تبليغاتX
sian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"> حریم عشق را درگه بسی بالا تر از عقل است شهدا نظر می کنند به وجه الله ، خدایا توفیق شفاعت شهدا را نصیب ما گردان
درگه عشق
Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic
در محضر شهدای مسجد جعفری کوی نصر ( گیشا ) ؛


 گزيده اي از زندگينامه شهيد فرشاد امانخاني
 

Image and video hosting by TinyPic

شهيد فرشاد امانخاني در ۲۱ تيرماه ۱۳۴۷ در تهران به دنيا آمد كه فرزند پنجم خانواده هستند و در سن۶6 سالگي در دبستان ارمغان تحصيل خود را آغاز كرد و دوره راهنمايي را در مدرسه شاپوريان به اتمام رساند . با رسيدن به سن تكليف تعليمات مذهبي خود را بطور جدي تا جائيكه قرائت قرآن و مطالعه كتب مذهبي از مشغوليات دائمي و مهم ايشان محسوب مي شد و حضور مستمر در مسجد داشتند و عضو كتابخانه مسجد نيز بودند و از خواندن نماز جماعت غافل نمي شدند و در غياب مؤذن خود ايشان كار او را انجام مي دادند و نامبرده در سال۱۳۶۵ موفق به اخذ مدرك ديپلم رياضي فيزيك شد و بلافاصله در كنكور همان سال با رتبه ۲۴۶ در رشته عمران در دانشكده فني دانشگاه تهران پذيرفته شد .از آنجائيكه شهيد در اين برهه از زمان احساس مسئوليت شديدي نسبت به دين اسلام مي نمود پس از ثبت نام در دانشگاه و انتخاب واحد و گذراندن حدوداً‌ دو ماه از سال تحصيلي عازم جبهه شدند. به همراه سپاهيان محمد(ص). و در عملياتهاي كربلاي۴ و ۵  شركت داشتند و در ۱۹/11/۱۳۶۵ در منطقه شلمچه در حاليكه همراه يكي از همرزمانش سوار موتور سيكلت در حال حركت بوده مورد اصابت تركش احتمالاً خمپاره قرار گرفته و شربت شهادت را نوشيده است.

وي بطور جدي از رياكاري پرهيز داشت " من براي رضاي خدا آمده ام اگر عكس بگيرم و نشان بدهم كارم مردمي مي شود " و در تاريخ ۴/11/۶۵ كه به مرخصي آمد و در حقيقت براي آخرين وداع خود با خانواده به هيچ كس نگفت كه در جبهه يك تركش كوچك به سرش اصابت كرده و خانواده ايشان اين موضوع را بعد از شهادتش از دوستانش فهميدند.ايشان هنگام مرخصي درتاريخ ۱۰/11/۶۵ به بهشت زهرا رفته بود و هنگام بازگشت از آن مكان رويش را به طرف قطعه 29(كه آنزمان تازه آماده شده بود) كرده و خطاب به دو دوست همراهش گفته بود "  معلوم نيست كداميك از اين قبرها نصيب ما خواهد شد " كه درست دو هفته بعد از اين روز يعني روز ۲۴/11/۶۵ پيكر مطهر ايشان را در بهشت زهرا قطعه ۲۹ رديف ۲۶ شماره ۱۴ به خاك سپردند.

وي در عمليات كربلاي 4 بعنوان بهترين بي سيم چي انتخاب شدند. و به علت اينكه ساك و وسايل ايشان به دستشان نرسيده است آثار و نوشته هايي از شهيد بجا نمانده است .ولي در گوشه اي از كتابهايش اين جمله را نوشته است:

 "به اميد نظري از آن صاحب نظر كه محو جمالش شويم و به لقائش بپيونديم."

و يا شعري كه در برگ كاغذ نوشته و هنگام مرخصي در خانه گذاشته است؛

آندم كه زخون خود وضو مي كردم        داني كه ز حق چه آرزو مي كردم

اي كاش مــرا هــزار جان بود به تن        تــا آن همه را فـداي او مي كردم

                          روحش شاد و يادش جاودان باد

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شناسنامه شهید فرشاد امانخانی
 

نام و نام خانوادگي: فرشاد امانخانی

نام پدر:

علی (رحلت نموده است ) 

شماره شناسنامه:


تاريخ تولد:

1347/04/21

محل تولد:

تهران

رشته تحصيلي:

عمران

نام دانشكده:

فنی دانشگاه تهران

تاريخ شهادت:

1365/11/19


محل شهادت: 


شلمچه

|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 گزیده ای از وصیت نامه شهید فرشاد امانخانی


Image and video hosting by TinyPic

عاجزانه خواهشمندم، مراقب باشید که زر و زیور دنیا گولتان نزند که در آن دنیا پشیمانی سودی ندارد. از قرآن جدا نشوید و هر روز مقداری از آیات آن را تلاوت کنید.

 
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در سه شنبه بیستم فروردین 1387  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 شهادتنامه شهید " فرشاد امانخانی "


"بسمه تعالی"

"Image and video hosting by TinyPic

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین(ع) یوم الورود

 

با سلام، به پیشگاه مقدس صاحب الزمان ارواحنا له الفداء و با درود بر رهبر کبیر انقلاب و با سلام به خانواده و بستگان و دوستان و آشنایان و با سپاس از خدای متعال که ما را به دین مبین اسلام مشرف نمود و زینت تشیع آل علی (ع) را به ما ارزانی داشت و حمد و ثناء، خدایی را که ما را در عرصه ای به این دنیا وارد کرد که بتوانیم عمل جهاد فی سبیل الله را انجام دهیم و در روز قیامت شرمنده رسول الله (ص) نباشیم و سلامی دوباره به خدمت پدر و مادر عزیزم که واقعا نمی دانم چگونه از آن همه زحماتی که برایم کشیده اند قدردانی کنم.

 

اما در مورد این وصیت نامه، من بسیار کوچکتر از آنم که بخواهم شما را وصیتی کنم فقط همین قدر تذکر می دهم که همگی سعی کنید :

تقوای الهی را پیش گرفته و از گناهان بپرهیزید،

زیرا این چند سال باقیمانده عمر واقعا ارزش آن را ندارد که بخاطر مدتی لذت مادی، دنیا و آخرت خود را خراب کرده و مشمول عذاب الهی شویم و به قول شهید "محمد حسینی" :

 

اگر لذت (را) ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس (را) لذت ندانی

 

عزیزان من ماه زندگی بسیار تاریک و خطرناک است و در هر قدم دشمنان دین کمین کرده اند تا ما را فریب دهند. پس عاجزانه، خواهشمندم مراقب باشید تا زر و زیور دنیا گولتان نزند که در آن دنیا دیگر پشیمانی سودی ندارد و همچنین بسیار یاد مرگ کنید که انسان را از گناه باز می دارد.

سعی کنید تا آنجا که ممکن است نماز را در اول وقت و به جماعت بخوانید. از قرآن جدا نشوید و هر روز مقداری از آیات قرآن را تلاوت کنید و همیشه به این یاد باشید که همه تان بالاخره این راه را طی می کنید؛ بنابراین، حداکثر استفاده را از عمر باقیمانده بکنید و نگذارید به بطالت بگذرد.


 

خرما  نتوان  خورد  از  این  خار  که  کشتیم / دیبا نتوان  بافت از این پشم که رشتیم

 

بر  حرف   معانی،  خط   عذری   نکشیدیم / پهلوی  کبائر ،  حسناتی     ننوشتیم

 

افسوس  بر این  عمر  گرانمایه  که  بگذشت / ما  از  سر  تقصیر و خطا  در نگذشتیم

 

پیری و جوانی  پی  هم  چون  شب و روزند / ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

 

چون مرغ در این کنگره تا کی بتوان خواند؟ / یکروز نگه کن بر این کنگره خشتیم

 

همچنین هر چقدر لباس و کتاب بی استفاده از من باقی می ماند بر حسب صلا حدید خانواده به مستحق بدهید و همچنین بیست روز روزه قضا و در حدود سه ماه نماز قضا و ده شب، نماز شب نذر دارم که انشاء الله خانواده­ام اجیری تعیین کنند تا بر گردنم نماند. از همه دوستان و آشنایان و مخصوصا خانواده ام می خواهم که مرا حلال کرده وعفو کنند. در آخر همه را به خدای بزرگ می سپارم.

 

 

 

"التماس دعا"

  عصر جمعه 28/9/1365   

 
|+| نوشته شده توسط مقداد جلیلیان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم ؛ باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
این ناقابل ، کوششی است در راستای شناساندن گوشه ای !

 

 
 
بالا