تجارت در راه خدا
آیات 10 تا 14 سوره مباره صف
اين آيات مؤ منين را به ايمان به خدا و رسول او و به جهاد در راه خدا دعوت نموده ، و آ
نان را به مغفرت و جنت در آخرت ، و نصرت و فتح در دنيا وعده اى
جميل مى دهد، و ايشان را دعوت مى كند به اينكه نسبت به وعده نصرت خدا و تاءييد او
اعتماد كنند.
اين دو معنايى كه گفتيم غرض نهايى سوره است ، و مطالبى كه در آيات قبلى بود جنبه
زمينه چينى براى اين دو معنا را داشت .
يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا هَلْ أَدُلُّكمْ عَلى تجَرَةٍ تُنجِيكم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ
|
استفهام در اين آيه جنبه پيشنهادى را دارد كه در معناى امر است .
كلمه ((تجارة )) - به طورى كه راغب گفته - به معناى تصرف در سرمايه به منظور
به دست آوردن سود است ، و در كلام عرب به غير از اين كلمه هيچ كلمه اى نيست كه بعد از
حرف ((تا)) حرف ((جيم )) آمده باشد.
در اين آيه شريفه ايمان و جهاد تجارت به حساب آمده كه سرمايه اش جان آدمى ، و ربح
آن نجات از عذاب دردناك است ، و آيه شريفه در معناى اين آيه است :
((ان اللّه اشترى من
المؤ منين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى
سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون ... فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به .))
خداى عزوجل با نكره آوردن كلمه ((تجاره )) آن را بزرگ داشته . فرمود: ((شما را به
تجارتى راه بنمايم )) يعنى به تجارتى مهم و عظيم و
جليل القدر.
و در بيان ربح آن هم كه همان نجات از عذاب است ، بيان نكرد چه عذابى است ، و فرمود
عذابى تا بفهماند آنقدر بزرگ است كه در بيان نمى گنجد.
و مصداق اين نجات كه وعده اش را داده ، همان مغفرت و جنت است ، و به همين جهت در نوبت دوم
جمله ((يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات ...))، را
بدل از آن نجات آورد، و اما نصرت و فتح كه آن دو را نيز وعده داده ، مصداق نجات
نبودند، بلكه خارج از آن بودند، و به همين جهت آن دو را جداگانه ذكر كرد، و نفرمود:
((يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات و ينصركم و يفتح لكم )) - نجات از عذاب همين است
كه گناهانتان را مى آمرزد، و به جنات داخلتان مى كند، و بر دشمنان پيروزتان نموده ،
فتح نصيبتان مى كند بلكه ميان مغفرت و جنت و نصرت و فتح فاصله انداخت ، و فرمود:
((و اخرى تحبونها نصر من اللّه و فتح قريب ))
پس خواننده عزيز بايد از اين نكته
غافل نماند.
تجارتى كه شما را از عذاب اليم نجات مى دهد و مغفرت و جنت و نصرت و فتح در
پى دارد
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ تجَهِدُونَ فى سبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَلِكمْ وَ أَنفُسِكُمْ ...
|
اين آيه شريفه جمله استينافى و جديد است ، كه مى خواهد كلمه تجارت را كه در آ يه
قبلى پيشنهاد كرده بود براى آنان تفسير كند، گويا شخصى پرسيده اين تجارت چيست
؟
و در پاسخ فرمود اين تجارت است كه به خدا و رسولش ايمان آورده ، در راه او با
مال و جانتان جهاد كنيد. و اگر ايمان به رسول را با ايمان به خدا ذكر كرد، براى اين
بود كه بفهماند اطاعت رسول در آنچه دستور مى دهد واجب است ، و گرنه ايمان به خدا
بدون ايمان به رسول معنا ندارد، چون اين رسول است كه به ايمان به خدا دعوت مى
كند، همچنان كه فرموده :
((ان الذين يكفرون باللّه و رسله و يريدون ان يفرقوا بين
اللّه و رسله ... اولئك هم الكافرون حقا)). ((ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ))
- يعنى اين كه گفتيم : به خدا و رسولش ايمان
بياوريد، و چنين و چنان كنيد، خير خود شما را در نظر گرفتيم اگر به راستى از
اهل علم باشيد. و اما جاهلان ، اعمالشان قابل اعتناء نيست ، و معيار قرار نمى گيرد.
بعضى از مفسرين گفته اند: مراد اين است كه اگر شما
اهل علم و فهم باشيد، خير بودن اين تجارت را درك مى كنيد.
يَغْفِرْ لَكمْ ذُنُوبَكمْ وَ يُدْخِلْكمْ جَنَّتٍ تجْرِى مِن تحْتهَا الاَنهَرُ ...
|
اين جمله جواب شرطى است كه در ظاهر كلام نيامده ، ولى از آيه قبلى فهميده مى شود، و
تقدير كلام اين است كه : ((ان تومنوا باللّه و رسوله و تجاهدوا فى سبيله يغفر لكم
ذنوبكم ...)).
در آيه شريفه مورد بحث كلمه ((ذنوبكم )) مطلق آمده ، يعنى نفرمود كدام گناه آمرزيده
مى شود. و از اين اطلاق مى توانيم نتيجه بگيريم كه تمامى گناهان با شرايطى كه
ذكر شده آمرزيده مى شود. اعتبار عقلى هم مساعد با اين معنا است ، چون اين آمرزش در آيه
شريفه مقدمه داخل شدن در بهشت جاودان ذكر شده ، و معنا ندارد كه كسى
داخل چنين بهشتى بشود، در حالى كه پاره اى از گناهانش آمرزيده نشده باشد. و اى بسا
به منظور اشاره به همين نكته بوده كه دنبال آيه فرموده :
((و مساكن طيبه فى جنات
عدن ))
يعنى جناتى ثابت و دائمى . پس دائمى و ثابت بودن آن جنات خود اشاره است
به اينكه مغفرت مزبور در آيه شامل همه گناهان مى شود.
علاوه بر اين ، در آيه شريفه ميان ثمن و مثمن معامله ، مقابله واقع شده . آنچه مومن به خدا
مى دهد، متاع قليل دنياى ناپايدار است ، و آنچه خدا به وعده داده تا او را دلخوش سازد تا
با طيب نفس و اراده اى قوى به معامله اقدام كند و خود را قربانى نمايد متاع و زندگى
دائمى و باقى است ، و به همين جهت به منظور تاءكيد اين مطلب در آخر فرمود: ((ذلك
الفوز العظيم )).
وَ أُخْرَى تحِبُّونهَا نَصرٌ مِّنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ ...
|
اين آيه عطف است بر جمله ((يغفر لكم ...)) و كلمه ((اخرى )) صفتى است كه در جاى
موصوف به كار رفته ، و نيز خبرى است براى مبتدائى كه حذف شده ، و جمله ((نصر من
اللّه و فتح قريب )) بيان كلمه ((اخرى )) است ، و تقدير كلام اين است : ((و لكم نعمه
- و يا خصله - اخرى تحبونها و هى نصر من اللّه و فتح
عاجل - و شما نعمتى - و يا خصلتى - ديگر داريد، كه دوستش داريد، و آن عبارت است از
نصرتى از خدا و فتحى نزديك و جمله ((و بشر المؤ منين )) عطف است بر چيزى كه از جمله سابق فهميده مى شد، گويا
فرموده : ((قل يا ايها الذين امنوا هل ادلكم ...))، و ((بشر المؤ منين )).
اين بشارت در مقابل بشارتى است كه در آيه شريفه زير واقع شده ، مى فرمايد:
((ان
اللّه اشترى من المؤ منين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه ... فاستبشروا ببيعكم الذى
بايعتم به
و از اين محاذات و مقابله روشن مى شود كه مژده اى هم كه در آيه مورد بحث داده شده ، در
خصوص نصرت و فتح نيست ، بلكه مجموع پاداشهايى است كه خدا در دنيا و آخرت مى
دهد.
همه اين مطالب امورى است كه از آيه شريفه به كمك سياق و اعراب كلماتش استفاده مى
شود، ولى مفسرين در معناى آيه سخنانى ديگر گفته اند كه سياق ، آن طور كه بايد با
آن مساعد نيست ، و به همين جهت از نقل آن خوددارى كرديم . بعضى هم
احتمال داده اند كه جمله
((و بشر المؤ منين )) استينافى و جديد باشد.
معناى اينكه فرمود: ((كونوا انصار الله ...))
يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُونُوا أَنصارَ اللَّهِ ...
|
يعنى آنقدر دين خدا را يارى كنيد كه به اين علامت شناخته شويد. بنابر اين ، آيه
شريفه جنبه ترقى نسبت به آيه قبلى دارد كه مى فرمود
((هل ادلكم ...))، در نتيجه برگشت معناى هر دو آيه به اين مى شود: با جان و
مال خود تجارت كنيد، و خدا را با ايمان و جهاد در راه او يارى نماييد، و بر يارى خود دوام
و ثبات داشته باشيد.
و منظور از يارى كردن خدا يارى پيامبر خدا در پيش گرفتن راهى است كه آدمى را با
بصيرت به سوى خدا مى كشاند، همچنان كه در جاى ديگر فرموده :
((قل هذه سبيلى ادعوا الى اللّه على بصيره انا و من اتبعنى )).
دليل بر اينكه منظور از يارى خدا، يارى دين خدا و پيامبر خدا است ، است كه جمله ((كونوا
انصار اللّه )) را تشبيه مى كند به گفتار عيسى (عليه السلام )، مى فرمايد:
((كما
قال عيسى بن مريم للحواريين من انصارى الى اللّه
قال الحواريون نحن انصار اللّه -"
همان طور كه عيسى بن مريم به حواريين گفت : چه
كسى ياور من به سوى خدا)) است ؟ حواريين گفتند ماييم انصار خدا پس انصار خدا بودن
حواريين معنايش اين بود كه انصار عيسى بن مريم باشند در پيمودن راه خدا، و توجه
به آن درگاه . و راه خدا همان توحيد و اخلاص عبادت براى خداى سبحان است . پس ، ازجمله
((نحن انصار اللّه )) محاذى و مقابل جمله ((من انصارى الى اللّه )) قرار گرفته ، و
مطابق آن واقع شده ، معلوم مى شود كه معناى هر دو جمله يكى است ، يعنى معناى جمله
((نحن انصار اللّه )) هم ((من انصارى الى اللّه )) است . پس اينكه مخاطبين در جمله ((يا
ايها الذين امنوا كونوا انصار اللّه )) انصار خدا باشند، معنايش اين است كه انصار رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) در نشر دعوت و اعلاى كلمه حق
باشند، و در اين راه جهاد كنند، و اين همان ايمان آوردن به
رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )، و اطاعت قاطع و صادق او در اوامر و نواهى او
است ، همچ نان كه از سياق آيات سوره هم همين معنا استفاده مى شود.
((فامنت طائفه من بنى اسرائيل و كفرت طائفه فايدنا الذين امنوا على عدوهم فاصبحوا
ظاهرين )) - اين قسمت از آيه شريفه به ماجرا و سرانجام پيشنهاد عيسى (عليه السلام )
اشاره نموده ، بيان مى كند كه بنى اسرائيل دو طائفه شدند، يكى حواريين بودند كه به
وى ايمان آوردند، و طائفه اى ديگر كه كفر ورزيدند، و خداى تعالى مؤ منين را بر كفار
كه دشمن ايشان بودند غلبه داد، و بعد از آنكه روزگارى دراز تو سرى خور آنان
بودند، سرور ايشان شدند.
در اين قسمت از آيه اشاره است به اينكه امت پيامبر اسلام هم عين اين سر نوشت را دارند،
آنها نيز مانند امت عيسى دو طائفه مى شوند يكى مومن ، و ديگرى كافر. و اگر مؤ منين ،
خداى تعالى را كه در مقام نصرت خواهى از آنان برآمده اجابت كردند، و پاس حرمت
دستورات او را نگه داشتند، خداى تعالى هم ايشان را عليه دشمنان شاءن نصرت داده ، و
همان طور كه مؤ منين به عيسى بعد از روزگارى مذلت به آقايى رسيدند، ايشان را نيز
بر دشمنان خود سرورى مى بخشد.
خداى تعالى در آخر داستانهاى عيسى در سوره
آل عمران به اين داستان اشاره نموده ، مى فرمايد:
((فلما احس عيسى منهم الكفر
قال من انصارى الى اللّه قال الحواريون نحن انصار اللّه ))
و اين قصه در شش آيه از
آن سوره آمده كه دقت در آنها معناى آيه مورد بحث را روشن مى سازد.
بحث روايتى
(چند روايت درباره تجارت نجات دهنده ، حواريون عيسى (عليه السلام ..)
در تفسير قمى در روايتى كه ابى الجارود از امام ابى جعفر در تفسير آيه
((يا ايها
الذين امنوا هل ادلكم على تجاره تنجيكم من عذاب اليم ))
نقل كرده فرموده : اصحاب گفتند: چه خوب بود مى فهميديم اين تجارت چيست كه اگر
بفهميم جان و مال و حتى اولادمان را هم در به دست آوردن آن مى داديم .
خداى تعالى فرمود:
((تومنون باللّه و رسوله و تجاهدون فى
سبيل اللّه باموالكم ... ذلك الفوز العظيم )).
مؤ لف : اين معنا از طريق اهل سنت نيز روايت شده .
و در همان تفسير در ذيل آيه ((و اخرى تحبونها نصر من اللّه و فتح قريب )) آمده كه امام
فرمود:
يعنى فتح امام قائم .
و در روايتى ديگر فرموده : فتح مكه .
و در كتاب احتجاج از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) آمده كه در ضمن حديثى فرمود: زمين هيچ
وقت از عالمى كه مايحتاج خلق را بيان كند و متعلمى كه در راه نجات به
دنبال علماء مى رود، خالى نبوده ، هر چند كه اين دو طائفه هميشه در اقليت بوده اند. و خداى
تعالى اين معنا را در امت انبياى گذشته بيان نموده است ، و آن امت ها را
مثل براى آيندگان كرده ، مثل اين كلامش كه درباره حواريين عيسى (عليه السلام ) مى
فرمايد: عيسى به ساير بنى اسرائيل گفت:
((من انصارى الى اللّه
قال الحواريون نحن انصار اللّه امنا باللّه و اشهد بانا مسلمون )).
مؤ لف : اين روايت هر چند در تفسير آيه آل عمران وارد شده ، ولى درباره آيه مورد بحث
نيز فائده مى دهد.
و در الدر المنثور است كه ابن اسحاق و ابن سعد از عبداللّه بن ابى بكر بن محمد بن
عمرو بن حزم روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) به آن
چند نفرى كه در عقبه ديدارش كردند فرمود: از بين خود دوازده نفر را به عنوان
كفيل قوم خود به من معرفى كنيد، همان طور كه حواريون عيسى بن مريم
كفيل قوم خود بودند.
تفسیر المیزان جلد 19
|
+| نوشته شده توسط
مقداد جلیلیان در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387
|