخي از شاگردانشان به چاپ رسيده، عبارتند از:
الف) كتابهاي چاپ شده:
1. رساله توضيح المسائل ( فارسي و عربي )
2. مناسك حجّ
دو كتاب فوق توسط برخي از فضلا بر اساس فتاوي ايشان تأليف و پس از تأييد آقا به چاپ رسيده است.
3. وسيله النجاة
اين كتاب در بردارنده نظرات فقهي ايشان در اكثر ابواب فقه است كه در متن وسيله النجاه آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) گنجانده شده و نهايتاً جلد نخست آن با تأييد ايشان به چاپ رسيده است.
4. جامع المسائل
اين كتاب مجموعه حواشي ايشان بر كتاب " ذخيره العباد " استادش آيت الله العظمي محمد حسين غروي اصفهاني، و نيز تكميل آن تا آخر فقه مي باشد، كه قسمتهايي از آن ابتدا با نام " ذخيره العباد " با حروفچيني نه چندان زيبا و در تعداد نسخه اندك در اختيار برخي از شاگردان و خواصّ ايشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از اين مجموعه كه قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به خاطر كثرت فروع فقهي كه توسط حضرت آيت الله بهجت بر اصل كتاب افزوده شده و جامعيت آن " جامعُ المسائل " نام گرفته و به همت برخي از شاگردان ايشان به چاپ رسيد.

ب) تأليفات آماده چاپ و نشر:
1. جلد اول از كتاب صلوة
آيت الله بهجت در اين كتاب با سبكي ويژه و تلخيص مطالب به ترتيب مباحث
" جواهر الكلام " به بيان نظريات نو و ابتكاري خويش پرداخته اند.
2. جلد اول از دوره اصول
اين كتاب تقريبا " به ترتيب " كفايه الاصول " نگارش يافته است، و بارها توسط ايشان مورد مداقّه و تجديد نظر قرار گرفته، و نظرياتي نو در بسياري از مباحث اصول را در بردارد.
3. تعليقه بر مناسك شيخ انصاري
اين كتاب در بردارنده نظرات ايشان درباره مناسك حجّ مي باشد.

ج) تأليفاتي كه هنوز اقدام به چاپ آنها نشده است:
1. بقيه مجلّدات دوره اصول
2. حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري
كه به ترتيب مكاسب شيخ انصاري(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثي كه در مكاسب مطرح نشده بر اساس متن " شرائع الاسلام " نگارش يافته است، ايشان در اين دوره از مباحث فقهي نظرات جديدي را ارائه داده اند.
3. دوره طهارت
در اين كتاب نيز آيت الله بهجت بسان دوره " كتاب الصلوة " به ترتيب مباحث
" جواهر الكلام " با تلخيص و نو آوري نظرات خويش را مطرح نموده اند.
4. بقيه مجلّدات دوره كتاب الصلوة
همچنين ايشان در تأليف سفينة البحار با مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره) همكاري داشته اند، و قسمت زيادي از سفينة البحار خطي، به خط ايشان نوشته شده است.

*شاگردان

با توجه به اينكه ايشان به خاطر شهرت گريزي عمدتاً در منزل خود تدريس مي كردند، با وجود اين افراد بسياري از محضر آن جناب استفاده كرده و مي كنند. كه برخي از آنان خود صاحب رساله و فتوي مي باشند، اينك نام بعضي ديگر از آنان را با حذف القاب ذكر مي كنيم:

1. محمد تقي مصباح يزدي.
2. عبدالمجيد رشيد پور.
3. سيد مهدي روحاني.
4. علي پهلواني تهراني.
5. مختار امينيان.
6. محمدهادي فقهي.
7. هادي قدس.
8. محمود امجد.
9. محمد ايماني.
10. محمد حسن احمدي فقيه يزدي.
11. محمد حسين احمدي فقيه يزدي.
12- مسعودي خميني
13- سيد رضا خسروشاهي.
14- اسماعيل عابدي.
15- حسن لاهوتي
16- عزيز علياري
17- سيد محمد مؤمني
18- حسين مفيدي
19- محمد كريم پارسا
20- جواد محمد زاده تهراني
21- سيد صابر مازندراني
22- شهيد نمازي شيراز
23- مهدي هادوي
ماخذ: كتاب به سوي محبوب و كتاب برگي از دفتر آفتاب

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت مقام معظم رهبری به مناسبت در گذشت ایت الله بهجت
رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام تسليت اعلام كردند:
آيت‌الله بهجت معلم بزرگ اخلاق، عرفان و سرچشمه فيوضات معنوي بي پايان بودند

 در پي رحلت حضرت آيت الله العظمي بهجت پيام تسليتي از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شد.



بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انااليه راجعون
با دريغ و افسوس فراوان خبر يافتيم كه عالم رباني، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيت‌الله آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت (قدس الله نفسه الزكيه) دار فاني را وداع گفته و به جوار رحمت حق پيوستند. براي اينجانب و همه ارادتمندان آن مرد بزرگ اين مصيبتي سنگين و ضايعه‌اي جبران ناپذير است. ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شي.
آن بزرگوار كه از برجستگان مراجع تقليد معاصر به شمار مي‌رفتند معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فيوضات معنوي بي پايان نيز بودند. دل نوراني و مصفاي آن پارساي پرهيزگار آينه روشن و صيقل يافته الهي و كلام معطر او راهنماي انديشه و عمل رهجويان وصالحان بود. اينجانب تسليت صميمانه خود را به پيشگاه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) تقديم مي‌دارم و به حضرات علماي اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفيضان از نفس گرم و به ويژه به خاندان مكرم و آقازاده ارجمند ايشان تسليت عرض مي‌كنم و براي خود و ديگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلي و براي روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت مي‌كنم.
والسلام عليه و رحمه الله
سيد علي خامنه‌اي
27 ارديبهشت 1388
23 جمادي الاولي 1430

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شهید گمنام
شهید گمنام !!

 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 و این مسافر کربلاست

خدایا کربلا کجاست ؟

خدایا کربلا چیست ؟

پروردگارا کربلا چیست که مسافرانی چنین سبک بال و عاشق دارد !!

خدایا کربلا رفتن را دل باید یا که پا ؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 رهبر انقلاب در کردستان
فرمانده كل قوا در برنامه نظامي مشترك در كردستان:
‌‌ملت بزرگ ايران‌ اهل تعدي و تجاوز نيست

 ‌فرمانده معظم كل قوا فرمودند: ‌‌

ملت بزرگ ايران و نظام مقتدر اسلامي اهل تعدي و تجاوز نيستند، اما در پاسخ به تهديدات ديگران، لحظه‌اي درنگ نخواهند كرد.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمانده معظم كل قوا عصر امروز در برنامه نظامي مشترك نيروهاي مسلحِ مستقر در استان كردستان، «دفاع از امنيت و آرامش بخشيدن به زندگي عمومي مردم» را فلسفه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران خواندند و استمرار و تقويت آمادگي ملي به خصوص آمادگي نيروهاي مسلح را عامل مهمي در حفظ عزت و كرامت ملت ايران دانستند.
در آغاز اين مراسم، هنگام ورود رهبر انقلاب اسلامي به ميدان صبحگاه پادگان امام علي (ع) در سنندج سرود جمهوري اسلامي نواخته شد و ايشان با حضور در مقابل يادمان شهيدان و قرائت فاتحه علو درجات شهداي سرافراز و مظلوم كردستان را مسئلت كردند.
فرمانده معظم كل قوا سپس از يگان‌هاي نمونه ارتش، سپاه، بسيج و نيروي انتظامي مستقر در ميدان سان ديدند و جانبازان حاضر در مراسم را مورد تفقد قرار دادند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين مراسم، كردستان را خطه‌اي دلاورخيز و سرزمين «ايثار و جهاد و شهادت» ناميدند و با يادآوري توطئه‌هاي متمركز دشمن در سال‌هاي اول انقلاب، براي ايجاد ناامني و برادركشي در اين منطقه افزودند: نظام اسلامي با اتكا به ايمان و غيرت مردان مؤمن، در آن عرصه دشوار، امتحان بسيار درخشاني داد و نيروهاي مسلح با به شكست كشاندن آن فتنه بزرگ، فلسفه وجودي خود، يعني خدمت به امنيت و آرامش مردم را متجلي كردند.
ايشان با تجليل از نقش و همكاري مردم غيور كردستان و «شور و شوق پيش‌مرگان كرد مسلمان» در عرصه جهاد با توطئه‌هاي بيگانگان خاطرنشان كردند: اين واقعيات، جلوه‌هايي به ياد‌ماندني از حماسه بزرگ ملت ايران در منطقه كردستان است.
فرمانده كل قوا در امان ماندن كردستان از آسيب بيگانگان را نتيجه حضور هوشمندانه، آگاهانه و مقتدرانه نيروهاي مسلح دانستند و با تأكيد بر ضرورت پرهيز از غفلت در مقابل كيد دشمنان خاطرنشان كردند: نظام اسلامي با ظلم جهاني پنجه در پنجه افكنده است، بنابراين بايد هميشه مراقب توطئه‌ها باشد و به دستور قرآن، آمادگي خود را حفظ و تقويت كند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، تلاش و تمايل بيگانگان را براي فراهم كردن زمينه‌هاي ناامني خاطرنشان كردند و با اشاره به نقش سرويس‌هاي امنيتي بيگانگان و اشغالگران عراق در «هدايت و اداره» بسياري از عمليات كور و سياه تروريستي‌ تأكيد كردند: ملت و به خصوص نيروهاي مسلح و مسئولان هوشيار و همچون هميشه آماده باشند كه هستند.

 مراسم مشترك نيروهاي مسلح مستقر در استان كردستان با حضور مقام معظم رهبري


فرمانده كل قوا، توكل بر خدا، استقلال و اتكاي به اراده مردم را شرط دفاع حقيقي هر ملت از عزت و كرامت و موجوديت خويش دانستند و افزودند: ملت بزرگ ايران و نظام مقتدر اسلامي اهل تعدي و تجاوز نيستند، اما در پاسخ به تهديدات ديگران، لحظه‌اي درنگ نخواهند كرد و يقيناً به فضل الهي و در پرتو آمادگي‌هاي روزافزون ملت، مسئولان و نيروهاي مسلح، تهديد و توطئه و بدخواهي دشمنان به هيچ نتيجه‌اي نخواهد رسيد.
در اين مراسم همچنين سرلشكر جعفري فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با تشريح وضع عمومي منطقه كردستان، به هوشياري و آمادگي نيروهاي مدافع ايران اسلامي اشاره كرد و به بيان گزارشي از فعاليت‌هاي فرهنگي و سازندگي سپاه در اين منطقه پرداخت.
سرتيپ پاسدار محمودآبادي فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا نيز از فعاليت‌هاي اين قرارگاه در ايجاد امنيت پايدار در منطقه گزارش داد.
در پايان مراسم، يگان‌هاي نمونه مستقر در ميدان از مقابل جايگاه رژه رفتند.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 مصاحبه کروبی با خبرنگاران مستقر در ستاد انتخابات

 

دبيركل حزب اعتماد ملي صبح روز شنبه و در پنجمين و آخرين روز ثبت‌نام از داوطلبان با حضور در ستاد انتخابات كشور رسما براي كانديداتوري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ثبت نام كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي پس از ثبت نام در انتخابات با حضور در جمع خبرنگاران با تاكيد بر اين‌كه " ما براي تغيير آمده‌ايم" خاطرنشان كرد: ضمن احترام به دولت و مسوولين اجرايي كشور كه در حال فعاليت هستند، بايد بگويم كه ما اين‌ها را ناتوان در اداره كشور مي‌دانيم.

وي گفت: احساس مي‌كنيم برنامه‌ريزي موجود جوابگو نيست و به خاطر همين در راستاي تغييرات مورد نظرمان در كابينه، سفارتخانه‌ها، فرهنگ، سياست خارجي، برخورد با دانشگاه و دانشجويان، مسائل اقتصادي و بخش‌هاي مختلف تغيير ايجاد خواهيم كرد.

وي در عين حال اظهار كرد با بيان اين‌كه " البته دولت زحمت مي‌كشيد و ما از زحماتش تشكر مي‌كنيم اما اين را كافي نمي‌دانيم" ابراز عقيده كرد: معتقديم تبعات بسيار سنگيني از اين مجموعه و شيوه كار نصيب كشور شده است. همچنين ما در سياست خارجي نيز با همسايگان خود مشكل داريم.

دبيركل حزب اعتماد ملي ادامه داد: ما با حفظ اصول و آرمان‌هاي امام(ره) و ارزش‌ها آمديم كه تغيير و اسلام را نيز تقويت كنيم. به دنبال اسلام متحجر نيستيم و سخنان ما همان جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد است كه حضرت امام آن را مطرح كرده و به اعتقاد ما ميزان راي مردم است.

وي در پاسخ به سوالي درباره حمايت حزب كارگزاران از ميرحسين موسوي علي‌رغم حمايت برخي چهره‌هاي آن از كروبي و اين‌كه آيا اين حمايت منفعت‌طلبانه و بر اساس دادن قول به آن‌هاست، تاكيد كرد: من نه در حال و نه در گذشته به هيچ كس وعده‌اي نداده‌ام و آن‌ها هم از من سهم و مسووليتي نخواستند ولي چنانچه مردم مرا بپذيريند و موفق شوم هم انساني، هم اخلاقي و هم قانوني است كه به نيروهايي كه در كنارم هستند و مرا پذيرفته‌اند و با من همكاري مي‌كنند، نقش اول را داد و البته نيروهايي كه به من كمك مي‌كنند همگي نيروهاي ورزيده و كارداني هستند. اما اين‌كه حزب كارگزاران دو بخش است مربوط به خود كارگزاران است و البته بين‌شان تفاهم وجود دارد.اين دوسته‌دستگي در مجمع روحانيون و همبستگي هم وجود دارد.

خبرنگاري پرسيد: شما چه ويژگي‌ها و خصوصياتي را داريد كه آن را در ميرحسين موسوي نديديد، به خاطر همين تصميم بر كناره‌گيري نداشتيد، علي‌رغم اينكه بر شما فشارهايي در اين باره بوده است؟

كروبي گفت: حرف من در اين موضوع همان حرف‌هايي است كه قبلا گفته‌ام و ديگر آن را تكرار نمي‌كنم. در شرايطي كه كشور دارد، من در خود مي‌بينم كه اگر از سوي مردم پذيرفته شدم مدير و خدمتگزار خوبي براي آن‌ها باشم. من جامعه‌ام را مي‌شناسم، قدرت را به خوبي مي‌شناسم و به راه همكاري و گفت‌وگو واقف هستم. همچنين چتري دارم كه نيروهاي عظيمي كه ممكن است با ديگران كار نكنند؛ با من كار كنند.

وي افزود: البته چه بسا ظرفيتي كه من براي خودم قائل هستم، شخصيت‌هاي ديگر هم براي خودشان قائل باشند. اما به هر ترتيب حضور خود را ضروري مي‌دانم و معتقدم مي‌توانم بسياري از مشكلات را به ياري خدا و حمايت مردم حل كنم؛ چراكه من بر اساس وظيفه ديني و نه تك‌وري و قدرت‌طلبي وارد عرصه شدم.

خبرنگار ديگري پرسيد: شما كه قبلا وعده 50 هزار تومان را به مردم مي‌داديد در حال حاضر كه قيمت نفت كاهش پيدا كرده، مي‌خواهيد چه كار كنيد؟

كروبي پاسخ داد:‌ توزيع اين سهام مفصل است و بسياري همچون دكتر نيلي و كرباسچي، الويري و جمع ديگري به تدريج در حال تبيين اين موضوع هستند و كارها و فعاليت‌هاي فراواني در اين جهت انجام دادند. اين بحث از كارهاي بسيار خوبي است كه اصلا مربوط به انتخابات هم نبود و كم و زياد آن البته مربوط به قيمت نفت هم مي‌شود. اما مساله‌ تضمين شده است و مسلم است كه انجام خواهد شد.

خبرنگاري پرسيد: آيا آقاي هاشمي رفسنجاني از شما حمايت كرده و آيا سفرهايي براي حمايت شما داشته و در راستاي ورودتان به عرصه با ايشان ديداري داشتيد؟

كروبي گفت: من با آقاي رفسنجاني ارتباط دوستانه‌اي دارم ما با هم ديدار هم داشتيم. اما اخيرا مدتي است كه در خدمت‌شان نبودم و ديداري نداشتيم. من در مورد سفرهاي ايشان هم اطلاعي ندارم.

خبرنگاري پرسيد: نظرتان در مورد نظرسنجي‌ها كه شما آن را نظرسازي مي‌دانيد چيست؟

دبيركل حزب اعتماد ملي با بيان اين‌كه " ممكن است به خاطر اين مساله به من بگويند كه بدبين هستم" ادامه داد: اشكالي ندارد و من در هر صورت به نظرسنجي‌ها توجه‌اي ندارم؛ چراكه نظرسنجي‌ها مربوط به برخي دسته‌بندي‌هاي سياسي است و يا ممكن است بر اساس نظر خاصي انجام بگيرد. همچنين مردم خيلي صريح با ما حرف نمي‌زنند، به خاطر همين به نظرسنجي‌ها زياد اعتقاد ندارم الان هم مي‌گويم كه نظرسنجي جدي و واقعي روز 22 خرداد است.

وي در پاسخ به سوالي درباره اظهاراتي مبني بر اين‌كه انحلال سازمان مديريت طرح شهيد رجايي بوده، به عنوان فردي كه در اول انقلاب نيز حضور داشته، گفت:‌ ما گروه اولي هستيم كه وارد مجلس جمهوري اسلامي شديم و در كش و قوس‌هاي نظام و جبهه و جنگ نيز بوده‌ايم و اصلا چنين چيزي به چشمان من نخورده است. همواره بحثي كه مطرح بود، بحث تغيير مدير آن بود، ولي به هر ترتيب من در اين مورد خبري ندارم.

كروبي همچنين با اشاره به سخنان فرمانده‌ سپاه گفت:‌ فرمانده محترم نيروي سپاه، برادر بسيار معزز و محترم جناب آقاي جعفري نكته‌اي گفته كه براي من بسيار تعجب‌آور بود؛ او بسيج را در دو بخش تعريف كرده و فرموده‌اند يك بخش بسيج نيروي نظامي و يا وابسته به نظامي است كه نبايد در انتخابات دخالت كند. اما يك بخش ديگر بسيج بيشتر به امور امداد و يا فرهنگ توجه مي‌كند كه دخالت آن در انتخابات اشكال ندارد. اين عبارت تازه‌اي است،ه گويا قرار است ما هر روز حرف‌هاي بديع و تازه بشنويم.

وي خاطرنشان كرد: ما يك بسيج عمومي داريم كه امام فرمود" افتخار من بسيجي بودن است" مقام معظم رهبري ، آقاي هاشمي و ... همه مي‌گويند بسيجي هستيم. اما آن بسيجي كه زير نظر آقاي جعفري است چه گروهي هستند كه مديريتش با ايشان است، اين گونه حرف‌ها وقتي مديريتش با نيروي مسلح است يعني علامت و نشانه دادن.

وي گفت: به برادر محترم با كمال وادب و احترام عرض مي‌كنيم؛ بسيج به معناي عام كه 60 درصد آن مردم آزاد هستند و 40 درصد براي كل نيروهاي مسلح است مثل سپاه، ارتش ، سرباز و نيروي انتظامي كه موظف بوده به جبهه بروند، چندين هزار نفر اقشار مختلف مردم در جبهه به جنگ رفتند و شهيد شدند آن‌ها هم بسيجي بودند اما امروز جنگ نيست و بسيج زير نظر نيروي مسلح و سپاه است كه افتخار ملت و برآمده از آن است. اين‌ها در اختيار نيروي مسلح‌اند و معنا ندارد وارد عرصه‌ انتخاباتي شوند.

دبيركل حزب اعتماد ملي يادآور شد: من از 48 سال پيش بسيجي بوده‌ام، قطعا آن زمان آقاي جعفري يك كودك بود، اما بايد گفت آن بسيجي كه زير نظر آقاي جعفري است نيروهاي مسلح هستند.

وي تاكيد كرد: ما براي داغ كردن تنور انتخابات نيامده‌ايم، آمده‌ام براي انتخاباتي آزاد و بدون دخالت بسيج و نيروهاي مسلح و يا نيروهاي خودسر. انتخاباتي آزاد كه هركس مي‌آيد براي پيروزي مي‌آيد. اين خط و نشان‌ها را نكشيد، مردم را حساس‌تر مي‌كنيد.

وي تاكيد كرد: اگر كوچكترين تخلفي شود محكم مي‌ايستم و از صحنه بيرون نمي‌روم. عكس‌العمل نشان مي‌دهيم پيامد آن به عهده‌ برادران بزرگوار است كه اوضاع واحوال را مناسب نمي‌بينند و احساس خطر كرده‌اند و براي خود آوازهايي مي‌خوانند. مي‌گويند بسيج دو قسم است. كم‌كم لابد مي‌شود چهار قسم و بعد شش قسم.

وي با اشاره به زمان تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:‌در آن زمان گفتم كه مجمع قوه‌ چهارم است كه آن حكيم بصير پير دورانديش گفت كه مجمع در عرض قواي سه‌گانه نيست. قواي كشور سه‌گانه است.

كروبي با مخاطب قرار دادن سردار جعفري تاكيد كرد: بسيج يك نوع است و آن هم زير نظر شماست. هيج‌كس هم آبروي زيادي ندارد كه آبروي زيادي‌اش را بدهد. تقسيم بسيج نكنيد كه بسيجي‌ها پاي صندوق‌ها يا در جلسات مردم را تهديد كنند.

وي بر نقش و اراده مردم در انتخابات تاكيد كرد.

خبرنگار در واكنش به اظهارات كروبي درباره اظهارات سردار جعفري گفت:‌ من به عنوان يك شهروند به شما مي‌گويم كه نبايد اظهارت جعفري را بهانه قرار دهيم براي اين‌كه ستاد مقدس سپاه يا بسيج را خدشه‌دار كنيم اين در حالي است كه خدمات اين دو براي شما پوشيده نيست.

در اين موقع تعدادي از حضار خبرنگار را تشويق كردند.

كروبي گفت: يادتان باشد، شما كه دست زديد فقط هفت تا هشت نفر بوديد.

در اين موقع نيز جمعي براي كروبي دست زدند.

كروبي گفت: البته اي‌نكه هر كس نظرات خود را هر طور كه خواست بگويد اشكالي ندارد. من خوشحالم كه شما تذكر داديد ولي برادر عزيز وقتي فرمانده نيروي نظامي مي‌آيد و در صحبت‌هايش بسيج را به دو قسمت مي‌كند، اين كار خوبي نيست. من خود بسيجي‌ام و امام و رهبري نيز بسيجي بودند اما وقتي بسيج را دو دسته مي‌كنند و حوادثي مثل جريان مجلس هفتم به وجود مي‌آيد ديگر چه بايد گفت.

وي ادامه داد:‌ چرا كالبدشكافي مي‌كنيد كه من بخواهم برخي چيزها را بگويم. من از حضرتعالي بيشتر مدافع هستم و حداقل سنم از شما بيشتر است. من خود دو پسر دارم كه در جبهه بودند و در عمليات‌ها شركت ‌كردند و يكي از آن‌ها يكي از پاهايش قطع شد. البته براي ما مادر شهيدي اهميت دارد كه سه فرزندش را مي‌دهد و هيچ ادعايي هم ندارد. اما شما مي‌بينيد كه مردم سر كوچه چه مي‌گويند؟ مردم مي‌گويند كه اين‌ها هر چه بخواهند از صندوق در مي‌آورند ولي ما مي‌گوييم اين طور نيست و صحبت‌هاي اينچنيني اين شائبه‌ها را به وجود مي‌آورد.

خبرنگار در ادامه پرسيد: آيا از حاميان ميرحسين در كابينه‌تان استفاده مي‌كنيد؟

كروبي گفت: من مي‌خواهم كابينه‌ جامعي تشكيل دهم و در آن از همه نيروهاي خوب استفاده مي‌كنم چه آن‌هايي كه با من كار مي‌كنند و چه آن‌هايي كه با من كار نمي‌كنند من حتي از نيروهاي محافظه‌كار و راست هم استفاده مي‌كنم و نه فقط از جريان موسوي بلكه از نيروهايي كه كاردان باشند نيز استفاده خواهم كرد. ما كابينه‌اي تشكيل مي‌دهيم كه مردم احساس كنند در آن سهيم هستند.

وي تاكيد كرد: به ياري خدا كابينه‌اي تشكيل مي‌دهم كه اگر بي‌نظير نباشد كم‌نظير خواهد بود.

 

به گزارش ايسنا كروبي در بخش اول سخنانش نيز با تاكيد بر اهميت انتخابات در اين دوره اظهار كرد: بسيار مهم است كه اين انتخابات را با انتخابات‌هاي قبلي متفاوت بدانيم. وي خاطرنشان كرد: مهم‌ترين آزمايش و امتحان براي دست‌اندركاران اجرا و نظارت در اين انتخابات به وجود آمده است؛ از آن‌جا كه روساي جمهور قبلي دو دوره رييس‌جمهور بوده‌اند و در دور دوم رقابت‌هاي جدي با آن‌ها صورت نگرفته است، اما اين انتخابات اين چنين نيست و رقابت به شدت جدي است.

وي يادآور شد: دولت فعلي و يا رييس‌جمهور قانونا حق دارد يك دوره ديگر نيز باشد؛ بنابراين چون متولي كار است و امكانات كشور را در اختيار دارد به خصوص وزارت كشور، امتحان بزرگي پيش رو دارد؛ لذا دولت بايد كمال دقت را در اين زمينه داشته باشد.

دبيركل حزب اعتماد ملي با بيان اين‌كه " وزارت كشور بايد بي‌طرفي را رعايت كند" گفت: در اين انتخابات رقابت جدي در پيش داريم؛ همه‌ كانديداها مي‌گويند براي تغيير آمده‌اند تا اوضاع اين‌گونه نماند.

وي در ادامه با تاكيد بر نقش شوراي نگهبان و ناظرين شوراي نگهبان و ضرورت بي‌طرفي آن‌ها در انتخابات خاطرنشان كرد: با توجه به اين‌كه بارها برخي اعضاي شوراي نگهبان به خصوص اعضاي موثر آن‌ها حمايت خود را از دولت مطرح كرده‌اند و گرايش‌هاي خود را نشان داده‌اند ـ كه البته از اين جهت نقدي بر آن‌ها نيست ـ بايد در نظر داشت كه نقش آن‌ها در اين انتخابات بسيار حساس است. شوراي نگهبان آزمايش‌هاي سياسي بسيار مهمي دراين مرحله دارد كه چگونه رفتار مي‌كند. بايد توجه كند كه كمال بي‌طرفي را رعايت كند و به تمام معنا دقت كند كه منطبق بر خواست نظام جمهوري اسلامي و صاحبان انقلاب، تنظيم‌كنندگان قانون اساسي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و رهبري باشد.

وي ادامه داد: فلسفه وجودي اين نهاد مبارك و مقدس براي اين است كه در موارد حساس اوضاع را حفظ كند؛ چراكه امتحاني تاكنون پيش‌روي شوراي نگهبان نبوده است. اين بار رقيب جدي ما دولت است و ما هم رقيب جدي او هستيم.

كديور، عبدي، كرباسچي، ابطحي و گرامي‌مقدم از جمله همراهان كروبي هستند.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 مصاحبه مهندس میر حسین موسوی

مهندس ميرحسين موسوي پس از ثبت نام رسمي در دهمين انتخابات رياست جمهوري، طي سخناني به تشريح دلايل حضورش در انتخابات رياست‌جمهوري پرداخت.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، ميرحسين موسوي كه متني مكتوب را قرائت مي‌كرد، گفت:« مردم سربلند ايران، پروردگار شما نعمت را بر اين زاد و بوم تمام و آن را به ثروت‌هاي بسيار تجهيز كرد و به فرهنگ و معنويت آراست. آن را چهار سوي تمدن‌ها قرار داد، آن را سرزمين ميانه و سرپل اقتصاد ملت‌ها و پناهگاه آيين‌هاي آسماني و زادگاه مفاخر بشري پسنديد، تا جايي كه امام ما فرمود ايران موجودي آسماني است كه هيچكس نمي‌تواند به آن لطمه بزند، اما آنچه اينك مردم ما را از ديگر ملل ممتاز مي‌كند نه خودپسندي و مباهات به گذشته‌اي است كه طي شده، بلكه ميل به بهترين‌ها و ظرفيت نيل به آنها است.»

ميرحسين موسوي در ادامه ميل به بهترين‌ها را خصوصيتي در سرشت ايراني‌ها خواند و ادامه داد:« آيا ممكن است ملتي باشد كه به چيزي كمتر از بهترين قناعت كند يا درمحقق كردن چشم‌اندازي از بهروزي كه در پيش‌رويش قرار مي‌گيرد سستي به خرج دهد؟ شرايطي كه امروزه در آن بسر مي‌بريم بي‌ترديد بهترين نيست. در وضعيتي هستيم كه شايسته و شان ملت و مردم ما نيست. سرمايه‌هايي كه حاصل تاريخ پر فراز و نشيب ماست به ويژه انقلاب عظيم اسلامي و بذل خون‌هاي گرامي بوده‌اند در نظرند. آنچه امروز مي‌بينيم آن چيزي نيست كه مي‌خواستيم آن چيزي نيست كه مي‌تواند باشد.»

موسوي در ادامه تصريح كرد:« من ميرحسين موسوي فرزند كوچك انقلاب اسلامي به صحنه آمده‌ام، چون روندهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي موجود را نگران‌كننده يافتم. آمدم تا كرامت انسان‌ها را پاس بدارم. آمده‌ام تا از حق مردم دفاع كنم و حامي گردش آزادانه و شفاف اطلاعات براي مردم اين ولي‌نعمت دولت‌ها باشم. آمده‌ام تا از آزادي انديشه و بيان پاسداري كنم و مدافع آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي باشم. آمده‌ام تا با در دستور كار قرار دادن فرمان هشت ماده‌اي امام (ره) آن را از نو چراغي تابنده در مسير تحقق حقوق شهروندي و حفظ حريم خصوصي قرار دهم. آمده‌ام تا وسيله‌اي باشم براي بازگرداندن اقتدار، عزت و هويت ايراني. آمده‌ام تا با تنش‌زدايي و تعامل سازنده روابط بهتري ميان كشورمان ايران و جهان برقرار كنم تا فضا را براي توسعه‌ كشور بگشايم و احترام به ايرانيان را در جهان تامين كنم.»

موسوي در ادامه گفت:« آمده‌ام تا راهي و همراهي باشم براي رفتن به سوي ايراني مستقل، آباد، آزاد، پيشرفته و سربلند. آمده‌ام، درحالي كه راهي ساده و يك‌شبه براي مشكلات اقتصادي كشور و مردم نمي‌شناسم و معضلات امروز را ناشي از چاره‌جويي‌هاي شتاب‌زده، يك‌شبه و يك‌دفعه مي‌بينم. آمده‌ام تا ساختار آسيب‌خورده‌ اداره كشور را از طريق احياء دستگاه برنامه‌ريزي و مديريت و استقرار شوراهايي كه نماد خرد جمعي مردم ما بوده‌اند و تعطيل شدند، ترميم كنم.آمده‌ام تا به صورت صريح و روشن از توليد ملي در كشاورزي و صنعت و همه‌ فعاليت‌هاي مفيد اقتصادي پشتيباني كنم. آمده‌ام تا حامي مستضعفين باشم. آناني كه فشار تورم قامت‌شان را خم كرده و سياست‌هاي نادرست اقتصادي عزت‌شان را نشانه رفته است. آمده‌ام تا اشتغال را دغدغه‌ هر روزه‌ دولت قرار دهم. آمده‌ام تا با گسترش بيمه‌هاي همگاني قدمي در جهت آزادي اقشار مردم از فقر و رهايي آنها از نياز بردارم. اقشاري كه استقلال كشور و عظمت جمهوري اسلامي مرهون فداكاري و فضيلت‌هاي آنها است و هيچكس نيست كه بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش كند و يا حماسه‌هايي را كه فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفريده‌اند از ياد ببرند.»

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد:« آمده‌ام تا با تشكيل دولتي فرهنگي مدافع فرهنگ غير دولتي و غير دستوري باشم و ميان دولت و گروه‌هاي مرجع هنرمندان و روشنفكران، دانشگاهيان، روحانيان و تمامي نخبگان رابطه‌اي دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمان‌هاي كشور برقرار كنم و آمده‌ام تا با الهام از شهيدان در خدمت اعتلاي ميهن اسلامي باشم.»

موسوي در ادامه با بيان اينكه مي‌خواهد درجهت تحقق جامعه‌اي پر از اميد و نشاط تلاش كند، افزود:« اين آرماني است كه همه در برابر آن مسوولند. شرايط و حوادث، خواستي عمومي و مستقل از تمايلات گروهي و صنفي براي بهبود فراهم آورده است كه بزرگ‌ترين سرمايه‌ي ما در مسير پيش‌رو است. ما نمي‌توانيم اين سرمايه‌ي بزرگ را ناديده بگيريم و نبايد با سرايت دادن تفاوت‌هاي خود به متن جامعه آن را از دست بدهيم؛ لذاست كه اينجانب با اعلام گفتماني كه از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شريف قرار داده‌ام و همواره پذيراي اصلاح اصولگرايانه در آن هستم در عين دوستي با طيف‌هاي متنوع سياسي و سپاسگذاري از تمام احزاب و تشكل‌هايي كه به حمايت از پشتيباني از اين خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه مي‌گذارم تا مرزبندي‌هاي جناحي اين راه روشن را مسدود نكند. استقلال اينجانب نه از سر تك‌روي و يا استغنا كه از روي استمداد از تمامي توان‌هايي است كه سعادت كشور منوط به همكاري آنان است. اميدوارم نتيجه فعاليت‌هايي كه به مدد همه شايستگان كشور از زنان و مردان و از تمامي گرايش‌ها، اقشار، اقوام و مذاهب و اديان حاصل خواهد شد پاسخي مناسب به اعتماد تمامي كساني باشد كه اينجانب را در خور حمايت يافتند.»

موسوي افزود:« مي‌دانم كه طي اين طريق جز با توكل برالطاف الهي و همدلي، همفكري و همگامي مردم عزيز و ياري رهبر فرزانه‌ انقلاب ميسر نمي‌شود. اطمينان دارم كه ملت شريف ايران هوشمندانه تحولات كشور را دنبال مي‌كنند و با شركت مسوولانه در انتخاباتي كه آينده اين سرزمين را رقم خواهد زد به وظيفه‌ انساني، ملي و ديني خود عمل خواهم كرد و راهي برخواهند گزيد كه خير عمومي در آن است. همچنين ايمان دارم كه خداوند همه‌ تلاشگران در مسير حق را كه ملت مجاهد ما بي‌ترديد از جمله آنان هستند با حمايت‌هاي خود ياري خواهند فرمود.»

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 خبری هم از انتخابات ریاست جمهوری
پرونده ثبت نام نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري که مهمترين رويداد سياسي کشور در سال جاري است، با ثبت نام چهار چهره مطرح و حضور پررنگ افراد ناشناخته بسته شد.
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 نامه شهید آوینی به برادرش در آمریکا
ويژه نامه «سيد شهيدان اهل قلم»
نامه اي از «سيد مرتضي آويني» به برادرش در «آمريكا»

مادر به تو گفت (در پشت تلفن) كه من كار پيدا كرده‌ام. اين چنين نيست؛ من زندگي يافته‌ام . عشق خميني بزرگ و عظمت فرهنگي آن چه مي‌گويد، مرا آن چنان شيفته‌ي خود ساخته است كه نمي‌توانم جز به حكمتي كه در حال تدوين آن هستيم بينديشم


يكي از برادران «شهيد سيد مرتضي آويني» ديربازي است كه در ايالات متحده آمريكا سكونت دارد.آن چه خواهيد خواند متن تخليص شده يكي از نامه هاي مرتضي به اين برادر است.براي دريافت متن كامل اين نامه با سيد محمد آويني تماس گرفتيم.ابتدا قول مساعد داد اما زماني كه براي پيگيري اين قول دوباره مزاحم ايشان شديم ، با اين جمله ساده كه «پيدا نشد» اميدمان نا اميد شد و به ناچار به همين متن كوتاه شده و ناقص بسنده كنيم. اميد آن كه روزي تمامي آثار آن فرزانه بي بديل از سد گزينش نزديكان و منسوبين ايشان به سلامت بگذرد و در دسترس عموم قرار گيرد.

*برادر!
دلم مي‌خواست امروز كه ايران، اين پسر گم شده، بعد از قرن‌ها مي‌رود كه به آغوش خانواده‌ي خويش بازگردد، در كنارم بودي و با هم زير لواي اسلام عزيز و در كنار امام خميني، اين فرزند راستين محمد(ص) و اين نشانه‌ي خدا بر زمين، جهاد مي‌كرديم.
گرفتار تاريكي بوديم كه امام خميني از قلب تاريخي كه مي‌رفت تا فراموش شود، چون محمد(ص) فرياد برآورد كه «واعتصمو بحبل الله جميعا و لاتفرقوا» - همه به ريسمان خداوند چنگ بزنيد و بياويزيد و پراكنده نشويد - و ما كه هنوز دست و پا مي‌زديم تا به خويشتن خويش بازگرديم، از اين سخن تازه شديم و دريافتيم كه آن چه مي‌جستيم، يافته‌ايم و به يقين رسيديم. و حتي من كه همواره بويي از محمد در مشام داشتم، در آغاز باور نمي‌كردم كه در اين ظلمت كده‌ي زمين بتوان نقبي به سوي نور زد- كه ابعاد آن چه روي داد، آن همه گسترده بود كه زمين را در بر مي‌گرفت و خدا اين ترديد را كه جز لمحه‌اي به طول نينجاميد بر من ببخشايد- و برق يقين بي‌هيچ واسطه‌اي بر دلم نشست، همان گونه كه بر كوه سينا، و ايمان آوردم، و برادر! زمان گم شد و مكان، و كوير بود، و آن كه دعوت به حق مي‌كرد محمد(ص) بود، و خدا را شكر كه گوش ايمان من به آواي الله آشنا بود و نمي‌داني كه چه خوش بود. با همان عشقي كه اباذر با محمد(ص) بيعت كرد، ما به امام خميني پيوستيم. و برادر، او را نديده‌اي: دست خداست بر زمين؛ آن همه به صفات خداوندي آراسته است كه هنگامي كه دست محبتش را بر سر شيفتگان بالا مي‌آورد، سايه‌اش زمين و آسمان را مي‌پوشاند، و آن زمان كه از حكمت و عرفان سخن مي‌گويد، مي‌بيني كه او خود نفس حقيقت است. من بوي خوشش را از نزديك شنيده‌ام و صورتش را ديده‌ام كه قهر موسي را دارد و لطف عيسي را و آرامش سنگين محمد(ص) را .
برادر! ايران، مادر تمدن نويني است كه معيارها و مقياس‌هايي ديگر دارد و حكمت و فلسفه‌اي ديگر و هنري ديگر و ... ادبياتي ديگر. من هرگز نمي توانم وسعت مكتبي و فرهنگي اين انقلاب را در اين نامه تصور كنم،‌اما برايت باز هم خواهم نوشت، هر چند كه وقتم بسيار تنگ است.
مادر به تو گفت (در پشت تلفن) كه من كار پيدا كرده‌ام. اين چنين نيست؛ من زندگي يافته‌ام . عشق خميني بزرگ و عظمت فرهنگي آن چه مي‌گويد، مرا آن چنان شيفته‌ي خود ساخته است كه نمي‌توانم جز به حكمتي كه در حال تدوين آن هستيم بينديشم و جز به فرهنگي كه در حال احياي آن هستيم بينديشم و جز به فرهنگي كه در حال احياي آن هستيم ... و اين فرهنگ آن همه با آن فرهنگ كهنه و منحط غرب متفاوت است و آن همه از آن فاصله دارد كه نمي‌توان گفت . كارم در راه خداست (في سبيل الله) و براي آن پولي دريافت نمي‌كنم. تنها سهمي اندك از بيت‌المال مي برم كه خورد و خوراك را بس باشد و بس. جهادي را كه آغاز كرده‌ايم، امام خميني «جهاد سازندگي» نام نهاده است. شمشيرمان قلم است و بيل و كلنگ، و در راه سازندگي ايراني آزاد گام نهاده‌ايم؛ ايراني كه منشا حركت نوين تاريخ و خاست گاه فرهنگ نويني است كه دنياي تاريك را سراسر در بر خواهد گرفت.
والسلام - برادرت مرتضي (1358)

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 در محضر خانواده شهید سید محمد حسینی

Image and video hosting by TinyPic 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 جدال20 ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ او امروز در کماست

 با وجود گذشت۲۰سال از صدور فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره) عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، سلمان رشدي مرتد ۶۱ ساله هنوز از كابوس مرگ از سوي فرزندان معنوي حضرت روح‌الله گريزان است.

او در آغاز ۲۱ سالگرد فرمان تاریخی امام امت سید روح الله خمینی (ره ) توسط یکی از فرزندانش در آغاز سال ۱۳۸۸ در یک عملیات استشهادی به حالت کما رفته است در این یک ماه و اندی هیچ بهبودی پیدا نکرده است !!

 مرگ برای او کم است . امید وارم در یک عملیات استشهادی دیگر به درک واصل گردد .


 ۲۰ سال پيش، دقيقاً در ۲۵ بهمن ماه سال۱۳۶۷ انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.

 
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‌باشند.
از مسلمانان غيور مى‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »


در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيه‌اي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۶۷ عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانه‌هاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو مي‌شود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( ۲۹ بهمن ۱۳۶۷)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‌خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »


در روز نهم اسفند سال ۶۷مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده‌اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته‌اي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني "، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيري‌ها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه ۶۷و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.
وزراي خارجه ۴۶كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در ۲۵ اسفند ۱۳۶۷ در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه‌هاي ناشر خواست هرچه سريع‌تر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند. 
۱۴ كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانه‌هاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا۱۰ميليون پوند تخمين زده مي‌شد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد:

سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.
همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز "، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال ۱۹۹۸ ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني " اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند:

«روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»
او در آن ايام تنها طي۲۰ روز ۱۳ بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود.
اختاپوس رسانه‌اي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال ۱۳۸۳ بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.
در طول ۲۰ سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه‌اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوق‌هاي تبليغاتي، محافل مساله‌دار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي مي‌كردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي شست و یک سالهبايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.


روح آخرین فرزند شهید خمینی در راه به درک واصل نمودن سلمان رشدی ملعون شاد .

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 یکی از اهالی قدیمی مسجد و همرزم شهدا دار فانی را وداع گفت

اینجانب به نوبه خود درگذشت زنده یاد ابولفضل سجادی مدیر عامل کرمان خودرو را به تمامی اهل مسجد . بخصوص برادر بزرگوار ایشان تسلیت عرض میکنم :

 

زنده یاد ابوالفضل سجادی

 

شهریور 1386 مسجد جامع ارگ جدید


                             در رثاي مديري مدبّر
هر جا كار بود حاضر بود و هر جا مراسم و تقدير و افتتاح و كف‌زدن و هورا كشيدن، آفرين و احسنت گفتن، ديگران را روي سن مي‌فرستاد و خود لابه‌لاي جمعيت، در رديف‌هاي آخر گم مي‌شد. فروتني و تواضع را به غايت در نهاد داشت و هميشه، همه موفقيت‌هايي كه ناشي از تلاشها و تصميم‌هاي مديرانه و مدبرانه خودش بود را هم منتسب به دوستان مي‌كرد و يارانش را عامل آن توفيق‌ها معرفي مي‌كرد.

اين‌ها گوشه‌اي از ويژگي‌هاي مديري شايسته و انساني به معناي واقعي صالح و لايق بود كه اينك ديگر ايران از وجودش محروم شده و در بي‌خبري تعطيلات فروردين، روح بلندش پرواز كرد و از اين دنياي كوچك ما به جهاني بيكرانه شتافت. گويي رفتنش هم مانند همه زندگي‌اش فروتنانه بود. در تعطيلات و دور از هياهوهاي شلوغ و خبررساني مطبوعات و رسانه‌ها، آرام و بي‌صدا .

سيدابوالفضل سجادي آرامش بخش همه كساني بود كه در گرداب مشكلات و هزار توي پيچيده و درهم تنيده مسائل و مصائب، به او پناه مي‌بردند و او همچون سنگ صبوري محكم و استوار، گوش مي‌داد و بعد اندكي سخن مي‌گفت و مديرانش را آرام و مطمئن مي‌كرد به ادامه مسيري كه برگزيده بود. سجادي بعد از پايان جنگ و حضور در جبهه‌هاي نبرد، از اين كه شهيد نشده بود شرمنده بود. مي‌خواست كاري كند. براي محروم‌ترين و مظلوم‌ترين بخش از جمعيت كشور كاري مانا و پايدار انجام دهد. محروميتي را بزدايد و آب و آبادي بنا كند. در آن سالهاي پس از جنگ كه همه به سمت تهران و شهرهاي بزرگ مي‌رفتند و اگر كاري مي‌كردند در بوق‌ رسانه‌ها بود پيش چشم مردم و مسئولان. آري در آن سالها، سجادي آرام و بي‌ادعا پاي در خطه‌اي گذاشت كه هم محروم بود و هم در انزوا و دور و پرت از پايتخت و شهرهاي بزرگ. <بم> شهري بود كه 1200 كيلومتر با تهران فاصله داشت و 200 كيلومتر با كرمان. بيكاري، فقر، قاچاق مواد مخدر، بزهكاري و ناامني بر اين منطقه حاكم بود. بم در آن سالها، نا امن‌ترين منطقه كشور محسوب مي‌شد. خيلي‌ها، از سر علاقه و دلسوزي، سجادي را تشويق كردند كه از كار در اين منطقه بپرهيزد. اما او، با اراده‌اي حيرت‌انگيز تصميم گرفته بود. حتي خاك منطقه را عوض كرد تا درختان قابليت رويش داشته باشند. كارخانه خودروسازي را در اين منطقه بنا گذارد و در پي آن و با درآمد آن ارگ جديد بم را آباد كرد.

كساني كه مجموعه عظيم اقتصادي، فرهنگي، تفريحي و آموزشي ارگ جديد را ديده باشند مي‌دانند كه ساختن چنين مجموعه‌اي، حتي در كنار پايتخت و با بهره‌مندي از امكانات دولتي هم كاري فوق‌العاده و طاقت‌فرساست چه رسد به احداث آن در دورترين نقاط كوير لم‌يزرع و زير آفتاب داغ و بر زمين تفتيده و بادهاي وزان و توفان شن و اشرار مسلح و خلاصه اقليمي ناسازگار و شرايطي كه حتي زيستن در آن سخت است و ماندن طاقت‌فرسا، چه رسد به زيستن و ماندن و كار و جهد و جهاد كردن.

سجادي، خود فلسفه انتخاب بم را براي فعاليت عمراني در كتابش توضيح داده است. او در مورد وضع بم در سالهاي 68 تا 70 چنين مي‌آورد: <بم تا تهران 1200 كيلومتر فاصله دارد، تا زاهدان 300 كيلومتر و تا بندرعباس 400 كيلومتر. در شمال هم هزاران كيلومتر كوير لوت را در مقابل دارد. هيچگاه‌ دولت در اين شهرستان سرمايه‌گذاري مهمي انجام نداده است. تمام خانه‌ها از خشت و گل بسيار سست ساخته شده و با يك زلزله همه چيز از بين مي‌رود.

در شهر حتي يك تراشكاري ديده نمي‌شود چه رسد به آنكه صنعتي وجود داشته باشد. توفان شن هر از چندگاهي وزيدن مي‌گيرد. حتي يك امكان تفريحي و سرگرمي در اين شهر وجود ندارد.

يك راه آسفالته از كنار شهر مي‌گذرد و كاميون‌هاي ترانزيت آن هم به دليل ناامني فقط روزها در آن تردد مي‌كنند. بيش از نيمي از مردم شهر تحت پوشش كميته امداد هستند. در سال 68 بيش از 150 مورد گروگان‌گيري در شهر رخ داده است. شاهراه عبور مواد مخدر به اروپاست و زماني كه به عنوان محل استقرار در كارخانجات كرمان خودرو قرار گرفت، ناامن‌ترين شهر كشور محسوب مي‌شد.>

سجادي در ادامه مي‌آورد: <حضرت مولي‌الموحدين علي عليه‌السلام بخشي از عمر خود را به سازندگي اختصاص داد. نخلستانهاي فراواني ايجاد كرد و سالها آنها را آبياري كرد تا به ميوه نشستند آنگاه ثمره اين سازندگي را در راه خدا صرف كرد و محرومين و مستضعفين از آن بهره‌مند شدند. مؤسسه خيريه مولي‌الموحدين و مجموعه كرمان خودرو اين سيره مولي‌الموحدين را الگوي خود قرار دادند و هم‌اكنون فعاليتهاي اقتصادي متعددي متعلق به اين گروه در حال انجام است. حاصل اين فعاليتها، پس از اداي ديون دولت مجدداً درجهت ايجاد اشتغال پايدار و مفيد، سرمايه‌گذاري مي‌شود تا همه مردم از آن بهره‌مند شوند، باشد كه شفاي مولاي متقيان شامل حال اين گروه شود.>

سجادي، در طول عمر كوتاه اما با بركت خود در عرصه‌هاي مختلف فعاليت كرد اما هرگز نگذاشت نام و آوازه‌اش بر سر زبانها افتد. برعكس بسياري از مديران كه كاميابي‌ها و موفقيت‌ها را به پاي تلاشهاي خود مي‌گذارند و ناكامي‌ها و مشكلات را به گردن ساير مديران پايين‌تر و ضعف و سستي آنان مي‌گذارند، سجادي هميشه موفقيت ها را مرهون تلاشهاي همكارانش مي‌دانست و درگاه سختي‌ها و تنگناها و مرارت‌ها خود وارد عرصه مي‌شد. سابقه فعاليت در كميته انقلا‌ب اسلا‌مي ، بنياد مستضعفان، سازمان صنايع ملي، سپاه پاسداران، كشتيراني و سازمان عمران كيش داشت و از بدو تأسيس شركت كرمان خودرو (سال 69) تاكنون مديرعامل اين شركت بود و در همه اين نهادها عامل تحول بود اما چنان تواضع و فروتني خالصانه‌اي داشت كه شهرتش كمتر از مديران فرودستش بود. دوستي مي‌گفت سالن تئاتر مجموعه ارگ جديد در مناسبتهايي براي خانواده‌هاي پرسنل و بقيه افراد نمايش مي‌گذاشت، سجادي مدتها در انتهاي صف خريد بليت ايستاد. وقتي بليت فروش او را شناخت و خواست خارج از نوبت بليت بدهد آرام انگشت سبابه‌اش را روي بيني گذاشت يعني: هيس! مگر من چه فرقي مي‌كنم؟ فروتني و علاقه به گمنامي در نزد او به حدي بود كه برخي مديران مي‌گفتند چنين خفض جناحي توسط يك مدير افراط‌گونه است. اما سجادي خالصانه دوست داشت كه گمنام بماند. او با قرآن مأنوس بود و انس با قرآن چنان اراده و ايماني به او داده بود كه از هيچ كس جز حضرت حق ياري نمي‌جوييد.‌

در هنگامه سختي‌ها به قرآن پناه مي‌برد و هميشه پاسخ سختي‌ها را در قرآن مي‌يافت. در خلوت خود گرم نيايشي عميق مي‌شد، گوشه اي از اين نيايش را كه پندآموز است، در كتاب خود چنين آورده است:

<خداوندا! هر روز تلاش مي‌كنم تا از روز پيش بهتر شوم و قدمي به جلو بردارم. مردم را دوست دارم و به آنان احترام مي‌گذارم. هر اتفاقي برايم پيش آيد، بر تجارب من مي‌افزايد و مرا به كمال مي‌رساند.

داراي اراده‌اي پولادين هستم و از مشكلات نمي‌ترسم. به خود متكي هستم و از زندگيم لذت مي‌برم. تلاش مي‌كنم زندگي معصومين را الگوي خود قرار دهم. انس با قرآن مرا موفق خواهد كرد.>‌

سجادي به راستي مديري موفق بود. مديري با اعتماد به نفس و اتكاي به خداوند. در يادداشت‌هايي كه دو سال پيش از او منتشر شد نكات ريز و ظريف و اساسي براي مديريت بنگاهها نگاشته است كه دانستنش براي هر مديري لازم است. از جمله چنين نوشته است: <مديري كه نتواند با كامپيوتر كار كند، هر سه ماه يك سفر خارجي نرود، هر سه ماه يك كتاب مرتبط با كار خود نخواند، حداقل يك زبان خارجي نداند، ورزش نكند، سينه فراخ نداشته باشد، حداقل 5 برابر زماني كه حرف مي‌زند گوش نكند، مدير نيست.>

چه زيباست وقتي مي‌بينيم چنين مدير توانايي كه هم علوم فني مي‌داند، هم مديريت مي‌خواند و هم در گرماگرم كار اجرايي است، مرتب ذكر خدا مي‌گويد و به قرآن پناه مي‌برد و از يتيمان دستگيري مي‌كند و نيايش مي‌كند و روح خود را زلال و پاك نگه مي‌دارد و مانند يك عارف مراقبه مي‌كند و موقعيت شغلي و اجتماعي‌اش، سر سوزني در پاكي نهاد و زلالي تقوايش خدشه وارد نمي‌كند.

او در آخرين يادداشت خطاب به دخترش چنين مي‌نويسد:

<دخترم!

هرگز دروغ نگو

از بدگويي بپرهيز

جدايي‌ها را به آشتي تبديل كن‌

در پي هماهنگي باش‌

با تمام موجودات خلقت مهربان باش‌

ناراضي نباش‌

آنكه دنبالش مي‌گردي در جستجوي توست، آن يگانه‌

از تجمل دوري كن‌

از گفتگو و مشاجرات بيهوده پرهيز كن‌

هر روز مراقبه كن‌

از نيازمندان دستگيري كن‌

براي همه موجودات آرامش بخواه‌

نام خدا را تكرار كن.>

يكي از ياران نزديك و همراهان مرحوم سجادي كه سالهاي طولاني در كنار او و با او كار كرده است مي‌گويد: قريب 3 دهه است كه از نزديك با او كار و زندگي مي‌كنم.

سوگند مي‌خورم كه به همه آنچه در اين نوشته سفارش كرده است، خود عمل مي‌كرد.افسوس كه سيدابوالفضل سجادي مدير بالياقت، توانا و مؤمن و متقي روز دهم فروردين در سن 54 سالگي و در اوج پختگي و باروري، ناگهان از دست رفت و جامعه علمي و مديريتي كشور را محروم كرد. اميد آنكه شيوه رفتاري و كرداري و مديريتي او، توسط يارانش تدوين شود و در اختيار جامعه علمي، مديريتي و صنعتي كشور قرار گيرد. ياد و راهش زنده و پايدار باد.
مطلب فوق توسط آقای مرعشی در سایت شخصی خود به آدرس http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=136 آمده است.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 گزيده اي از زندگينامه شهيد فرشاد امانخاني
 

Image and video hosting by TinyPic

شهيد فرشاد امانخاني در ۲۱ تيرماه ۱۳۴۷ در تهران به دنيا آمد كه فرزند پنجم خانواده هستند و در سن۶6 سالگي در دبستان ارمغان تحصيل خود را آغاز كرد و دوره راهنمايي را در مدرسه شاپوريان به اتمام رساند . با رسيدن به سن تكليف تعليمات مذهبي خود را بطور جدي تا جائيكه قرائت قرآن و مطالعه كتب مذهبي از مشغوليات دائمي و مهم ايشان محسوب مي شد و حضور مستمر در مسجد داشتند و عضو كتابخانه مسجد نيز بودند و از خواندن نماز جماعت غافل نمي شدند و در غياب مؤذن خود ايشان كار او را انجام مي دادند و نامبرده در سال۱۳۶۵ موفق به اخذ مدرك ديپلم رياضي فيزيك شد و بلافاصله در كنكور همان سال با رتبه ۲۴۶ در رشته عمران در دانشكده فني دانشگاه تهران پذيرفته شد .از آنجائيكه شهيد در اين برهه از زمان احساس مسئوليت شديدي نسبت به دين اسلام مي نمود پس از ثبت نام در دانشگاه و انتخاب واحد و گذراندن حدوداً‌ دو ماه از سال تحصيلي عازم جبهه شدند. به همراه سپاهيان محمد(ص). و در عملياتهاي كربلاي۴ و ۵  شركت داشتند و در ۱۹/11/۱۳۶۵ در منطقه شلمچه در حاليكه همراه يكي از همرزمانش سوار موتور سيكلت در حال حركت بوده مورد اصابت تركش احتمالاً خمپاره قرار گرفته و شربت شهادت را نوشيده است.

وي بطور جدي از رياكاري پرهيز داشت " من براي رضاي خدا آمده ام اگر عكس بگيرم و نشان بدهم كارم مردمي مي شود " و در تاريخ ۴/11/۶۵ كه به مرخصي آمد و در حقيقت براي آخرين وداع خود با خانواده به هيچ كس نگفت كه در جبهه يك تركش كوچك به سرش اصابت كرده و خانواده ايشان اين موضوع را بعد از شهادتش از دوستانش فهميدند.ايشان هنگام مرخصي درتاريخ ۱۰/11/۶۵ به بهشت زهرا رفته بود و هنگام بازگشت از آن مكان رويش را به طرف قطعه 29(كه آنزمان تازه آماده شده بود) كرده و خطاب به دو دوست همراهش گفته بود "  معلوم نيست كداميك از اين قبرها نصيب ما خواهد شد " كه درست دو هفته بعد از اين روز يعني روز ۲۴/11/۶۵ پيكر مطهر ايشان را در بهشت زهرا قطعه ۲۹ رديف ۲۶ شماره ۱۴ به خاك سپردند.

وي در عمليات كربلاي 4 بعنوان بهترين بي سيم چي انتخاب شدند. و به علت اينكه ساك و وسايل ايشان به دستشان نرسيده است آثار و نوشته هايي از شهيد بجا نمانده است .ولي در گوشه اي از كتابهايش اين جمله را نوشته است:

 "به اميد نظري از آن صاحب نظر كه محو جمالش شويم و به لقائش بپيونديم."

و يا شعري كه در برگ كاغذ نوشته و هنگام مرخصي در خانه گذاشته است؛

آندم كه زخون خود وضو مي كردم        داني كه ز حق چه آرزو مي كردم

اي كاش مــرا هــزار جان بود به تن        تــا آن همه را فـداي او مي كردم

                          روحش شاد و يادش جاودان باد

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شناسنامه شهید فرشاد امانخانی
 

نام و نام خانوادگي: فرشاد امانخانی

نام پدر:

علی (رحلت نموده است ) 

شماره شناسنامه:


تاريخ تولد:

1347/04/21

محل تولد:

تهران

رشته تحصيلي:

عمران

نام دانشكده:

فنی دانشگاه تهران

تاريخ شهادت:

1365/11/19


محل شهادت: 


شلمچه

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 فرازهابی از وصیت نامه شهید ایزدی


Image and video hosting by TinyPic



خدایا: لبیک اللهم لبیک لک لبیک

ای انسانها و ای بزرگانی که عمری بر مصیبات وارده بر سید الشهداء (ع) اشک ریختیم و خواندیم که ای کاش با شما بودیم! الان آوای حسین (ع) بعد از گذشت صدها سال دوباره به گوش می رسد، برادران و عزیزانم والله اسلام در خطر است، الان زمان سکوت و نشستن نیست؛ باید قیام کرد و در صحنه رزم افتخارانه جنگید. چه شده است؟ مگر اسلام تغییر می کند؟ و یا مگر العیاذ بالله قرآن عوض شده؟ مگر نمی دانیم که ائمه علیهم السلام محور هستی و قطب عالم امکان هستند و "بنا عرف الله و بنا عبدالله". پس چرا نشسته ایم؟ آیا زمان، زمان ساکت بودن و زندگی را با زینهازش طی کردن است؟ نکند عیب از خودمان است؟ آری عیب از ماست؛ این من هستم که با گناهان گوش جانم را بسته ام و آوای خوش آهنگ حسین(ع) را نمی شنوم. باید گناه را ترک کرد تا فهمید و ما دیدیم در تاریخ گذشتگان که اگر جلوی حق می ایستادند، با ملحق نشدن خودشان باعث کندی و سستی حرکت شدند تا در نتیجه دشمنان حق طمع ورزیدند. چه پیامی می توانم به شما بدهم جز آنکه شما را ارجاع به وصیتنامه های قبلی دهم، بروید آنها را مطالعه کنید که سخنها و اشخاص متغیرند.

این چه رسم بدی است که عده ای بیایند و از راه دور و نزدیک بنشینند و سخن میت یا شهید را گوش دهند و بعد هم بگویند: "چقدر خوب نوشته بود."؟!!! باید عمل کنید به اینها؛

Image and video hosting by TinyPic


خودتان را دریابید. آیا "مخلد" هستید یا "مسافر الی الله"؟ اگر در حال هجرت هستید که هیچ والا علاوه بر بازخواست شما از هستی و از خودتان، از شهیدان هم سئوال می کنند. چون می دانم اگر حرفی بزنم به ماقبل عطفش میکنید، پس همان بهتر که سکوت اختیار کنم و شما هم بروید به سراغ زندگی خودتان!!!! آیا این شیوه درستی است؟ انبیاء علیهم السلام ماها را دعوت به عمل کردند.

برادران و سروران عزیز، بدانید که ماورای حق چیزی جز باطل نیست، قرار نگرفتن در صراط حق حتما در صراط باطل قرار گرفتن است، حال بپرسیم ما بر حقیم یا آن نوجوان بسیجی که در گرمای طاقت فرسای جنوب در سنگر مشغول رزم است و مظلومانه شهید می شود؟ حال او بر حق است یا منی که از ترس پشه درهای اطاق را می بندم؟

آری "اول الدین معرفته

باید خداوند را بشناسیم تا خواسته هایش را بفهمیم، پس آنهایی که نمی دانند چه مسئولیتی دارند در حقیقت خدا را نشناختند و طبعا در صراط سقوط قرار می گیرند.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 دکلمه مسلم

 

این شعر توسط برادرم مسلم جلیلیان در خصوص غربت امیر المومنین علی بن ابی طالب و حضرت زهرای مرضیه سروده شده که توسط خودش دکلمه شده و این دکلمه به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا (س)در وبلاگ میزارم و امید وارم کمال استفاده رو ببرید .

التماس دعا :

http://badehparast.persiangig.com/audio/ghamedel.wma

 

امام خامنه اي

 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 دو برادر سکاندار دو قوه در جمهوری اسلامی ایران

آيا صادق لاريجاني رئیس قوه قضاییه خواهد بود ؟

 

به گزارش پایگاه خبری ایران دیپلماسی ، با فرارسیدن ماه‏های پایانی ریاست آیت‏الله ‏هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه، گمانه زنی‏ها درباره جانشینان احتمالی وی زیاد شده است.

آیت‏الله شاهرودی با تصدی دو دوره ریاست بر قوه قضائیه در عین حال که توانست تحولاتی چون احیای دادسراها، تشکیل شوراهای حل اختلاف و زندان زدایی را در کارنامه خود قرار دهد اما نتوانست روند مورد نظر مقام معظم رهبری و مردم را در مبارزه با مفاسد اقتصادی، اطاله دادرسی و حذف بوروکراسی اداری این قوه را برآورده نماید.

شاهرودی در مردادماه سال 88 ریاستش بر دستگاه قضا پایان می یابد و طبق گفته خود در مشهد بر جایگاه مرجعیت خواهد نشست.
علیرغم اینکه از حجج اسلام احمد خاتمی، ابراهیم رئیسی و صادق لاریجانی به عنوان جانشینان احتمالی شاهرودی نام برده میشود لیکن بنابر شنيده ها ، رياست صادق لاريجاني بر قوه قضائيه قطعي شده است و حتی او برخي از معاونان خود را هم برای حضور در قوه قضاییه انتخاب كرده است.

بر اساس این گزارش ، با اینکه هنوز صحت و سقم این خبر تایید نشده است اما با حضور صادق لاریجانی بر مسند ریاست دستگاه قضا برای نخستین بار در طول حیات جمهوری اسلامی دو بردار سکاندار دو قوه کشور خواهند بود.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 حسين شريعتمداري افشا كرد:

زد و بند پنهان براي آزادي شهرام جزايري و ممانعت رئيسي

 
 

حسين شريعتمداري در يادداشت امروز خود در روزنامه كيهان به افشاي زد وبند هاي پنهان براي آزادي شهرام جزايزي پرداخت و نوشت: این خبر با توجه به فساد اقتصادی اثبات شده، و محکومیت تأیید شده شهرام جزایری، باورکردنی نبود. اما بررسی های بعدی تردیدی باقی نگذاشت که ماجرا صحت دارد و تعدادی از دست اندرکاران صاحب مقام در قوه قضائیه، نه فقط زمینه های آزادی او را فراهم آورده اند، بلکه با خیال راحت! تمامی قوانین را زیرپا نهاده و حکم آزادی این مفسد اقتصادی را صادر و حتی ابلاغ نیز کرده اند

متن يادداشت شريعتمداري بدين شرح است:

در این یادداشت اگرچه به ماجرای حیرت انگیز و تأسف آوری اشاره می شود که اخیراً در جریان یک پرونده فساد اقتصادی اتفاق افتاده ولی موضوع اصلی یادداشت بسیار فراتر از ماجرای مورد اشاره است. بخوانید؛

1- چند روز پیش، خبری به کیهان رسید که از آزادی قریب الوقوع شهرام جزایری حکایت می کرد. این خبر با توجه به فساد اقتصادی اثبات شده، و محکومیت تأیید شده شهرام جزایری، باورکردنی نبود. اما بررسی های بعدی تردیدی باقی نگذاشت که ماجرا صحت دارد و تعدادی از دست اندرکاران صاحب مقام در قوه قضائیه، نه فقط زمینه های آزادی او را فراهم آورده اند، بلکه با خیال راحت! تمامی قوانین را زیرپا نهاده و حکم آزادی این مفسد اقتصادی را صادر و حتی ابلاغ نیز کرده اند! برپایه این خبر موثق که بررسی ها و پی گیری های - نه چندان آشکار- نیز صحت آن را کاملاً تأیید می کرد، کار از کار گذشته بود و کیهان برای درج این خبر تأسف آور و اطلاع رسانی درباره این زد و بند پنهان، آماده شده بود که خبر دیگری از راه رسید. خبر آن که در آخرین ساعات باقیمانده تا آزادی شهرام جزایری، حجت الاسلام والمسلمین رئیسی، معاون اول قوه قضائیه از ماجرای این قانون شکنی و زد و بند پشت صحنه برخی از مسئولان- متأسفانه بلندپایه- قوه قضائیه با خبر می شود و بلافاصله خود را به مسئول اجرای حکم رسانده و خواستار توقف آن می شود. ولی مسئول مربوطه اعلام می کند که حکم آزادی شهرام جزایری تمامی مراحل را طی کرده و حتی به امضای یک مقام عالی رتبه در قوه قضائیه هم رسیده است! و تأکید می کند که حق ندارد مانع آزادی جزایری شود! اما، معاون اول قوه قضائیه با اصرار و با مسئولیت خود خواستار توقف اجرای حکم آزادی شهرام جزایری می شود و سرانجام با مسئولیت شناسی حجت الاسلام والمسلمین رئیسی از این رخداد رسوا جلوگیری می شود.

2- شهرام جزایری در اواخر سال 1380 به خاطر ارتکاب جرایم متعدد، از جمله، غارت اموال عمومی، پرداخت مبالغ هنگفت به شماری از نمایندگان مجلس ششم و برخی از مدیران وقت با هدف سوء استفاده اقتصادی و سیاسی از جایگاه و موقعیت آنان و نیز پرداخت مبالغ کلان به تعدادی از مدیران روزنامه های زنجیره ای و جلب حمایت این روزنامه ها از قانون شکنی ها و غارتگری های اقتصادی خود و... بازداشت و به زندان طویل المدت محکوم شد. منبع درآمد جزایری، سوء استفاده های کلان از بیت المال و امکانات نظام بود. از جمله، دریافت وام 50 میلیون دلاری از صندوق ضمانت صادرات - بی آن که صادراتی در میان باشد- و یا دریافت 90 میلیارد تومان تسهیلات غیر ارزی از سیستم بانکی کشور و... او در قبال این سوء استفاده، مبلغ 400 میلیون تومان به رئیس وقت صندوق ضمانت صادرات و مبلغ 400 میلیون تومان دیگر به یکی از معاونان وقت وزارت بازرگانی رشوه داده بود... گفتنی است شهرام جزایری از مجلس اصلاحات «کارت 500» دریافت کرده بود که مجوز ورود به جلسات مجلس بدون بازرسی است.

شهرام جزایری در اواخر زمستان سال 85 به گونه ای مشکوک از زندان فرار کرد که کیهان در همان هنگام طی یادداشتی با عنوان «فرار کرد یا فرارش دادند»! به شواهد و مستنداتی اشاره کرده بود که نشان می داد فرار جزایری عادی و تصادفی نبوده است.

3- همانگونه که اشاره شد، ماجرای این زد و بند موضوع اصلی یادداشت امروز نیست، این زد و بند پنهان اگرچه با مسئولیت شناسی و اقدام به موقع معاون اول قوه قضائیه ناکام ماند، اما داستان تمام نشده است، چرا که عاملان این زد و بند-بخوانید انگل های خطرناک- هنوز در قوه قضائیه بر سر کار هستند و چنانچه با قاطعیت و بدون ملاحظه به دست قانون سپرده نشده و بازداشت و مجازات نشوند، به یقین در فرصت های دیگر، دست به زد و بندها و قانون شکنی های مشابه دیگری خواهند زد، اگرچه بعید نیست تاکنون در دهها زد و بند پنهان دیگر نیز دست داشته اند که کشف نشده باقی مانده است.

4- چگونگی زد و بند یاد شده تردیدی باقی نمی گذارد که در انجام این قانون شکنی ها و خیانت ها و جنایت ها نه فقط یک یا دو نفر، بلکه یک باند مافیایی سازمان یافته دست دارد. چرا که پرونده ای نظیر پرونده فساد اقتصادی شهرام جزایری، در دستگاه قضایی، گردش کار گسترده ای دارد و مافیای مورد اشاره برای تدارک آزادی وی-آنهم با ظاهر قانونی و تهیه حکم رسمی آزادی او!- ناچار به زد و بند، رشوه دهی و ساخت و پاخت با عوامل متعددی است، آیا غیر از این است؟! اگر چنین است- که به یقین چنین است- این عده چه کسانی هستند؟! و در دستگاه قضایی که باید حامی مظلومان باشد چه می کنند؟!

5- ساده اندیشی نکنید! افرادی نظیر شهرام جزایری برای غارت بیت المال و سوءاستفاده های اقتصادی و سیاسی خود، افراد فراوانی را با پرداخت رشوه های کلان خریده بودند، از کجا معلوم که تهیه کنندگان حکم آزادی او نیز از جمله همین خریده شدگان نباشند؟!
البته دراین باره فقط یک تردید جدی! وجود دارد و آن این که، تهیه کنندگان حکم آزادی شهرام جزایری، اخیراً خریداری شده اند یا از قبل خریده شده بودند!

6- دست اندرکاران این زد و بند در قوه قضائیه به یقین می دانسته اند که آزادی یک مفسد اقتصادی نظیر شهرام جزایری -با توجه به سوابق شناخته شده وی- اعتراض شدید مردم را در پی خواهد داشت و به طور طبیعی و منطقی، انگشت اتهام در این قانون شکنی به سوی دستگاه قضایی دراز خواهد شد. بنابراین چرا ریسک کرده اند؟ آیا بدنام کردن نظام، آنهم در شرایطی که موفقیت های حیرت انگیز آن، خشم دشمنان بیرونی را برانگیخته است، یکی از اهداف باند مورد اشاره نبوده است؟ و آیا در پی گیری ماجرا نباید رد پای بیگانگان نیز مورد توجه قرار گیرد؟!

7- کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آن که گذران اوقات فراغت خود- که متاسفانه خیلی زیاد نیز هست!- به نقاط خوش آب وهوای کشور رفته و در خانه های اشرافی کلان سرمایه داران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود- بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه می کردند البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلاً؛ چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای «الف-الف» در منطقه خوش آب وهوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایه دار لم داده اند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این «لم دادن» ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟!

8- و بالاخره، بازداشت و محاکمه عاملان این باند مافیایی و محاکمه آنان در یک دادگاه علنی، کمترین انتظار منطقی و قانونی مردم از حضرت آیت الله شاهرودی است که به یقین از این خواسته خود دست نخواهند کشید و صدالبته، کیهان به لطف خدای بزرگ و با همکاری دلسوختگان اسلام و انقلاب که همه جا- از جمله در زوایای دستگاه قضایی- حضور دارند، تا دستگیری و محاکمه این باند مافیایی، ماجرا را دنبال خواهد کرد. انشاءالله.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 پیام تسلیت معاون اول قوه قضائیه به مناسبت شهادت یکی از قضات
پيام تسليت معاون اول قوه قضائيه:
ريختن خون يكي از شريف‌ترين قضات جنايتي نابخشودني را رقم زد

خبرگزاري فارس: معاون اول قوه قضائيه در پيام تسليتي به مناسبت فرا رسيدن چهلمين روز شهادت معاون قضايي شهرستان سراوان تاكيد كرد: ريختن خون يكي از شريف‌ترين قضات جنايتي نابخشودني را رقم زد.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاري فارس، متن پيام تسليت ابراهيم رئيسي معاون اول محترم قوه قضائيه به مناسبت فرا رسيدن چهلمين روز شهادت شهيد ابراهيم كريمي معاون قضايي شهرستان سراوان، بدين شرح است:
دست پليد دشمنان ملت غيور ايران اين بار از آستين عناصري كور دل و سفاك خارج شد و با ريختن خون يكي از شريف‌ترين قضات دستگاه قضايي جنايتي نابخشودني را رقم زد.
بي‌شك چنين جناياتي اراده پولادين قضات خدوم و پرسنل مخلص دستگاه قضايي را در اجراي عدالت، دفاع از حقوق مظلومان و قطع ريشه افساد و شرارت مستحكم‌تر خواهد ساخت.
اينجانب چهلمين روز عروج ملكوتي معاون قضايي فقيد دادگستري شهرستان سراوان، شهيد ابراهيم كريمي به دست مزدوران سرسپرده استكبار و دشمنان قسم خورده ملت را به مقام معظم رهبري، رياست قوه قضائيه، قضات و كارمندان خدوم دادگستري استان سيستان و بلوچستان و مردم عزيز و هميشه در صحنه ايران اسلامي و خصوصا شهرستان سراوان تبريك و تسليت مي‌گويم و از حضور پرشور اقشار مختلف در مراسم تشييع، تدفين و بزرگداشت اين شهيد عزيز قدرداني مي‌نمايم.

تشيع پيكر شهيد ابراهيم كريمي، قاضي و معاون دادگستري شهرستان سراوان در گرگان

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 معاون اول قوه قضائيه گفت: تحقيقات قاضي براي شناخت حق بايد تا زمان كشف حقيقت ادامه يابد و ملاك صدور ح

معاون اول قوه قضائيه و نماینده مجلس خبرکان رهبری  گفت:

 تحقيقات قاضي براي شناخت حق بايد تا زمان كشف حقيقت ادامه يابد و ملاك صدور حكم، كشف حقيقت است.

 

به گزارش خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خوزستان - حجت الاسلام و المسلمين سيد ابراهيم رئيسي در نشست همايش سراسري قضات خوزستان كه شب گذشته در اهواز برگزار شد، اظهار داشت:

در زمينه نقل و انتقال، قانون صراحت دارد كه قضات بايد به صورت دوره‌اي در مناطق مختلف خدمت كنند. هر چند مدتهاست كه به اين قانون عمل نشده ولي قرار بر اين است كه اين قانون اجرايي شده و نقل و انتقالات به صورت دوره‌اي انجام شود.

وي افزود: با وجود روشي مشخص براي توزيع نيروي انساني قوه قضاييه، بسياري از مشكلات حل شده است. در دو سه سال اخير نحوه توزيع نيروي انساني بر اساس اعلام نياز استانها انجام و تلاش شده كه نيروهاي موجود به صورت عادلانه بين استانهاي مختلف و بخش‌هاي نيازمند نيروي انساني توزيع شوند.

رئيسي با بيان اين كه ايجاد گردش منطقي در ميان نيروي انساني قوه قضاييه در حال شكل‌گيري است، خاطرنشان كرد: هر چند قانون‌گذار، داشتن مدرك ليسانس را براي قضاوت كافي مي‌داند در حال حاضر جذب نيرو براي دستگاه قضايي را محدود كرده و نخبه پذيري را محور قرار داده‌ايم.

وي با اشاره به لزوم برگزاري آموزش‌هاي ضمن خدمت براي قاضيان، گفت: قضات بايد به‌روز باشند و اگر قاضي از آخرين اطلاعات و يافته‌هاي علمي قضايي بهره‌مند نباشد، نخواهد توانست قضاوت خوبي داشته باشد.

معاون اول قوه قضائيه يادآور شد: ميان يك حقوق‌دان و يك قاضي تفاوت وجود دارد. عرصه قضاوت در واقع مهندسي امر قضا و اجراي قانون است بنابراين نبايد آداب قضا به عنوان مستحبات شناخته شود.

وي تصريح كرد: قاضي بايد محيط و منطقه خدمت و شخصيت اصحاب دعوي را بشناسد. صرف آن چه كه در قانون بيان شده، براي انجام قضاوت كافي نيست بلكه شناخت شخصيت مجرمان، انگيزه ارتكاب جرم و محيطي كه جرم در آن انجام شده براي تصميم‌گيري قاضي بسيار مهم است.

رئيسي عنوان كرد: آداب قضا را نبايد تنها در دوره دانشگاه يا حوزه مطالعه كرد بلكه قضات بايد در همه لحظات اين آداب را در مقابل چشم خود بگذارند.

وي بيان كرد: قضات بايد از كرامت اخلاق برخوردار باشند و كرامت به اين معني است كه فرد مغلوب حملات درون خود و هواي نفس و همچنين حملات بيروني و شيطنت‌هايي كه مي‌خواهد در او نفوذ كند، نشود.

معاون اول قوه قضائيه ادامه داد: كرامت نفساني مانع نفوذ پذيري فرد از هواي نفس و غير آن مي‌شود.

وي اضافه كرد: قاضي حق پذيرفتن هيچ نفوذي را ندارد و جز خدا هيچ چيز نبايد بر وي حاكم باشد. قضات بايد امير نفس خود باشند نه اسير نفس، زيرا اگر قاضي اسير نفس شود، كار قضاوت براي وي سخت خواهد شد.

رئيسي اظهار داشت: حق‌شناسي نخستين گام يك قاضي است. پس از آن قاضي بايد گرايش به حق داشته باشد چرا كه بسياري حق را شناخته‌اند ولي به آن گرايش نيافته‌اند كه نمونه اين مورد در تاريخ سياسي بسيار است و افراد بسياري وجود داشته‌اند كه با اين كه مي‌دانستند حق چيست ولي از آن فاصله گرفتند.

وي افزود: قاضي بايد در راه حق ايستادگي داشته باشد. بسياري هستند كه حق را شناخته‌اند و تا حدودي نيز در مسير حق گام برداشته‌اند ولي دچار چرخش شده و از حق روي گرداندند.

معاون اول قوه قضائيه خاطرنشان كرد: تحقيقات قاضي براي شناخت حق بايد تا زمان كشف حقيقت ادامه يابد. ممكن است كشف حقيقت به صورت سريع انجام شود و از سويي نيز ممكن است مدتها به طول بيانجامد. همچنين ممكن است در آينده مداركي يافت شود كه نشان دهد مدارك قبلي مخدوش بوده است. بنابراين ملاك صدور حكم، كشف حقيقت است.

وي گفت: بعضي نظام‌هاي حقوقي دنيا اصولگرا هستند و اگر راي با قانون اساسي مخالفت داشته باشد آن را كنار مي‌زنند ولي در كشوري مانند آمريكا آن چه اجرا مي‌شود، راي است. ابتدا راي را صادر مي‌كنند و سپس مي‌گويند مبناي فلان اقدام‌ها راي قاضي است و راي مبناي حركت واقع مي‌شود. به اين ترتيب بسياري از كارهاي نامشروع به دليل آراي قضايي مشروع مي‌شود.

رئيسي يادآور شد: در دهه چهارم انقلاب دو شعار اساسي عدالت و پيشرفت سر لوحه امور است و قوه قضاييه در پيشرفت و اجراي عدالت سهم بالايي دارد.

وي تصريح كرد: بايد كاري كرد كه اساسا پرونده‌اي به دادگستري وارد نشود و همه اختلافات در جهت صلح و سازش و حل و فصل دعاوي بر طرف شوند.

معاون اول قوه قضائيه عنوان كرد: با توجه به آمار موجود، استان خوزستان از ابتداي انقلاب تا كنون هيچ زماني تا اين اندازه امن نبوده است. البته توطئه‌هاي زيادي وجود دارد و دشمن فتنه‌هاي زيادي را در اطراف مرزهاي كشور و همچنين استان بوجود مي‌آورد. يك روز با دعواي شيعه و سني و روز ديگري با دعواي عرب و عجم فتنه‌سازي مي‌كنند، ولي استان خوزستان امن است.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 رئیسی . معاون اول قوه قضائیه در جمع خبرنگاران
 
رژيم صهيونيستي اولين ناقض حقوق بشر است

خبرگزاري فارس: معاون اول قوه قضائيه با انتقاد از اينكه در آمريكا فقط ويترين عوض شده و ماهيت تغيير نكرده است، گفت: خانم كلينتون اولين ناقض حقوق بشر كه اسرائيل است را محكوم كند سپس معلوم مي‌شود كه نگاه آنها تغيير كرده است.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس حجت‌الاسلام‌ سيد ابراهيم رئيسي در جمع خبرنگاران در حاشيه اولين همايش پيشگيري از وقوع جرم با بيان اينكه پيشگيري از وقوع جرم وظيفه تمام دستگاه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است، تصريح كرد: يكي از راهكارهاي پيشگيري از وقوع جرم برطرف كردن فقر است كه اين موضوع بستگي به تصميمات مسئولان اقتصادي دارد كه آثار و نتايج فقر تبديل به جرم مي‌شود كه وظيفه‌ي پيشگيري و برخورد با آن با نيروي انتظامي است و نيروي انتظامي بايد فضاي جامعه را براي افراد داراي زمينه‌ ارتكاب جرم قرمز و نا امن كند.
وي به بررسي نقش نيروي انتظامي در پيشگيري از وقوع جرم اشاره كرد و گفت: اگر فردي به هر دليلي جرمي انجام داد پليس بايد سريعاً با اين فرد برخورد و تحويل دستگاه قضايي بدهد و در قوه‌ قضائيه با سرعت و دقت پرونده مورد رسيدگي قرار گيرد، به نحوي كه اين مجرم سريع به كيفر برسد كه اين روند و نقش كيفري قوه‌ قضائيه در پيشگيري از جرم موثر است.
رئيسي با تاكيد بر اينكه نقش دستگاه‌هاي فرهنگي در پيشگيري از جرم زياد است، خاطر نشان كرد: نقش پليس و قوه قضائيه در ارتباط با افراد داراي زمينه ارتكاب جرم برجسته است و همكاري نيروي انتظامي و قوه‌ قضائيه در كاهش جرم بسيار موثر است.
رئيسي با تاكيد بر اينكه تعامل پليس و قوه قضائيه سبب افزايش ضريب امنيت در كشور شده است، افزود: ما در حال حاضر شاهد آن هستيم كه نسبت به تمام اوقات 30 سال قبل سطح ضريب اجتماعي در تمام نقاط مرزي و دروني قوي‌تر شده است.
معاون اول قوه قضائيه با اشاره به بررسي لايحه پيشگيري از وقوع جرم در مجلس شوراي اسلامي از نمايندگان مجلس خواست تا هر چه سريع‌تر در تصويب اين لايحه تسريع داشته باشند زيرا در اين لايحه ساز و كارها براي پيشگيري از وقوع جرم پيش‌بيني شده است.
معاون اول رئيس قوه قضائيه در پاسخ به سوالي مبني بر لزوم تصويب قانون به منظور پيشگيري از وقوع جرم گفت: حجم قانون در حال حاضر زياد است و بايد قوانين تنقيح شوند و اصلاح قوانين براي مجريان، قضات و مردم بهتر است و بايد حجم قوانين را كاهش دهيم.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به بررسي نقش تعامل قوه‌ قضاييه و پليس در كاهش جرايم اقتصادي پرداخت و اظهار كرد: امام حسين (ع) در حادثه عاشورا نسبت به دشمنان مي‌گويد شكم‌هاي شما پر از حرام شده است و علت جريان عاشورا حرام‌خواري آنها بود و جرايم اقتصادي موجب جرايم سياسي و ايستادگي در مقابل حق مي‌شود كه بايد تلاش كنيم جرايم اقتصادي واقع نشود و زمينه جرايم اقتصادي را از بين ببريم.
وي با تاكيد بر اينكه قاچاق كالا مشكلات زيادي را براي كشور به وجود آورده است، گفت: قاچاق كالا توليد را در كشور كند مي‌كند و كيفيت كالاهاي اساسي را كاهش مي‌دهد و پول مردم به جاي توليد به سمت دلالي مي‌رود.
معاون اول رئيس قوه قضائيه با تاكيد بر اينكه در حال حاضر انبارهاي بنادر در دست گمرك مملو از كالاهاي قاچاق است، افزود: دادسراها در بسياري از مناطق بندري و داراي مرز دريايي با قاچاق كالا درگير هستند اما مساله حل نشده است و قاچاق كالا با برخورد قضايي حل نمي‌شود و تا زماني كه ساز و كار در جهت بي‌صرفه كردن قاچاق نرود، مشكل رفع نخواهد شد.
وي درباره نقش تعامل پليس و قوه قضائيه در برخورد با زمين‌خواري، افزود: براي جرايم اقتصادي بايد ساز و كارهايي در حوزه‌ اقتصادي توسط مسئولان اقتصادي تعريف شود و اگر كسي از قانون تجري كرد، وظيفه پليس و قوه‌ قضائيه برخورد است.
وي با تاكيد بر اينكه دادگاه‌هاي جرايم اقتصادي به صورت علني برگزار مي‌شود، افزود: اصلاح ساز و كارهاي اقتصادي راهكار پيشگيري از وقوع جرم است.
معاون اول قوه قضائيه در پاسخ به سوالي مبني بر اظهارنظر خانم كلينتون مبني بر تضعيف حقوق اقليت‌هاي مذهبي در ايران بيان داشت: طرح موضوع حقوق بشر از جانب آمريكا و بسياري از دولت‌هاي اروپايي براي دفاع از حقوق انسان و بشر نيست بلكه براي فشار سياسي بر كشورهاي جهان، جهان سوم و كشورهاي در حال توسعه و كشور مستقل ايران است و وقتي اين دولت با شعارهايش روي كار آمد پيش‌بيني مي‌شد كار سياسي كند نه حقيقي، روش دولت جديد آمريكا براي فشار آوردن است.
وي با تاكيد بر اينكه مهمترين جنايات عليه بشريت توسط اسرائيل انجام مي‌شود، گفت: آمريكا كشورهاي اروپايي، حاميان صدام و جنايتكاران در عراق، افغانستان و تشكيل‌دهندگان زندان‌هاي مخوف از ناقضان حقوق بشر هستند و تمام ميثاق‌هاي بين‌المللي توسط اسرائيل نقض مي‌شود و دولت آمريكا بايد شرمنده باشد كه نام حقوق بشر را مي‌آورد مگر اينكه از مردم جهان عذرخواهي كند.
رئيسي با انتقاد از اينكه در آمريكا فقط ويترين عوض شده كه مشكل را تغيير نداده و ماهيت تغيير نكرده است، گفت: خانم كلينتون ابتدا اولين ناقض حقوق بشر كه اسرائيل است را محكوم كند و به آنها كمك تسليحاتي ندهد سپس معلوم مي‌شود كه نگاه آنها تغيير كرده است.
معاون اول قوه قضائيه با تاكيد بر اينكه جمهوري اسلامي ايران در نگاه ملت‌ها مهمترين حامي بشر است، افزود: موضوع حقوق بشر، سياسي است و آنها با طرح موضوع اقليت‌هاي ديني دل‌شان براي آنها نسوخته و طبق قانون اساسي اقليت‌هاي ديني داراي حقوقي هستند و در مجلس نماينده دارند و نماينده‌هاي آنها اعلام كرده‌اند كه ما از تمام حقوق خود برخوردار هستيم و اگر كسي شك دارد مي‌تواند از آنها سوال كند.
وي با تاكيد بر اينكه شهروندان يهودي، زرتشتي و مسيحي در كنار شهروندان مسلمان از تمام حقوق خود برخوردار هستند، افزود: اين حرف خانم كلينتون يك اتهام است و اين موضوع نخ‌نما شده است و موضوع حقوق بشر حربه‌اي براي فشار آوردن شده است، ما به آنها پيشنهاد مي‌كنيم با طرح اين موضوعات با انقلاب و مردم ايران برخورد نكنند.
وي درباره فروش مدارك تحصيلي در ايران و نحوه برخورد قوه‌ قضائيه با اين جرم، گفت: آموزش عالي بايد با موسسات غيرقانوني برخورد كند و دستگاه قضايي نيز برخوردهاي لازم را انجام داده است؛ اما راهكار و ساز و كار را بايد وزارت آموزش عالي اتخاذ كند.
معاون اول رئيس قوه‌ قضائيه در مورد نقش پليس پيشگيري ناجا در كاهش وقوع جرم، افزود: اين تقسيم كار در نيروي انتظامي خوب است.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 مديريت كشور بر مبناي مديريت ديني است

 

سيد ابراهيم رئيسي ، معاون اول رياست قوه قضائيه در نشست مديران فرودگاهها ي كشور گفت : مديريت در كشور ما ، بر مبناي مديريت ديني است در اين مديريت انگيزه خدامحوري به عنوان پايه و زير بناي مديريت قرار دارد .

وي افزود : تفاوت مديريت در كشور ما با ساير كشورها بر پايه تفاوت گناه به بحث خود محوري و خدا محوري است .

در دين مبين اسلام دگر خواهي در پرتو خداخواهي است به عبارتي دگرخواهي راهي است براي رسيدن به خداخواهي و كسب رضايت حق تعالي .

معاون اول رياست قوه قضائيه تصريح كرد : در نظام مديريتي مد نظر اسلام توجه به ارباب رجوع يا مشتري مداري محور اصلي است .

عشق به مردم مرتبه و راهي است براي عشق به خدا محوريت كرامت انسان در همه سطوح حرف اول را مي زند و حقيقت اين است كه تكريم خواسته هاي معقول انسانها داراي جايگاه و مقام خاصي است .

حجت الاسلام رئيسي افزود : در مديريت اسلامي نكته هاي خاصي مد نظر است و اصل پاسخگوئي در چهار محور بررسي مي شود ، پاسخگوئي در برابر خدا - واحدهاي نظارتي نهادينه شدن ، عموم شهروندان و پاسخگوئي به ارباب رجوع و كاربران آن واحد خاص .

وي تصريح كرد : كار آمد ترين نوع نظارت در نظام مديريت خود كنترلي است ، به عبارتي در اين نوع مديريت كاركنان به پاسخگويي و خدمت رساني به كاربران به صورت ذاتي تمايل دارند . در اين بحث خود كنترلي از عوامل چون رفتار مديران ، نظام نظارتي ونظام ارزشيابي نشأت مي گيرد .

معاون اول رياست قوه قضائيه در زمينه بحث اخلاق گفت : دو نوع اخلاق انتفاعي و الهي مد نظر قرار مي گيرد .

در اخلاق الهي انگيزه قوي تر است اما در اخلاق انتفاعي چون رفتارها بر مبناي منافع بيشتر و تحكيم موقعيت بنيان نهاده شده در برابر كوچكترين ناملايمات رفتارها تغيير خواهد كرد . بنابراين بهترين رفتار ، رفتار بر اساس اصول ديني است .

وي در پايان ابراز اميدواري كرد با توجه به بحث بودجه كشور با هدفمند كردن برنامه ها ، بتوان با وجود كبمودها بهترين خدمات را ارائه داد.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 معاون اول قوه قضاييه برلزوم توجه به مباني فقهي در اعلاميه حقوق بشر تاكيد كرد
تهران ، ايرنا ۲۳/۰۳/۸۷‬

اجتماعي. قضايي . اجلاس . معاون اول
معاون اول قوه قضاييه روز پنج شنبه در مراسم پاياني اجلاس كارشناسان حقوقي كشورهاي اسلامي گفت : لازم است در اعلاميه حقوق بشر نگاه اسلامي و توجه دادن به مباني فقهي لحاظ شود .


حجت‌الاسلام سيد ابراهيم رئيسي افزود : در حال حاضر كشورهاي اسلامي بر اين اعتقادند كه اشكالاتي در اعلاميه حقوق بشر وجود دارد و به اين دليل كشورهاي اسلامي اقدام به انتشار اعلاميه جهاني حقوق بشر اسلامي كرده اند.

وي با تاكيد برلزوم انسجام همكاري‌هاي بين‌المللي ميان كشورهاي اسلامي در زمينه‌هاي مختلف گفت : اكنون جمهوري اسلامي ايران نيازمند همكاري‌هاي بين -المللي در زمينه حقوق بشر است.

معاون اول قوه قضاييه با تاكيد بر اينكه جمهوري اسلامي از فقه غني برخوردار است، گفت : با اين مباني فقهي همكاري و تعامل با ساير كشورهاي اسلامي شكل خوبي پيدا خواهد كرد.

وي در مورد نتايج و دستاوردهاي اجلاس كارشناسان حقوقي كشورهاي اسلامي گفت : پس از سه روز بحث و بررسي اساسنامه‌اي كه توسط قوه قضاييه جمهوري اسلامي تهيه شده بود در اين اجلاس نهايي شد و در واقع اين اجلاس به اهداف از پيش تعيين شده رسيد .

معاون اول قوه قضاييه افزود : پيش بيني شده كه اساسنامه دومين اجلاس سران قوه قضاييه كشورهاي اسلامي توسط مسوولان عالي قضايي كشورهاي اسلامي كه در كشور عربستان مستقرند نهايي شود و دبيرخانه‌اي دائم نيز براي اين اجلاس تشكيل شود .

وي در پاسخ به اين كه ميزان اثرات اين اجلاس بر جهان اسلام و كشورهاي اسلامي تا چه اندازه است،گفت : برپايي اين اجلاس موجب گسترش همكاري‌هاي حقوقي و قضايي ميان كشورهاي اسلامي مي‌شود و اين همكاري‌ها چه از لحاظ نرم افزاري ، تبادل نظرها و چه از لحاظ ساز و كارهاي لازم براي برخورد با جرايم سازمان يافته و همكاري در مورد موضوع‌هايي از قبيل مبارزه مواد مخدر وقاچاق موثر خواهد بود .

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 معاون اول قوه قضائیه
عزت ملت ايران مرهون خون شهدا است
 
جام جم آنلاين: سيد ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه تاکيد کرد:
امروز عزت ملت ايران، آگاهي مردم فلسطين و در نهايت امت اسلامي ، از ثمرات خون شهدا است.

به گزارش مهر، سيد ابراهيم رئيسي در جمع خانواده شهداي هفتم تير از طرف قوه قضائيه و تمامي همکاران قوه قضائيه مقدم خانواده شهدا را خوش آمد، گفت و تاکيد کرد: امروز عزت ملت ايران ، لبنان ، آگاهي مردم فلسطين و در نهايت امت اسلامي از ثمرات خون شهدا است.

وي داشتن معرفت را اولين گام در رسيدن به حيات طيبه دانست و گفت: زمينه و اساس آفرينش به عفت ، انقلاب و نهضت اسلامي عبادت است، اگر عشق به ايثار و جان دادن در ميان شهدا نبود گام دوم و لازمه رسيدن به معرفت که همان عشق است محقق نمي شد.

معاون اول قوه قضائيه ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيد بهشتي ، لاجوردي و قضاتي چون قاضي که در روزهاي اخير در سيستان و بلوچستان به شهادت رسيد، اظهار داشت:

تکريم شهيداني که خون خود را براي بيداري و پايداري امت اسلامي ريخته اند خون تازه اي در رگ هاي يک سازمان و وزارتخانه است و اين افراد چشم چراغ امت اسلامي هستند.

رئيسي خاطرنشان کرد: امروز فضاي حاکم در دستگاه قضايي، فضايي است که شهدا در راه اهداف خود و بشريت شربت شهادت نوشيدند و سمت و سوي ما تحقق خواسته هاي مردم ، امام راحل و مطالبات رهبري است . البته در اين راه بايد تلاش هاي بيشتري صورت گيرد.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 همایش فاجعه انسانی غزه و حقوق بین الملل 2

 

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 حضور مردم در صحنه مانع دخالت دشمنان است

با تشکیل اتاق‌های تعاون و بازرگانی می‌توان اختلاف بین دستگاه ها را کاهش داد

 

 

معاون اول رییس قوه قضائیه گفت : همه حرکت‌ها و اقدام قوه قضائیه برای افزایش اعتماد عمومی مردم نسبت به کارآمدی نظام است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی در شورای اداری همدان افزود: بالاترین مولفه قدرت در کشور ما حضور مردم در صحنه است.

وی اضافه کرد : مسوولان باید اعتماد مردم به نظام را افزایش دهند تا مردم بیشتر در صحنه حضور داشته باشند.

وی اظهار داشت: امروز به برکت حضور مردم در صحنه وجود نیروهای مسلح و بسیجی آمریکا نمی‌تواند در کشور ایران دخالت کند.

وی افزود: مسوولان باید در حوزه مدیریت خود در جهت ارتقا اعتماد عمومی به نظام تلاش کنند.

معاون قوه قضائیه گفت: در حال حاضر مجلس دولت و قوه قضائیه یک آهنگ دارند و آن آهنگ مقام معظم رهبری است و آهنگ رهبری خواست مردم است.

رئیسی افزود: آنچه در پیام نوروزی مقام معظم رهبری آمده خواست مردم است و باید خط مشی همه دستگاهها قرار گیرد.

وی از مدیران و مسوولان دستگاههای اجرایی خواست با یک آهنگ واحد و به دور از اختلاف و با هماهنگی بین قوا در رفع مشکلات مردم تلاش کنند.

وی در بخش دیگری از سخنانش افزود: گسترش و توسعه کیفی شوراهای حل اختلاف باید مورد توجه مسوولان استانها قرار گیرد.

رئیسی اضافه کرد: با تشکیل شوراهای حل اختلاف در محیطهای فرهنگی کارگری صنعتی و اتاق‌های تعاون و بازرگانی می‌توان اختلاف بین دستگاهها را کاهش داد و از ارجاع پرونده‌ها به دادگستری جلوگیری کرد.

وی افزود: اطاله پرونده‌های دادگستری که یکی از دغدغه‌های مردم بوده با اقدام دادگستری بسیار محدود شده است.

وی در ادامه گفت: در سالی که به نام نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده‌است باید ظرفیت‌های بالقوه را به بالفعل تبدیل کرد و از نیروهای کارآمد در دستگاههای اجرایی استفاده کرد.

وی اظهار داشت: با دنبال کردن چشم انداز ‪ ۲۰‬ساله کشور و توجه به عدالت و پیشرفت ، ایران اسلامی می‌تواند به عنوان یک قدرت اقتصادی و یک کشور توانمند در عرصه‌های مختلف در منطقه ظهور پیدا کند.

معاون اول قوه قضائیه در بخش دیگری از سخنانش گفت : بالاترین سخن علم مدیریت احترام به ارباب رجوع و مشتری مداری است.

رئیسی افزود: مدیران نسبت به برگزیدن همکاران خود دقت و نظارت داشته باشند و اعتماد و کنترل را با هم رعایت کنند.

وی اظهار داشت: بودجه برنامه استفاده از نیروی کارآمد لازم است اما سهم مدیر و مدیریت در ساماندهی کارها قابل قیاس نیست.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

  شکایات مربوط به موانع اصل 44 در دست بررسی است سید ابراهیم رئیسی

معاون اول قوه قضائیه در همایش «اصل 44؛ موانع و راهکارها» گفت: شکایات مختلفی تا کنون در مورد موانع اجرای اصل 44 به قوه قضائیه رسیده که در حال بررسی است.

ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضائیه در همایش علمی کاربردی اصل 44 موانع و راهکارها که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برگزارشده با اشاره به اینکه اصل 44 فرآیندی است که همه دستگاهها و مردم باید در آن نقش خود را ایفا کنند گفت: اینکه گفته می شود اصل 44 صرفا به معنای خصوصی سازی است درست نیست بلکه هدف مهم اجرای اصل 44 توانمند سازی بخش خصوصی است.

رئیسی تصریح کرد: جلوگیری از توانمند شدن اقتصاد کشور خواست دشمن است و امروز اجرای اصل 44 به عنوان یک باور همگانی و مطالبه همه لایه های اجتماعی مطرح است که برگزاری این نشستها می تواند آن را پر رنگتر کند.

معاون قوه قضائیه ادامه داد: با هیچ نقشه، دسیسه و ترفندی نمی توان در مقابل اراده مردم ایستاد و اجرای اصل 44 از خواسته های مردم است.

معاون اول قوه قضائیه با اشاره به انجام آماده سازیهایی برای اجرای اصل 44 در قوه قضائیه گفت: قوه قضائیه در اجرای اصل 44 دو کار مهم انجام داد: ابتدا حمایت از سرمایه گذاریهای مشروع ودوم تشکیل دادگاههای تخصصی.

وی افزود: حمایت از سرمایه گذاری مشروع صرفا با تاسیس یک دفتر مقدور نیست بلکه باید سازوکار اجرایی آن تبیین شود.

رئیسی گفت: شکایات مختلفی تا کنون در مورد موانع اجرای اصل 44 رسیده و در حال بررسی است و قضات مخصوص نیز در قوه قضائیه در مورد اصل 44 مشغول به کار هستند و در کنار آنان یک مشاور اقتصادی هم قرار دارد.

وی همچنین از طرح تحول اقتصادی به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجرایی در کشور نام برد و گفت: هیچ رده ای در نظام در اصل ضرورت اجرای طرح تحول تردیدی ندارد.

رئیسی با هشدار نسبت به اجرای درست اصل 44 گفت: امروز یکی از مهمترین پرونده هایی که در قوه قضائیه وجود دارد مربوط به بخش تعاونی است و این باید برای اجرای اصل 44 نیز عبرت آمیز باشد.

وی با بیان اینکه برنامه های توسعه 5 ساله در مورد خصوصی سازی در عمل تحقق پیدا نکرد خواستار آسیب شناسی تخصصی در این خصوص شد.

رئیسی در پایان گفت: مردم باید نتیجه اجرای اصل 44 را در زندگی خود حس کنند.

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 معاون اول قوه قضائیه و اصل 44

 

   

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 برنامه هیئت محبان آل محمد
به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) مراسم عزاداری در هیئت محبان آل محمد طبق سنوات گذشته به شرح ذیل برگزار می گردد :

زمان : چهارشنبه۱۶/۲/۸۸ شب از ساعت ۲۰ لغایت ۲۲ تا جمعه شب۱۸/۲/۸۸

مکان : پونک . بزرگراه شهید اشرفی اصفهانی خیابان شهید زارع بیدکی منزل برادر نظری

سخنران : حجت الاسلام و المسلمین فتحی

مداح : برادر بهرام مردان

در ضمن وسیله ایاب و ذهاب ساعت ۱۹:۳۰ از درب مسجد جعفری کوی نصر به سمت مکان هیئت محیا می باشد  

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 
 
بالا