"بسم الله الرحمن الرحیم"
فلولا فضل الله علیکم لکنتم من الخاسرین
با سلام به امام امت ؛
چند ساعت به عملیات نمانده است، موذن اذان می گوید و من در کنار سنگر وصیتی
چند می نویسم. از مادر مهربانم که چقدر زحمت کشید و مرا به اینجا رسانیده است تشکر
می کنم و امیدوارم که اگر خداوند لیاقتی داد، شفیع او در روز محشر باشم.
به خواهرانم وصیت می کنم : تا می توانید حفظ حجاب کنید زیرا حجاب برای شما
زینت است.
از برادرانم تقاضامندم که ذکر و یاد خدا را فراموش نکنند که اگر کسی این
کار را کرد در "معیشا ضنکا" می افتد. به دوستان مسجدی می گویم که حفظ
وحدت کنید، نگویید امام جماعت فلان است و غیره؛ هر چه هست نعوذبالله فاسق که نیست
پس چرا پشت سر ایشان نماز نمی خوانید؟ اینکارها را رها نکنید که دل امام را می
رنجانید به بزرگترهای مسجد گیشا می گویم:
که سعی کنید از جوانها کار بکشید، بار
انقلاب - بقول امام – بر دوش این جوانها است و تمام شما را حلال می کنم و
امیدوارم همه تان مرا حلال کنید.
به دوستان دانشگاهی می گویم که لااقل برای یکبار هم که شده به جبهه بیایید که
مطمئن هستم اگر یکبار به جبهه بیایید، دیگر آن را ترک نمی کنید. درس خود را
بخوانید و سعی کنید دانشگاهی باتقوی بسازید.
اگر کسی از شما پیش امام رفت سلام مرا
به او رسانده و به او بگویید حاضرم تمام عمرم را فدایی یک لحظه از عمر تو بکنم
زیرا تو برای اسلام زنده ای و تو وسیله ای هستی که اسلام زنده بماند.
اگر کسی از فامیلها، دوستان، آشنایان و دیگران بعد از شهادت من بگوید که
"ای کاش او می ماند و درس می خواند و بیشتر می توانست به اسلام خدمت کند
"راضی نیستم حتی سر قبر من (اگر قبری داشتم) نیز حاضر شود. زیرا شما نیستید
که مرگ انسان را و زندگی انسان را تشخیص می دهید و شما نمی دانید که چه کسی و کجا
برای اسلام مفید است.
خدایا، در این لحظه با تمامی وجودم حاضرم خونم را در راه دینت بریزم تا تو
خونبهای آن شوی ما را بپذیر. چون وقت نیست من بد خط و با عجله نوشتم، امیدوارم
راهگشایی برای من باشد و امیدوارم بعد از مرگم قهرمانی از من نسازید، من یک بسیجی
ساده بودم.
تقاضا دارم جنازه ام را از مسجد گیشا به دانشگاه پلی تکنیک برده و سپس در بهشت
زهرا(س) دفن کنید.*
والسلام-9/4/1365-جبهه مهران
*این وصیت نامه را شهید پتراکو قبل از آزادسازی شهر مهران نوشته است. در این
عملیات از 8
ناحیه مجروح شد و وصیت نامه فوق خونین است. شهید پتراکو قبل از شهادت وصیت
نامه دیگری نوشته است که غالب این مطالب در آن آمده است.
|
+| نوشته شده توسط
مقداد جلیلیان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
|