دنیا دیگربرای ماندن نیست، باید رفت...چون:
خانه٬ خانه ی الفت های دنیایی
است ؛کوچه،
کوچه ی تعلقات است ؛ وشهر،
محیط عادات...
می گفت:
ای
شهید، ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود برنشسته ای،دستی برار و ما
قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش...
و به آرزویش رسید،
ای شقایق های اتش گرفته:
دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد،آیا آن روزنیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟...
|
+| نوشته شده توسط
مقداد جلیلیان در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
|